تغییر معادلات بازار طلا؛ پایان نقش سنتی پناهگاه امن؟

طلا که طی دو سال گذشته یکی از درخشان‌ترین دوره‌های رشد قیمتی خود را تجربه کرده بود، اکنون وارد مرحله‌ای از نوسان و توقف رشد شده است. این تغییر رفتار، پرسش‌هایی جدی درباره جایگاه سنتی طلا به عنوان پناهگاه امن سرمایه‌گذاری ایجاد کرده است. برخلاف انتظار، همزمان با تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی و آغاز جنگ اخیر، طلا نه تنها نقش کلاسیک دارایی امن را ایفا نکرده، بلکه در بسیاری از موارد رفتاری مشابه دارایی‌های پرریسک از خود نشان داده است. این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که طلا برای نخستین بار توانسته از اوراق خزانه‌داری آمریکا در ترکیب ذخایر بانک‌های مرکزی جهان پیشی بگیرد؛ رخدادی که در نگاه نخست نشانه‌ای از افول جایگاه دلار به نظر می‌رسد، اما بررسی دقیق‌تر تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد.

به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، طی دهه‌های گذشته، طلا همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین دارایی‌های امن در دوران بحران شناخته می‌شد. هر زمان نااطمینانی‌های سیاسی، اقتصادی یا نظامی افزایش می‌یافت، سرمایه‌گذاران به سمت این فلز گرانبها حرکت می‌کردند و قیمت آن افزایش می‌یافت. اما رفتار بازار در ماه‌های اخیر این فرض سنتی را با تردید مواجه کرده است.

از زمان آغاز جنگ اخیر، طلا واکنشی متفاوت از گذشته نشان داده است. به جای آنکه با افزایش تنش‌ها رشد کند، در بسیاری از موارد همزمان با تشدید نگرانی‌ها کاهش قیمت را تجربه کرده و تنها زمانی افزایش یافته که امید به کاهش تنش یا دستیابی به توافق صلح تقویت شده است.

نمونه اخیر این رفتار پس از انتشار اخبار مربوط به آتش‌بس میان لبنان و اسرائیل مشاهده شد. بازار طلا در واکنش به این اخبار اندکی رشد کرد؛ اتفاقی که با الگوی سنتی دارایی‌های امن همخوانی ندارد. به بیان دیگر، طلا در شرایط کنونی بیشتر شبیه دارایی‌های ریسک‌پذیر رفتار کرده است تا پناهگاهی برای فرار از نااطمینانی.

توقف یک صعود تاریخی

این تغییر رفتار پس از یک دوره جهش کم‌سابقه رخ داده است. قیمت قراردادهای آتی طلا که در اواسط ماه مارس از مرز ۵ هزار دلار به ازای هر اونس عبور کرده بود، اکنون به کمتر از ۴۵۰۰ دلار رسیده است.

این عقب‌نشینی پس از دو سال رشد فوق‌العاده رخ می‌دهد. طلا در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۰ درصد افزایش قیمت را تجربه کرد و در سال ۲۰۲۵ نیز رشد آن به حدود ۶۰ درصد رسید. چنین جهشی باعث شد ارزش ذخایر طلای جهان به شکل چشمگیری افزایش پیدا کند و وزن این فلز در نظام ذخایر بین‌المللی رشد قابل توجهی داشته باشد.

در نتیجه، بخشی از تحلیلگران این پرسش را مطرح کرده‌اند که آیا رشد شدید قیمت طلا بیش از آنکه حاصل افزایش تقاضای بنیادی باشد، ناشی از موج ورود سرمایه‌گذاران و سفته‌بازی در بازار بوده است؟

عبور طلا از اوراق خزانه آمریکا

یکی از مهم‌ترین تحولات سال گذشته، پیشی گرفتن طلا از اوراق خزانه‌داری آمریکا در سبد ذخایر بانک‌های مرکزی جهان بود. بر اساس آمار منتشرشده، سهم طلا از ذخایر جهانی در پایان سال ۲۰۲۵ به ۲۷ درصد رسید؛ در حالی که این سهم یک سال قبل ۲۰ درصد بود.

در مقابل، سهم اوراق خزانه‌داری آمریکا از ۲۵ درصد به ۲۲ درصد کاهش یافت. این تغییر باعث شد برای نخستین بار در دهه‌های اخیر، طلا جایگاه بالاتری نسبت به اوراق خزانه آمریکا در ذخایر رسمی بانک‌های مرکزی پیدا کند.

این تحول در نگاه نخست به عنوان نشانه‌ای از کاهش اعتماد جهانی به دلار و دارایی‌های آمریکایی تفسیر شد. طی سال‌های اخیر بسیاری از کشورها تلاش کرده‌اند وابستگی خود به دلار را کاهش دهند و بخشی از ذخایر خود را به طلا منتقل کنند. نگرانی از استفاده آمریکا از دلار به عنوان ابزاری سیاسی و تحریمی، یکی از مهم‌ترین عوامل این روند بوده است.

نقش جنگ اوکراین در افزایش تقاضای طلا

افزایش علاقه بانک‌های مرکزی به طلا پس از جنگ اوکراین شدت گرفت. زمانی که آمریکا و متحدانش دارایی‌های ارزی روسیه را مسدود کردند، بسیاری از دولت‌ها این اقدام را هشداری جدی درباره ریسک نگهداری ذخایر دلاری تلقی کردند.

در فاصله سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ بانک‌های مرکزی جهان سالانه بیش از هزار تن طلا خریداری کردند؛ رقمی که به مراتب بالاتر از میانگین سال‌های پیش از آن بود. در سال‌های قبل، خرید سالانه بانک‌های مرکزی معمولاً حدود ۶۰۰ تن یا کمتر بود.

این موج خرید باعث شد تقاضای رسمی برای طلا افزایش یابد و به رشد قیمت‌ها کمک کند. اما با ورود به سال ۲۰۲۵ شرایط تغییر کرد. بانک‌های مرکزی خرید خود را کاهش دادند و حجم خرید طلا بار دیگر به زیر هزار تن در سال سقوط کرد.

در همین مقطع، سرمایه‌گذاران خصوصی نقش پررنگ‌تری در بازار پیدا کردند و رشد شدید قیمت‌ها عمدتاً با ورود سرمایه‌های جدید به بازار طلا همراه شد.

آیا جهان واقعاً از دلار فاصله گرفته است؟

اگرچه افزایش سهم طلا در ذخایر جهانی بسیار مورد توجه قرار گرفته، اما نباید این تحول را به معنای پایان سلطه دلار تفسیر کرد.

در پایان سال ۲۰۲۵ دارایی‌های دلاری همچنان ۴۲ درصد از کل ذخایر جهانی را تشکیل می‌دادند و بزرگ‌ترین سهم را در میان دارایی‌های ذخیره‌ای حفظ کرده بودند. از این منظر، دلار همچنان مهم‌ترین ارز ذخیره جهان باقی مانده است.

نکته مهم‌تر آن است که بخش بزرگی از افزایش سهم طلا نه به دلیل خریدهای گسترده جدید، بلکه به علت رشد شدید قیمت این فلز رخ داده است. به عبارت دیگر، ارزش ذخایر طلایی که بانک‌های مرکزی از قبل در اختیار داشتند افزایش یافته و همین مسئله وزن طلا را در آمار ذخایر جهانی بالا برده است.

برآوردهای بانک مرکزی اروپا نشان می‌دهد اگر ارزش ذخایر طلا بر اساس قیمت‌های سال ۲۰۲۳ محاسبه شود، سهم واقعی طلا در ذخایر جهانی تنها ۱۶ درصد خواهد بود؛ رقمی بسیار پایین‌تر از سهم ۲۷ درصدی اعلام‌شده بر مبنای قیمت‌های کنونی.

تغییر جایگاه طلا در بازارهای مالی

مهم‌ترین نتیجه‌ای که از تحولات اخیر می‌توان گرفت، تغییر رفتار بازار نسبت به طلاست. به گفته رابین بروکس، اقتصاددان مؤسسه بروکینگز، آنچه در ماه‌های اخیر آسیب دیده نه جایگاه دلار، بلکه جایگاه سنتی طلا به عنوان دارایی امن بوده است.

از نگاه او، طلا در جریان جنگ اخیر بیشتر شبیه یک دارایی پرنوسان و حساس به انتظارات عمل کرده است. قیمت آن زمانی کاهش یافته که نگرانی‌های بازار افزایش پیدا کرده و زمانی رشد کرده که احتمال توافق یا صلح بیشتر شده است.

این رفتار نشان می‌دهد که بازار طلا در شرایط کنونی بیش از گذشته تحت تأثیر انتظارات سرمایه‌گذاران و جریان‌های سرمایه قرار دارد. بنابراین، اگرچه طلا همچنان یکی از مهم‌ترین دارایی‌های ذخیره‌ای جهان محسوب می‌شود، اما نقش سنتی آن به عنوان پناهگاه مطمئن سرمایه در دوره‌های بحران با چالش‌های جدیدی روبه‌رو شده است.