نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، ماجرا زمانی عجیبتر میشود که مشخص است بنا اگرچه در فهرست آثار ملی ثبت نشده بود، اما در بازنگری سال ۱۴۰۳ بهعنوان «لکه تاریخی» شناسایی شده بود. به گفته علیرضا ایزدی، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی، ضوابط حفاظتی نیز به دستگاههای مربوط از جمله شهرداری ابلاغ شده و در مکاتبات بر ضرورت استعلام از میراثفرهنگی تأکید شده بود.
بااینحال، براساس روایت وزارت میراثفرهنگی، شهرداری منطقه ۲ سبزوار بدون استعلام از این وزارتخانه برای تخریب مهلت تعیین کرد و عملیات آنقدر سریع پیش رفت که بخش عمده بنا از میان رفت. وزارت میراثفرهنگی اکنون شهرداری را مقصر میداند و خواستار احیای دستکم جداره بنا شده است.
فعالان میراثفرهنگی اما مسئله را فراتر از تخلف یک مالک یا راننده لودر میبینند. ارشک مسائلی، عضو پژوهشگاه میراثفرهنگی، معتقد است تا زمانی که هزینه تخریب غیرمجاز با منفعت احتمالی آن قابل مقایسه نباشد، برخورد قضایی پس از تخریب بازدارندگی کافی ایجاد نمیکند. کارزار اعتراضی شکلگرفته نیز علاوه بر مجازات عاملان، خواستار حمایت از مالکان خصوصی و حتی ایجاد سازوکاری برای خرید بناهای تاریخی توسط دولت شده است.
پرونده «پادگان روسها» در نتیجه فقط پرونده یک بنای ازدسترفته نیست؛ مسئله، شکاف میان «شناسایی اثر» و «حفاظت واقعی» است. اگر ارزش بنا مشخص، ضوابط ابلاغ و استعلام الزامی بوده، چگونه یک لودر توانسته در روز روشن از تمام این مراحل عبور کند؟
نادر نینوایی – روز هجدهم شهریور، لودر به جان بنای تاریخی «پادگان روسها» افتاد و بخش عمدهای از بنایی را که بهگفته مسوولان میراثفرهنگی، واجد ارزش تاریخی بود، در چند ساعت از میان برد. تصاویر منتشرشده از تخریب، صحنهای عجیب را ثبت کردهاند؛ لودر در روز روشن مشغول فروریختن دیوارهایی است که بخشی از حافظه تاریخی سبزوار را در خود جای دادهاند و دوربینها نیز بیوقفه این صحنه را ثبت میکنند. حالا عملیات و ادوات تخریب توقیف و پرونده قضایی تشکیل شده است اما توقف لودر، پرسش اصلی را متوقف نکرده است: اگر قرار بود این بنا حفظ شود، چرا هیچچیز پیش از رسیدن لودر مانع تخریب نشد؟
پرسش وقتی جدیتر میشود که روایت مسوولان میراثفرهنگی را کنار آنچه در میدان اتفاق افتاده، بگذاریم. بنا در فهرست آثار ملی ثبت نشده بود اما بنا بر اعلام همین دستگاه، واجد ارزش تاریخی شناخته و در بازنگری سال۱۴۰۳ نیز بهعنوان یک «لکه تاریخی» شناسایی شده بود. ضوابط حفاظت از این لکه نیز، بهگفته مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی، به دستگاههای مربوط از جمله شهرداری ابلاغ شده بود. حتی در مکاتبات شهرداری، ضرورت استعلام از میراثفرهنگی مورداشاره قرار گرفته بود. با این همه، لودر وارد شد، تخریب آغاز شد و بنا بدون آنکه استعلامی از میراثفرهنگی گرفته شود، دربرابر چشمهای بهتزده مردم سبزوار فرو ریخت؛ آن هم بهگفته مسوولان وزارتخانه، با چنان سرعتی که عملا چیزی از بخش عمده بنا باقی نماند.
اینجاست که ماجرا از یک تخریب غیرمجاز ساده فراتر میرود. اگر بنا شناسایی و ضوابطش ابلاغ شده و ضرورت استعلام نیز در مکاتبات آمده بود، پس حلقه مفقوده حفاظت کجاسسست؟ چه کسی باید متوجه میشد که لودر در حال نزدیک شدن به یک بنای واجد ارزش است؟ و مهمتر از آن، چرا واکنش جدی زمانی شکل گرفت که دیوارها دیگر فرو ریخته بودند؟
«پادگان روسها» فقط چند دیوار قدیمی نبود؛ بنایی متعلق به دوره پهلوی اول بود که در دورهای کاربری ژاندارمری داشت و در مقطعی نیز محل استقرار نیروهای روسی بود؛ گذشتهای که این بنا را به بخشی از حافظه شهری سبزوار تبدیل کرده بود.
فعالان میراث فرهنگی اما ماجرا را در حد تخلف یک مالک یا راننده لودر نمیبینند. ارشک مسائلی، عضو پژوهشگاه میراث فرهنگی، از ضعف سازوکار بازدارندگی میگوید و معتقد است وقتی هزینه تخریب برای متخلف بازدارنده نباشد، قانون عملا پس از وقوع فاجعه بهکار میافتد. وحیدرضا شهابموحد، فعال میراثفرهنگی، نیز از الگویی انتقاد میکند که در آن نگرانی و موضعگیری مسوولان پس از از دست رفتن بناها بروز میکند، نه پیش از آن. کارزار اعتراضی شکلگرفته درباره «پادگان روسها» نیز همین نگرانی را از زاویهای دیگر مطرح کرده و علاوه بر برخورد با عاملان، خواستار نظارت جدیتر و ایجاد سازوکاری برای حمایت یا خرید بناهای تاریخی دارای مالک خصوصی شده است.
در چنین شرایطی، شاید پرسش اصلی دیگر این نباشد که چه کسی لودر را پای بنا آورد بلکه این باشد که چرا میان «شناسایی»، «ابلاغ» و «حفاظت» چنین فاصلهای افتاده است؛ فاصلهای که در نهایت، یک لودر بهراحتی از میان آن عبور کرد.
مجتبی کاویان، رییس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی سبزوار، اعلام کرده که این بنا بدون هماهنگی و بدون مجوز میراثفرهنگی تخریب شده است. بهگفته او، اداره میراثفرهنگی پیش از این بارها درباره حفاظت از بنا و جلوگیری از تخریب آن به مالک هشدار داده بود.
کاویان از اعلام جرم علیه تخریبکنندگان خبر داده و گفته است راننده لودر پس از تخریب متواری شده و شناسایی و برخورد قانونی با او در دستور کار قرار دارد.
در پی این اتفاق، دادستانی سبزوار نیز وارد ماجرا شد. براساس اعلام روابطعمومی دادسرای عمومی و انقلاب سبزوار، با دستور دادستان عملیات تخریب متوقف، ادوات و تجهیزات مورد استفاده توقیف و پرونده قضایی تشکیل شده است. آمران و عاملان دخیل در این اقدام نیز احضار و تحت پیگرد قضایی قرار گرفتهاند.
اما توقف لودر، پایان ماجرا نیست. بخش مهمتر ماجرا از جایی آغاز میشود که مشخص شود چرا اساسا لودر توانست به این بنا برسد.
علیرضا ایزدی، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، در واکنش به این اتفاق اعلام کرده که بنا در بازنگری انجامشده در سال۱۴۰۳ بهعنوان «لکه تاریخی» شناسایی شده و این موضوع به دستگاههای مربوط از جمله شهرداری ابلاغ شده است.
بهگفته او، حتی در مکاتبات مربوط به شهرداری سبزوار نیز کارشناسان بر ضرورت استعلام از میراثفرهنگی تاکید کرده بودند اما درنهایت شهرداری منطقه 2 سبزوار بدون انجام این استعلام، مهلتی برای تخریب بنا تعیین کرده است.
ایزدی همچنین گفته است که برای تخریب این بنا هیچ توجیهی وجود ندارد و موضوع از سوی وزارت میراثفرهنگی از مسیر قضایی پیگیری خواهد شد. او شهرداری را نیز در این ماجرا مقصر دانسته و براساس مستندات موجود، خواستار احیای دستکم جداره بنا شده است. به این ترتیب، روایت رسمی وزارت میراثفرهنگی ازیکسو بر این نکته تاکید دارد که بنا در نظام شناسایی میراثفرهنگی دیده شده، ارزش آن مشخص بوده و ضوابط مربوط نیز ابلاغ شده است؛ ازسویدیگر، خود مسوول مربوطه تایید میکند که عملیات تخریب بدون استعلام میراثفرهنگی انجام شده و در مدت کوتاهی بخش عمده بنا از میان رفته است.
همین فاصله میان «شناخته شدن بنا» و «امکان تخریب آن» یکی از پرسشهای اصلی این پرونده است.
ارشک مسائلی، عضو پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، بااشاره به نمونههای مشابه تخریب بناهای تاریخی، مساله را فراتر از یک تخلف موردی میداند. بهاعتقاد او، بخشی از مشکل به ضعف سازوکارهای نظارتی و نبود نظام موثر تنبیه و تشویق بازمیگردد.
او با نظر به اینکه در مواردی پس از انتشار خبر تخریب، مسوولان استانی از شکایت و پیگیری سخن میگویند، تاکید میکند که اگر سازوکار بازدارندهای برای جلوگیری از تخلف وجود نداشته باشد، صرف برخورد پس از وقوع حادثه نمیتواند مانع تکرار آن شود.
مسائلی درباره ضرورت اصلاح نظام تنبیه نیز پیشنهادهایی مطرح کرده و معتقد است مجازات تخریب غیرمجاز باید بهاندازهای بازدارنده باشد که هزینه چنین اقدامی برای متخلف قابلمقایسه با منفعت احتمالی آن نباشد. مسائلی حتی پیشنهاد کرده است در موارد تخریب بدون مجوز، باتوجه به وضعیت ملک و ارزش اثر، سازوکارهایی مانند سلب مالکیت یا انتقال زمین به نفع دولت مورد توجه قرار گیرد.
از نگاه این عضو پژوهشگاه میراثفرهنگی، مساله فقط به یک لودر و یک بنا محدود نمیشود بلکه پرسش اصلی این است که چرا در ساختار حفاظت از میراث، پیشگیری تا این اندازه دشوار است و واکنشها عمدتا پس از وارد شدن خسارت جدی شکل میگیرد.
این نگرانی را وحیدرضا شهابیموحد، فعال میراثفرهنگی نیز با لحنی تندتر مطرح کرده است. او در پیامی خطاب به مدیرکل ثبت و حریم آثار و بناهای تاریخی کشور، عملکرد دستگاه متولی را دربرابر تخریبهای میراثی موردانتقاد قرار داده و معتقد است صرف ابراز نگرانی و واکنش پس از وقوع تخریب، نمیتواند جایگزین حفاظت عملی از آثار شود.
او بااشاره به یک نمونه دیگر در تهران، از تکرار روندی انتقاد کرده که در آن ابتدا یک بنای تاریخی از دست میرود و پس از آن، میان نهادهای مختلف مکاتبات و اظهارنظرها آغاز میشود.
این فعال میراثفرهنگی در نهایت این پرسش را مطرح کرده که آیا مجموعه مدیریتی وزارت میراثفرهنگی صرفا باید نسبت به چنین اتفاقهایی ابراز نگرانی کند یا اینکه سازوکارهایی برای جلوگیری از وقوع آنها نیز در اختیار دارد؟
در ماجرای سبزوار نیز همین پرسش مطرح است. وقتی بنا در بازنگری سال۱۴۰۳ بهعنوان لکه تاریخی شناسایی شده و بنا بر اعلام مسوولان وزارتخانه، ضوابط مربوط به آن به شهرداری ابلاغ شده، نقش این شناسایی در حفاظت عملی از بنا چه بوده است؟
مسوولان وزارت میراثفرهنگی در روایت خود، شهرداری سبزوار را در کانون انتقاد قرار دادهاند. ایزدی گفته است شهرداری بدون استعلام از میراثفرهنگی اجازه تخریب صادر کرده و این موضوع از نظر وزارتخانه قابلاغماض نیست.
این در حالی است که فعالان میراثفرهنگی معتقدند مساله را نمیتوان صرفا به پیدا کردن راننده لودر یا مالک بنا محدود کرد. اگر حفاظت از یک بنای واجد ارزش تنها به هشدار به مالک و سپس تشکیل پرونده پس از تخریب وابسته باشد، این پرسش باقی میماند که در فاصله میان شناسایی یک بنا و وقوع تخریب، چه سازوکار عملی و مستمری برای حفاظت از آن وجود دارد.
کارزار اعتراضی شکلگرفته در واکنش به تخریب نیز بر همین موضوع دست گذاشته است. در این کارزار، علاوه بر درخواست برخورد با عاملان تخریب، بر مساله مالکیت خصوصی بناهای تاریخی و ناتوانی برخی مالکان در تامین هزینههای مرمت تاکید و پیشنهاد شده است که دولت برای خرید بناهای تاریخی و ایجاد سازوکارهای حمایتی و نظارتی جدیتر اقدام کند.
حالا دادستانی سبزوار توقف عملیات را اعلام کرده، تجهیزات تخریب توقیف شده و پرونده قضایی در حال رسیدگی است. وزارت میراثفرهنگی نیز از پیگیری قضایی و تلاش برای احیای بخشی از بنا سخن گفته است.
اگر در نهایت برای عاملان تخریب مجازات تعیین شود، یک پرسش همچنان باقی میماند؛ آیا مساله اصلی فقط شناسایی و مجازات عامل تخریب است یا باید درباره سازوکاری که قرار بود یک بنای واجد ارزش را پیش از رسیدن لودر به آن حفاظت کند نیز توضیح داده شود؟
«پادگان روسها» حالا دیگر همان بنایی نیست که پیش از عملیات تخریب بود. آنچه باقی مانده، علاوه بر بخشهای تخریبشده بنا، مجموعهای از پرسشها درباره فاصله میان ثبت و شناسایی، ابلاغ ضوابط، نظارت و حفاظت عملی است؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها میتواند روشن کند این اتفاق را باید صرفا یک تخلف ساختمانی و موردی دانست یا نشانهای از مشکلی گستردهتر در سازوکار حفاظت از میراث تاریخی شهرها.
بیتکوین طی سالهای اخیر از یک فناوری نسبتاً ناشناخته به یکی از مطرحترین داراییهای دیجیتال جهان تبدیل شده است.
اتریوم پس از هفتهها درگیری با مقاومت ۲،۵۰۰ دلار، سرانجام این سد را شکست و با جهشی ۸ درصدی تا ۲،۶۶۷ دلار پیش رفت که بالاترین قیمت این رمزارز در هشت ماه گذشته محسوب میشود.
بیتکوین در آستانه نشست ۱۵ و ۱۶ سپتامبر فدرال رزرو، تحت تأثیر دادههای تورمی و اشتغال آمریکا نوسان شدیدی را تجربه کرد. قیمت این ارز دیجیتال ابتدا از ۷۷ هزار دلار به ۷۶ هزار دلار سقوط کرد، سپس تا نزدیکی ۸۰ هزار دلار جهش زد و در نهایت به محدوده آغازین بازگشت.
بازار سهام در نخستین ساعت معاملات شنبه با موج صعودی قدرتمندی همراه شد؛ شاخص کل بورس با جهش ۱۲۹ هزار واحدی به کانال ۷.۲۵ میلیون واحد رسید و مجموع ارزش معاملات بورس و فرابورس از ۳۰ همت عبور کرد.