نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، در دنیای سنتی بانکداری، سرقت از یک بانک معمولاً به فیلمهای هالیوودی شباهت دارد؛ چند سارق، چند اسلحه و یک گاوصندوق. اما در بازار کریپتو، یک هکر میتواند پشت مانیتور خود بنشیند و تنها با چند خط کد، میلیونها دلار دارایی دیجیتال را ظرف چند دقیقه جابهجا کند. همین مسئله باعث شده بازار رمزارزها به یکی از جذابترین اهداف هکرها در جهان تبدیل شود.
اکوسیستمی که قرار بود بر پایه شفافیت و اعتماد به کدها ساخته شود، حالا با بحران بزرگی به نام امنیت مواجه شده است. پروژههای مختلف یکی پس از دیگری هک میشوند و کاربران، هر روز با نگرانی بیشتری داراییهای خود را جابهجا میکنند.
برخی تحلیلگران حتی معتقدند اگر بحران امنیت در کریپتو حل نشود، میتواند سرعت پذیرش جهانی رمزارزها را بهشدت کاهش دهد.
بخش بزرگی از بازار رمزارزها بر پایه قراردادهای هوشمند ساخته شده است؛ کدهایی که بدون دخالت انسان اجرا میشوند و میلیاردها دلار دارایی را مدیریت میکنند.
مشکل اینجاست که اگر فقط یک خطا در این کدها وجود داشته باشد، هکرها میتوانند از آن سوءاستفاده کنند.
در بسیاری از موارد، پروژهها برای عقب نماندن از رقابت بازار، با سرعت بالا راهاندازی میشوند و زمان کافی برای بررسی امنیتی ندارند. همین عجله، به نقطه ضعف اصلی اکوسیستم دیفای تبدیل شده است.
هکرها نیز بهشدت حرفهایتر شدهاند. آنها نهتنها ضعفهای فنی را پیدا میکنند، بلکه از حملات روانی، فیشینگ و حتی نفوذ به تیمهای داخلی پروژهها نیز استفاده میکنند.
دیفای قرار بود نسخه غیرمتمرکز بانکداری باشد؛ سیستمی بدون واسطه که کاربران بتوانند وام بگیرند، سرمایهگذاری کنند و سود به دست آورند. اما همین ساختار غیرمتمرکز، امنیت را پیچیدهتر کرده است.
در بانکهای سنتی، اگر مشکلی پیش بیاید معمولاً نهادی مسئول جبران خسارت است. اما در بسیاری از پروژههای دیفای، اگر سرمایه کاربران سرقت شود، عملاً راه مشخصی برای بازگشت پول وجود ندارد. همین مسئله باعث شده اعتماد عمومی به برخی پروژهها کاهش پیدا کند.
تحلیلگران امنیت سایبری میگویند بخشی از حملات اخیر، دیگر صرفاً کار هکرهای مستقل نیست. برخی گروههای سازمانیافته و حتی بازیگران وابسته به دولتها نیز وارد این حوزه شدهاند. علت هم روشن است؛ بازار کریپتو حجم عظیمی از سرمایه را در بستری جهانی و تا حدی ناشناس جابهجا میکند. برای گروههای هکری، این بازار به یک معدن طلا شباهت دارد.
در برخی گزارشهای امنیتی حتی ادعا شده بخشی از سرمایه سرقتشده در حملات سایبری، برای دور زدن تحریمها یا تأمین مالی فعالیتهای غیرقانونی استفاده میشود.
نکته عجیب اینجاست که همزمان با افزایش حملات سایبری، قیمت بیتکوین و برخی رمزارزها نیز رشد کرده است.
این یعنی سرمایهگذاران هنوز به آینده بازار امیدوارند؛ اما زیر پوست این خوشبینی، بحرانی جدی در حال شکلگیری است. هرچه سرمایه بیشتری وارد کریپتو میشود، انگیزه هکرها نیز بیشتر میشود.
در واقع، رشد بازار رمزارزها باعث شده حملات سایبری هم صنعتیتر شوند. امروز برخی گروههای هکری، ساختارهایی شبیه شرکتهای حرفهای دارند و حملات خود را با برنامهریزی دقیق اجرا میکنند.
بازار رمزارزها همیشه با نوسان قیمت شناخته میشد؛ اما حالا مشکل بزرگتر، مسئله اعتماد است.
وقتی کاربران میبینند پروژهای ظرف چند دقیقه صدها میلیون دلار از دست میدهد، طبیعی است که نسبت به امنیت کل اکوسیستم دچار تردید شوند. این موضوع بهویژه برای سرمایهگذاران نهادی اهمیت زیادی دارد. بانکها و شرکتهای بزرگ تا زمانی که امنیت بازار کریپتو را کافی ندانند، با احتیاط بیشتری وارد این فضا خواهند شد.
شرکتهای امنیت بلاکچین حالا به یکی از مهمترین بخشهای صنعت کریپتو تبدیل شدهاند. پروژههای بزرگ میلیونها دلار صرف ممیزی امنیتی و تست نفوذ میکنند. اما کارشناسان میگویند مشکل فقط فناوری نیست؛ طمع و سرعت بالای بازار هم نقش مهمی دارد.
تا زمانی که پروژههای بیکیفیت فقط برای جذب سرمایه ساخته شوند، هکرها نیز فرصت فعالیت خواهند داشت.
بازار رمزارزها شاید بتواند با نوسانات قیمت کنار بیاید، اما عبور از بحران امنیت، آزمونی بسیار دشوارتر خواهد بود؛ آزمونی که میتواند آینده کل این صنعت را تعیین کند.
بازار رمزارزها یکی از پرهزینهترین روزهای تاریخ خود را پشت سر گذاشت. در فاصله چند ساعت، دو حمله سایبری به صرافی بایننس و پلتفرم پیشبینی پولیمارکت، به سرقت مجموعاً حدود ۶.۳ میلیارد دلار و ۲.۶ میلیون دلار دارایی انجامید. حمله به بایننس که احتمالاً به هکرهای کره شمالی نسبت داده میشود، بزرگترین سرقت تاریخ بازار رمزارزها توصیف شده است. اگرچه هر دو شرکت وعده دادند خسارت کاربران را بهطور کامل جبران کنند، اما این اتفاق بار دیگر ضعفهای امنیتی پلتفرمهای مبتنی بر رمزارز و تفاوت اساسی آنها با نظام بانکی سنتی در زمینه حمایت از سپردهگذاران را برجسته کرده است.
چند سال طول میکشد تا یک خانوار ایرانی صاحبخانه شود؟ معاون وزیر راهوشهرسازی میگوید متوسط دوره دسترسی به مسکن در مناطق شهری ۸.۵ سال و دوره انتظار با فرض پسانداز یکسوم درآمد حدود ۲۶ تا ۲۷ سال است. او با این محاسبات، اظهاراتی را که از انتظار بیش از ۱۰۰ ساله برای خانهدار شدن سخن میگویند، فاقد مبنای علمی میداند. اختلاف بر سر این اعداد فقط یک مناقشه آماری نیست و به دو برداشت متفاوت از توان واقعی خانوارها برای خرید مسکن بازمیگردد.
ایران با وجود برخورداری از یک پول ملی و سیاستهای پولی و ارزی مشترک، با چند جغرافیای متفاوت تورم روبهروست. تازهترین آمار مرکز آمار ایران نشان میدهد فاصله تورم سالانه میان ایلام و تهران در مهرماه ۱۴۰۵ به بیش از ۳۲ واحد درصد رسیده است. ایلام با تورم سالانه ۹۶ درصدی گرانترین استان از نظر سرعت افزایش قیمتهاست، درحالیکه تهران با ۶۳.۶ درصد پایینترین نرخ را ثبت کرده است.
بررسی عملکرد بازارهای مالی نشان میدهد که اونس طلا و نقره، دلار و طلای ۱۸ عیار در هفته منتهی به آبانماه روندی نزولی را تجربه کردند.