کاپیس؛ وقتی دانشگاه باید از مقاله به خط تولید برسد

افتتاح مرکز تحقیقات فناوری‌های نوین صنعت پلیمر (کاپیس) در اصفهان تلاشی برای عبور از همکاری‌های سنتی دانشگاه و صنعت و ایجاد مسیری تازه از پژوهش تا تولید است. در این مدل دانش دانشگاهی، تجربه صنعتی و نیاز بازار در یک زنجیره قرار می‌گیرند تا فاصله میان مقاله و خط تولید کوتاه‌تر شود.

به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، فاصله میان دانشگاه و صنعت سال‌هاست که یکی از مسائل اصلی نظام نوآوری کشور به شمار می‌رود. دانشگاه دانش و پژوهش تولید می‌کند، صنعت با مسائل واقعی و نیازهای فناورانه مواجه است و بازار نیز به محصول و راه‌حل اقتصادی نیاز دارد، اما میان این سه ضلع، حلقه‌هایی مفقود هستند. افتتاح مرکز تحقیقات فناوری‌های نوین صنعت پلیمر (کاپیس) در اصفهان را می‌توان تلاشی برای پر کردن بخشی از این فاصله دانست. این مرکز قرار است پژوهش را از فضای مقاله و آزمایشگاه به مسئله واقعی صنعت، فناوری و در نهایت خط تولید و بازار برساند.

مسئله ارتباط دانشگاه و صنعت موضوع تازه‌ای نیست. طی سال‌های گذشته پروژه‌های متعددی با هدف نزدیک‌کردن این دو بخش شکل گرفته اما بخشی از این همکاری‌ها در سطح قرارداد، پروژه تحقیقاتی یا تولید مقاله متوقف مانده است. نقطه‌ای که کمتر مورد توجه قرار گرفته مسیر دشوار تبدیل دانش به فناوری و فناوری به محصول است که این مسیر نیازمند ارتباط مستمر میان پژوهشگر، صنعتگر، سرمایه‌گذار و بازار است.

در چنین شرایطی، فلسفه شکل‌گیری کاپیس را می‌توان فراتر از ایجاد یک مرکز تحقیقاتی دانست. ایده اصلی ایجاد یک بستر مشترک برای قرار گرفتن دانش دانشگاهی و تجربه صنعتی در کنار یکدیگر و حرکت از تعریف مسئله تا دستیابی به راه‌حل و محصول است.

برداشتن دیوارهای دانشگاه

یکی از پیش‌شرط‌های این مدل تغییر نگاه دانشگاه به صنعت است. فرید نعیمی رئیس دانشگاه آزاد واحد نجف‌آباد با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد دانشگاه‌ها، بر برداشتن دیوار میان دانشگاه و جامعه و صنعت تأکید کرده است.

از این نظر صنعت نباید تنها در پایان مسیر به‌عنوان مصرف‌کننده نیروی انسانی یا خریدار فناوری وارد شود. تجربه صنعتگران می‌تواند از همان مرحله آموزش و تعریف مسئله وارد دانشگاه شود. دانشجویانی که با مسائل واقعی تولید، محدودیت‌های اقتصادی، الزامات کیفیت و چالش‌های فناوری آشنا می‌شوند، آموزش متفاوتی نسبت به دانشجویی خواهند داشت که تمام مسیر آموزشی خود را در فضای تئوریک طی کرده است.

در سوی دیگر صنعت نیز می‌تواند از ظرفیت علمی دانشگاه برای حل مسائلی استفاده کند که شاید در چهارچوب روزمره تولید فرصت کافی برای پرداختن به آن‌ها وجود نداشته باشد.

از دانش تا فناوری: حلقه‌ای که باید ساخته شود

کاپیس در این میان قرار است نقش یک واسط فعال را ایفا کند، در واقع نه دانشگاه باشد و نه صرفاً یک واحد تحقیق و توسعه صنعتی، بلکه به محلی برای اتصال این دو ظرفیت تبدیل شود.

حمیدرضا نصری قائم‌مقام مدیرعامل گروه صنعتی ولکان بر همین نقش کاپیس به‌عنوان حلقه اتصال دانشگاه، صنعت و بازار تأکید کرده است.

اهمیت این نگاه در آن است که ارزش یک پژوهش صنعتی صرفاً با کیفیت علمی آن سنجیده نمی‌شود. پژوهشی که بتواند یک مشکل واقعی تولید را حل کند، هزینه‌ها را کاهش دهد، کیفیت محصول را افزایش دهد یا فناوری جدیدی را وارد فرآیند تولید کند، زمانی به ارزش واقعی خود می‌رسد که بتواند از مرحله تحقیق عبور کرده و وارد چرخه فناوری و اقتصاد شود.

به بیان دیگر مسیر مطلوب از اینجا آغاز می‌شود: «مسئله صنعت، پژوهش دانشگاهی، توسعه فناوری، آزمون صنعتی، تولید و بازار.» کاپیس اگر بتواند این زنجیره را به‌صورت واقعی شکل دهد، نقش آن از یک مرکز تحقیقاتی فراتر خواهد رفت و می‌تواند به الگویی برای همکاری میان دانشگاه و صنعت تبدیل شود.

دانش فقط در دانشگاه تولید نمی‌شود

اما اتصال دانشگاه و صنعت تنها به انتقال دانش علمی از دانشگاه به کارخانه محدود نیست. صنعت نیز خود تولیدکننده دانش است که این دانش طی سال‌ها فعالیت در خطوط تولید، آزمون مواد، مواجهه با خطاها و حل مسائل پیچیده شکل گرفته است.

بخش مهمی از این دانش در ذهن مدیران، مهندسان و متخصصانی قرار دارد که سال‌ها با یک فرآیند یا محصول کار کرده‌اند. اگر این تجربه به نسل بعدی منتقل نشود، با خروج افراد از سازمان بخشی از دانش نیز از بین می‌رود.

از همین نظر یکی از ظرفیت‌های مهم کاپیس می‌تواند تبدیل تجربه‌های پراکنده صنعتی به دانش قابل انتقال و استفاده مجدد باشد، یعنی دانش دانشگاهی و تجربه صنعتی نه در دو مسیر جداگانه، بلکه در یک فرآیند مشترک قرار گیرند.

فناوری بدون روایت، حافظه ندارد

در این میان یک مسئله کمتر دیده‌شده نیز مطرح می‌شود: «حفظ دانش تولیدشده در جریان پروژه‌های فناورانه.» ممکن است یک تیم پژوهشی و صنعتی ماه‌ها روی یک مسئله کار کند، آزمایش‌های متعدد انجام دهد و در نهایت به یک راه‌حل برسد اما اگر فرآیند طی‌شده، خطاها، تصمیم‌ها و تجربه‌های به‌دست‌آمده ثبت نشود چند سال بعد بخش مهمی از این دانش از دست خواهد رفت.

محمدرضا ابراهیمی از کارشناسان حوزه صنعت بر همین موضوع تأکید کرده و روایت را بخشی از مدیریت دانش دانسته است.

از این زاویه روایت فناوری صرفاً یک فعالیت رسانه‌ای نیست. مستندسازی پروژه‌ها، ثبت تجربه متخصصان و بازخوانی مسیر توسعه یک فناوری می‌تواند حافظه سازمانی و صنعتی ایجاد کند. چنین حافظه‌ای مانع از آن می‌شود که صنعت برای حل یک مسئله، مسیری را که پیش‌تر طی شده دوباره از ابتدا طی کند.

بنابراین اگر کاپیس بخواهد به یک مرکز اثرگذار تبدیل شود، یکی از مأموریت‌های مهم آن می‌تواند ایجاد همین حافظه فناورانه باشد و این حافظه‌ دانش حاصل از پروژه‌ها را برای پروژه‌های بعدی قابل استفاده کند.

مشکل اصلی: پایان پژوهش یا آغاز مسیر؟

یکی از ضعف‌های رایج در ارتباط دانشگاه و صنعت این است که پروژه تحقیقاتی با تحویل گزارش یا ارائه یک نتیجه آزمایشگاهی پایان‌یافته تلقی می‌شود. اما برای صنعت، پایان پژوهش تازه می‌تواند آغاز مسیر باشد.

یک فناوری باید آزمایش شود، با شرایط واقعی تولید سازگار شود، از نظر اقتصادی توجیه داشته باشد، امکان تولید پیدا کند و در نهایت بازار خود را پیدا کند.

اینجاست که مفهوم تجاری‌سازی اهمیت پیدا می‌کند. فاصله میان نمونه آزمایشگاهی و محصول صنعتی گاهی به اندازه فاصله میان ایده و پژوهش دشوار است. نبود سرمایه، زیرساخت آزمایش صنعتی، ارتباط با بازار و تیم‌های چندرشته‌ای می‌تواند باعث شود فناوری در همان مرحله آزمایشگاهی باقی بماند.

کاپیس می‌تواند در صورت طراحی درست، بخشی از این فاصله را پوشش دهد به شرط آنکه مأموریت خود را صرفاً به انجام پروژه‌های تحقیقاتی محدود نکند.

چرا صنعت پلیمر و لاستیک؟

حوزه پلیمر و لاستیک از جمله بخش‌هایی است که ارتباط نزدیک میان دانش و تولید در آن اهمیت زیادی دارد. تغییر در مواد اولیه، فرمولاسیون، فرآیند تولید یا ویژگی‌های محصول می‌تواند مستقیماً بر کیفیت، هزینه و عملکرد محصول اثر بگذارد.

از سوی دیگر بسیاری از چالش‌های این صنعت ماهیتی میان‌رشته‌ای دارند و حل آن‌ها به همکاری متخصصان حوزه‌های مختلف نیازمند است.

وجود یک مرکز تحقیقاتی متصل به صنعت می‌تواند این امکان را ایجاد کند که مسائل واقعی خط تولید مستقیماً به موضوع پژوهش تبدیل شوند و نتایج پژوهش نیز در شرایط واقعی مورد آزمون قرار گیرند.

معیار موفقیت کاپیس چیست؟

اما در نهایت موفقیت کاپیس را نمی‌توان صرفاً با تعداد پروژه‌ها، قراردادها یا تفاهم‌نامه‌ها سنجید. معیار اصلی باید این باشد که چه تعداد مسئله واقعی صنعت حل شده، چه تعداد فناوری از مرحله تحقیق عبور کرده، چه میزان از دانش ایجادشده در سازمان باقی مانده و چه تعداد راه‌حل توانسته‌اند به تولید و بازار برسند.

اگر خروجی کاپیس صرفاً مقاله و گزارش پژوهشی باشد، تفاوت آن با بسیاری از مراکز تحقیقاتی موجود چندان چشمگیر نخواهد بود. اما اگر بتواند مسئله صنعت را به پژوهش تبدیل کند، پژوهش را به فناوری برساند، فناوری را در خط تولید آزمایش کند و در نهایت آن را به محصول و بازار متصل کند، آنگاه می‌توان از شکل‌گیری یک مدل متفاوت سخن گفت.

از افتتاح یک مرکز تا آزمون یک مدل

کاپیس اکنون در نقطه‌ای قرار دارد که می‌تواند بیش از یک مرکز تحقیقاتی جدید باشد. این مرکز می‌تواند محلی برای آزمون یک مدل تازه از همکاری دانشگاه و صنعت باشد که در آن دانشگاه تنها تولیدکننده مقاله نیست، صنعت تنها سفارش‌دهنده پروژه نیست و بازار نیز در انتهای زنجیره منتظر محصول نمی‌ماند.

در این مدل مسئله از صنعت می‌آید، دانش از دانشگاه وارد می‌شود، تجربه متخصصان مسیر توسعه را اصلاح می‌کند، پژوهش به فناوری تبدیل می‌شود، فناوری در صنعت آزموده می‌شود و بازار مقصد نهایی آن است.

در کنار همه این‌ها مستندسازی و روایت تجربه نیز به این چرخه حافظه می‌دهد. شاید مهم‌ترین پرسش درباره آینده کاپیس همین باشد که آیا این مرکز می‌تواند فاصله میان مقاله و خط تولید را کوتاه کند؟

پاسخ این پرسش در فناوری‌هایی مشخص خواهد شد که از دل این همکاری بیرون می‌آیند، در خطوط تولید به کار گرفته می‌شوند و در نهایت به ارزش اقتصادی تبدیل خواهند شد.