نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، تهدید ترامپ به اعمال «پیامدهای اقتصادی عظیم» علیه کشورهایی که با ایران تجارت میکنند، در ظاهر بیش از همه چین را هدف قرار میدهد. پکن طی دهههای گذشته تحریمهای غرب علیه نفت ایران را نادیده گرفته و در مقاطعی تا ۹۰ درصد صادرات نفت تهران را خریداری کرده است. چین همچنین فناوری و مواد اولیه مورد نیاز ایران برای ساخت موشکها و پهپادها را تأمین کرده است. با این حال، در پکن این تصور وجود دارد که چین توان مقاومت در برابر فشار تازه آمریکا را دارد؛ البته اگر تهدید ترامپ اساساً به مرحله اجرا برسد.
وو شینبو، از پژوهشگران برجسته مطالعات آمریکا در دانشگاه فودان و مشاور وزارت خارجه چین، معتقد است تهدید تازه واشنگتن بیش از هر چیز نشاندهنده دشواری موقعیت دولت ترامپ در پرونده ایران است. از نگاه او، آمریکا به این دلیل تهدید به مجازات شرکای ایران میکند که برای خروج از معضلی که خود ایجاد کرده گزینههای دیگری در اختیار ندارد.
این برداشت با ارزیابی گستردهتری در میان برخی تحلیلگران چینی همخوان است که جنگ ایران و ناتوانی کاخ سفید در پایان دادن به آن بر اساس شرایط مطلوب خود را نشانهای از افزایش ضعف آمریکا میدانند.
ترامپ وعده داد یک «روز موعود اقتصادی» علیه ایران ایجاد کند و کشورهایی را که هر نوع راه نجات برای تهران فراهم کنند، مجازات کند. یک روز بعد نیز اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، استدلال کرد که همکاری با واشنگتن در مسئله ایران به سود چین خواهد بود. اما واکنش رسمی پکن متفاوت بود. لین جیان، سخنگوی وزارت خارجه چین، اعلام کرد کشورش با تحریمهای یکجانبه مخالف است و فشار نمیتواند بحران ایران را حل کند.
یکی از مهمترین دلایل اعتمادبهنفس چین، توانایی این کشور در محدود کردن عرضه مواد معدنی حیاتی به آمریکاست. این مواد برای صنایع مختلف آمریکا، از جمله تولیدکنندگان تجهیزات و تسلیحات نظامی، اهمیت زیادی دارند. جنگ ایران بخشی از ذخایر تسلیحاتی آمریکا را کاهش داده و همین مسئله میتواند وابستگی واشنگتن به زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی را حساستر کند.
چین پیشتر نیز نشان داده است که قادر است از این اهرم استفاده کند. در جریان جنگ تجاری شدید سال گذشته، پکن با محدود کردن صادرات مواد معدنی حیاتی توانست ترامپ را به توقف بخشی از تقابل تجاری وادار کند. آتشبسی که پس از آن شکل گرفت، تا حد زیادی پابرجا مانده است.
تهدید تازه ترامپ علیه کشورهایی که با ایران همکاری میکنند، اکنون پرسشهایی درباره دوام همین آتشبس ایجاد کرده است؛ بهویژه آنکه کمتر از یک ماه دیگر قرار است شی جینپینگ برای نخستین سفر دولتی خود به واشنگتن از سال ۲۰۱۵ به آمریکا برود.
ترامپ و شی آخرین بار در ماه مه در پکن دیدار کردند؛ نشستی که چین آن را بسیار موفق ارزیابی کرد. ترامپ در آن دیدار درباره موضوعات اختلافی مهمی مانند وضعیت تایوان، جزیره خودگردانی که پکن آن را بخشی از قلمرو خود میداند، چالش جدی با شی ایجاد نکرد و حتی با عباراتی بسیار مثبت از رهبر چین تمجید کرد.
وانگ زیچن، تحلیلگر سیاست خارجی در مرکز چین و جهانیشدن در پکن، معتقد است بعید است هیچیک از دو طرف بخواهند مسئله ایران سفر آتی شی به آمریکا را مختل کند. از نگاه او، ترامپ اهمیت زیادی برای روابط شخصی خود با شی و برای این سفر قائل است.
وانگ حتی احتمال میدهد تهدیدهای ترامپ در نهایت صرفاً در حد لفاظی باقی بماند. به گفته او، اظهارات ترامپ درباره ایران اکنون با نوعی «تخفیف اعتباری» مواجه شدهاند؛ به این معنا که طرفهای مقابل دیگر هر تهدید او را با همان درجه از جدیت گذشته ارزیابی نمیکنند.
با وجود نزدیکی پکن و تهران، منافع چین در خاورمیانه پیچیدهتر از حمایت یکجانبه از ایران است. ایران نزدیکترین شریک راهبردی چین در منطقه و کشوری است که مانند پکن خواهان کاهش قدرت جهانی آمریکا است. اما چین در سالهای اخیر روابط خود را با برخی رقبای منطقهای ایران نیز گسترش داده است.
عربستان سعودی از مهمترین نمونههاست. روابط اقتصادی چین با ریاض میتواند فرصتهایی بزرگتر از آنچه ایران ارائه میدهد، در اختیار پکن قرار دهد. بنابراین حمایت چین از تهران در چارچوب مجموعه گستردهتری از ملاحظات سیاسی و اقتصادی منطقهای قرار دارد. با این حال، هنوز روشن نیست دولت ترامپ دقیقاً چگونه قصد دارد چین را برای کاهش روابط تجاری با ایران تحت فشار قرار دهد.
یکی از مسیرهای احتمالی واشنگتن، مختل کردن جریان نفت ایران به چین است. بخش قابل توجهی از این نفت به پالایشگاههای کوچک و مستقل چینی میرسد که با عنوان «تیپات» شناخته میشوند. این پالایشگاهها نسبت به تحریمهای آمریکا آسیبپذیری کمتری دارند، زیرا معمولاً ارتباط محدودی با نظام مالی جهانی دارند. در نتیجه، قطع دسترسی آنها به سیستم مالی بینالمللی ممکن است تأثیر کمتری نسبت به تحریم شرکتهای بزرگ چینی داشته باشد.
آمریکا میتواند با شدت بیشتری کشتیهایی را که نفت ایران را به پالایشگاههای چینی منتقل میکنند رهگیری کند. گزینه دیگر، افزایش نظارت بر بانکهایی است که به ایران در تبدیل یا انتقال یوان دریافتی از پالایشگاههای چینی کمک میکنند.
اما هر دو مسیر هزینههایی برای واشنگتن دارند. تشدید ممانعت فیزیکی از حمل نفت میتواند اصطکاک بیشتری با چین ایجاد کند و هدف گرفتن بانکهای مرتبط با تجارت نفت ایران نیز خطر سرایت تنش به روابط مالی دو اقتصاد بزرگ جهان را افزایش میدهد.
پکن همزمان برای کاهش ریسک اختلال در عرضه انرژی آماده شده است. چین ذخایر نفتی معادل مصرف چند ماه در اختیار دارد و برای جبران کاهش جریان نفت از تنگه هرمز، خرید نفت از روسیه را افزایش داده است. این ذخایر باعث میشود فشار آمریکا بر نفت ایران الزاماً بلافاصله به بحران انرژی برای چین منجر نشود.
با این حال، حذف نفت ارزان ایران از سبد وارداتی چین بدون هزینه نخواهد بود. اگر پکن ناچار شود نفت بیشتری از منابع دیگر خریداری کند، هزینه تأمین انرژی آن افزایش مییابد. افزون بر این، افزایش تقاضای چین از سایر صادرکنندگان میتواند قیمت جهانی نفت را نیز بالا ببرد. در نتیجه، تلاش آمریکا برای محروم کردن چین از نفت تخفیفخورده ایران میتواند بخشی از هزینه را به خود واشنگتن بازگرداند؛ زیرا افزایش قیمت جهانی نفت میتواند پیامدهای اقتصادی گستردهتری ایجاد کند.
دیائو دامینگ، استاد روابط بینالملل دانشگاه رنمین چین، این وضعیت را چنین توصیف میکند که آمریکا ببر کاغذی نیست و میتواند آسیب واقعی وارد کند، اما این اقدام همزمان به خود آمریکا نیز خسارت خواهد زد و در نهایت به سود هیچیک از دو کشور نیست.
عامل دیگری که بر محاسبات پکن اثر گذاشته، جابهجایی بخشی از توان نظامی آمریکا از اقیانوس آرام به خاورمیانه است. آمریکا در ماههای اخیر بخشی از تجهیزات نظامی را که اساساً برای نمایش و حفظ قدرت در آسیا مستقر شده بودند، به عملیات خاورمیانه اختصاص داده است. تازهترین نمونه، انتقال ناو هواپیمابر جرج واشنگتن از منطقه برای حمایت از عملیات در خاورمیانه بوده است.
چنین جابهجاییهایی میتواند در پکن این تصور را تقویت کند که جنگ ایران بخشی از ظرفیت نظامی آمریکا را از آسیا منحرف کرده و امکان اعمال همزمان فشار در چند جبهه برای واشنگتن دشوارتر شده است. این مسئله در کنار کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا و وابستگی صنایع دفاعی آن به مواد معدنی حیاتی چین، به پکن ابزارهای بیشتری برای مقاومت در برابر تهدیدهای اقتصادی ترامپ میدهد.
در مجموع، چین با وجود وابستگی قابل توجه به نفت ایران، خود را در موقعیتی نمیبیند که ناچار باشد صرفاً در برابر تهدیدهای واشنگتن عقبنشینی کند. ذخایر نفتی، امکان افزایش واردات از روسیه، نقش پالایشگاههای مستقل در تجارت نفت ایران و توانایی محدود کردن صادرات مواد معدنی حیاتی، مجموعهای از ابزارهای دفاعی و تلافیجویانه در اختیار پکن قرار دادهاند.
از سوی دیگر، آمریکا نیز برای تشدید مؤثر فشار باید به نقطهای نزدیک شود که منافع مستقیم چین را هدف قرار دهد. این اقدام میتواند آتشبس تجاری دو کشور را به خطر بیندازد و سفر آتی شی جینپینگ به واشنگتن را تحت تأثیر قرار دهد.
همین مسئله شکاف میان تهدید و قابلیت اجرای آن را برجسته میکند. ترامپ میتواند اعلام کند هر کشوری که به ایران کمک کند با پیامدهای اقتصادی سنگین روبهرو خواهد شد، اما اعمال واقعی این تهدید علیه مهمترین شریک اقتصادی تهران به معنای پذیرش احتمال رویارویی اقتصادی تازه با چین است.
به همین دلیل، در نگاه بخشی از نخبگان چینی، تهدید تازه ترامپ نه الزاماً نشانه افزایش قدرت آمریکا، بلکه نشانه کاهش گزینههای آن در جنگ ایران است. چین میداند واشنگتن توان وارد کردن آسیب اقتصادی را دارد، اما همزمان بر این محاسبه تکیه میکند که اعمال فشار در مقیاس لازم برای قطع روابط پکن و تهران، هزینه قابل توجهی نیز برای خود آمریکا ایجاد خواهد کرد.
بازار خودرو امروز ۳ شهریور ۱۴۰۵، در ادامه روند صعودی روز گذشته، بار دیگر شاهد افزایش گسترده قیمت خودرو بود.
ثبتنام در طرح مسکن استیجاری زوجهای جوان(طرح آشیان) از امروز در 12 شهر استان تهران و خراسان رضوی آغاز میشود.
بیتکوین روز سهشنبه به بیش از ۸۰ هزار دلار صعود کرد، زیرا ورود دوباره سرمایه به صندوقهای قابل معامله در بورس بیتکوین و بهبود فضای ریسکپذیری در بازار، روند صعودی اخیر این رمزارز را طولانیتر کردند.
قیمت نفت پس از کاهش بیش از ۲ درصدی در معاملات روز قبل، روز سهشنبه که سرمایهگذاران در حال ارزیابی تاثیر اقدامات خصمانه جدید آمریکا علیه ایران بودند، اندکی بهبود یافت.