شکاف ۳۲ درصدی تورم در ایران؛ ایلام صدرنشین، تهران در انتهای جدول

ایران با وجود برخورداری از یک پول ملی و سیاست‌های پولی و ارزی مشترک، با چند جغرافیای متفاوت تورم روبه‌روست. تازه‌ترین آمار مرکز آمار ایران نشان می‌دهد فاصله تورم سالانه میان ایلام و تهران در مهرماه ۱۴۰۵ به بیش از ۳۲ واحد درصد رسیده است. ایلام با تورم سالانه ۹۶ درصدی گران‌ترین استان از نظر سرعت افزایش قیمت‌هاست، درحالی‌که تهران با ۶۳.۶ درصد پایین‌ترین نرخ را ثبت کرده است.

به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، ایران دست‌کم وقتی پای جغرافیای گرانی به میان می‌آید یک نرخ تورم ندارد. در کشوری که همه استان‌های آن از یک پول ملی استفاده می‌کنند زیر چتر یک بانک مرکزی قرار دارند و تصمیم‌های کلان پولی و ارزی یکسانی بر اقتصادشان حاکم است قیمت‌ها با سرعتی یکسان افزایش نمی‌یابند. در تهران نرخ تورم سالانه 6/‏‏63‌درصد است و در ایلام به ۹۶‌درصد می‌رسد؛ اختلافی بیش از ۳۲واحد‌درصد که نشان می‌دهد عددی که هر ماه به نام تورم عمومی کشور منتشر می‌شود تنها بخشی از واقعیت افزایش هزینه زندگی را روایت می‌کند. در هرمزگان شاخص قیمت خوراکی‌ها نسبت به مهر سال گذشته بیش از ۱۴۱‌درصد افزایش یافته و در ۳۰استان کشور تورم نقطه‌ای مواد غذایی از مرز ۱۰۰‌درصد گذشته است. این ارقام تصویری از اقتصادی به دست می‌دهند که گرانی در آن فراگیر است اما شدت و ترکیب آن از استانی به استان دیگر تغییر می‌کند.

در چنین شرایطی کاهش محدود تورم نقطه‌ای کشور از 8/‏‏89‌درصد در شهریور به 7/‏‏88‌درصد در مهر، هرچند از نظر آماری به معنای کاهش آهنگ افزایش قیمت‌ها نسبت به ماه مشابه سال قبل است، چیزی از اختلاف سنگین تورم میان استان‌ها کم نمی‌کند. برای خانواری در ایلام که شاخص قیمت سبد مصرفی‌اش طی ۱۲ماه اخیر با آهنگی بسیار بیشتر از تهران افزایش یافته، عدد متوسط تورم کشور لزوما تصویری نزدیک به تجربه او ارائه نمی‌دهد. برای خانواری در هرمزگان نیز تورم 7/‏‏88‌درصدی کشور نمی‌تواند به‌تنهایی بیانگر افزایش 7/‏‏113‌درصدی شاخص قیمت استان در مقایسه با مهر سال گذشته باشد. آمارهای رسمی نشان می‌دهند حتی هنگامی که یک شاخص ملی اندکی کاهش پیدا می‌کند، ممکن است فشار افزایش قیمت‌ها در بخش‌هایی از کشور همچنان بسیار شدید باقی بماند.

تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران از شاخص قیمت مصرف‌کننده مهرماه ۱۴۰۵، این تفاوت را با جزئیاتی قابل‌توجه آشکار کرده است. ایلام با تورم سالانه ۹۶‌درصدی در صدر استان‌ها قرار گرفته و تهران با نرخ 6/‏‏63‌درصد پایین‌ترین تورم سالانه را ثبت کرده است. در تورم نقطه‌به‌نقطه، هرمزگان با نرخ 7/‏‏113‌درصد از همه استان‌ها پیشی گرفته و فاصله آن با تهران به 8/‏‏40واحد‌درصد رسیده است. از سوی دیگر، گرانی مواد غذایی تقریبا سراسر کشور را دربرگرفته به‌طوری که تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها و دخانیات در تمامی استان‌ها به‌جز خراسان‌جنوبی سه‌رقمی شده اما این همه ماجرا نیست. در خود مهرماه، مسیر افزایش قیمت‌ها تغییر کرده و در تمام ۳۱ استان کالاهای غیرخوراکی و خدمات سریع‌تر از خوراکی‌ها گران شده‌اند.

از زنجان با تورم ماهانه ۸٫۲‌درصدی غیرخوراکی‌ها تا کهگیلویه‌وبویراحمد با نرخ 8/‏‏7درصد، موج تازه افزایش قیمت‌ها در بخش‌هایی از سبد مصرفی پیشروی کرده که مسکن، حمل‌ونقل، پوشاک، آموزش و دیگر خدمات را دربرمی‌گیرد بنابراین اقتصاد ایران همزمان با دو واقعیت روبه‌رو است: انباشت گرانی سنگین خوراکی‌ها در مقیاس سالانه و افزایش سریع‌تر قیمت کالاهای غیرخوراکی و خدمات در مهرماه.

پرسش اصلی اینجاست که چرا در اقتصادی با سیاست‌های کلان مشترک، آهنگ افزایش قیمت‌ها از یک استان به استان دیگر چنین تفاوتی دارد؟ پاسخ را نمی‌توان تنها در یک عامل جست‌وجو کرد. تفاوت وزن خوراکی‌ها در سبد مصرفی خانوارها، نرخ‌های متفاوت افزایش قیمت گروه‌های کالایی و ترکیب هزینه‌ها بخشی از این اختلاف را توضیح می‌دهند. بااین‌حال داده‌های استانی نشان می‌دهند جغرافیای تورم پیچیده‌تر از آن است که بتوان با یک عدد متوسط درباره وضعیت همه خانوارهای کشور قضاوت کرد.

شکاف ۳۲واحد‌درصدی گرانی میان استان‌ها

نخستین تصویر از جغرافیای نابرابر تورم را باید در نرخ سالانه استان‌ها جست‌وجو کرد. براساس گزارش مرکز آمار، ایلام با تورم سالانه ۹۶‌درصدی بالاترین نرخ کشور را در مهرماه ثبت کرده است. پس از آن کردستان با 1/‏‏94‌درصد و لرستان با 2/‏‏93‌درصد قرار گرفتند. آذربایجان غربی نیز تورم سالانه 5/‏‏90درصدی داشته و هرمزگان با نرخ 7/‏‏89‌درصد در جایگاه بعدی قرار گرفته است.

در سوی دیگر جدول تهران با تورم سالانه 6/‏‏63درصدی پایین‌ترین نرخ را ثبت کرده است. پس از تهران البرز با ۷۲ درصد، اصفهان با 2/‏‏72درصد، گیلان با 3/‏‏73‌درصد و قم با 6/‏‏73‌درصد قرار دارند بنابراین فاصله ایلام و تهران به 4/‏‏32واحد‌درصد می‌رسد؛ شکافی که نشان می‌دهد آهنگ افزایش متوسط قیمت‌ها در دوره ۱۲ماهه میان استان‌های کشور به‌شدت متفاوت بوده است.

بررسی تمام ۳۱استان نیز تصویر مهمی ارائه می‌کند. درحالی‌که نرخ رسمی تورم سالانه کل کشور 8/‏‏76درصد بوده ۲۴استان تورمی بالاتر از این رقم داشتند. تنها هفت‌استان پایین‌تر از میانگین کشوری قرار گرفته یا با آن برابر بودند. قزوین با نرخ 8/‏‏76درصد دقیقا برابر میانگین کشور بوده و استان‌هایی مانند تهران، البرز، اصفهان، گیلان، قم و سیستان‌وبلوچستان پایین‌تر از آن قرار داشتند.

میانگین تورم سالانه ۳۱ استان نیز حدود 3/‏‏82‌درصد است؛ رقمی که از نرخ رسمی کل کشور بالاتر است بااین‌حال همین مقایسه نشان می‌دهد بخش بزرگی از استان‌ها تورمی بالاتر از نرخ عمومی کشور تجربه کردند.

نکته مهم دیگر آن است که استان‌های دارای بالاترین تورم سالانه الزاما در مهرماه نیز بیشترین افزایش قیمت را نداشتند. برای مثال ایلام با وجود صدرنشینی در تورم سالانه، تورم ماهانه 9/‏‏3درصدی ثبت کرده که از نرخ 4/‏‏4درصدی کل کشور کمتر است. درمقابل زنجان با تورم ماهانه 7/‏‏5‌درصدی در صدر قرار گرفته اما نرخ تورم سالانه آن ۸۳‌درصد بوده است.

این تفاوت یادآور آن است که تورم سالانه حاصل مقایسه متوسط قیمت‌ها در دو دوره ۱۲‌ماهه است و الزاما از شدت افزایش قیمت در آخرین ماه حکایت نمی‌کند.

هرمزگان درصدر تورم نقطه‌ای

اگر در تورم سالانه نام ایلام در صدر قرار دارد در تورم نقطه‌به‌نقطه این جایگاه متعلق به هرمزگان است. گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد شاخص قیمت مصرف‌کننده در هرمزگان طی فاصله مهر ۱۴۰۴تا مهر۱۴۰۵ معادل 7/‏‏113‌درصد افزایش یافته است. به بیان دیگر متوسط قیمت سبد مصرفی این استان در مهر امسال بیش از دوبرابر ماه مشابه سال گذشته بوده است.

ایلام با تورم نقطه‌ای 9/‏‏111‌درصد در رتبه دوم قرار گرفته و آذربایجان غربی با نرخ 5/‏‏107‌درصد جایگاه سوم را داشته است. پس از این استان‌ها گلستان با 9/‏‏105درصد، کردستان با ۱۰۵درصد، بوشهر با 4/‏‏103درصد، لرستان با ۱۰۳‌درصد و خوزستان با 3/‏‏100‌درصد قرار گرفتند بنابراین در هشت استان کشور تورم نقطه‌ای شاخص کل از مرز ۱۰۰‌درصد عبور کرده است.

درمقابل تهران با نرخ 9/‏‏72‌درصد پایین‌ترین تورم نقطه‌ای را ثبت کرده است. اختلاف تهران با هرمزگان به 8/‏‏40واحد‌درصد می‌رسد؛ فاصله‌ای حتی بزرگ‌تر از شکاف 4/‏‏32واحد‌درصدی تورم سالانه میان ایلام و تهران. این تفاوت نشان می‌دهد پراکندگی جغرافیایی افزایش قیمت‌ها در مقایسه با مهر سال گذشته بسیار گسترده بوده است.

حضور هرمزگان، بوشهر و خوزستان در میان استان‌های دارای تورم نقطه‌ای سه‌رقمی نیز قابل‌توجه است. بااین‌حال صرف قرارگرفتن چند استان در یک محدوده جغرافیایی برای نسبت‌دادن تورم آنها به هزینه حمل‌ونقل، شرایط اقلیمی یا ساختار تجارت منطقه‌ای کافی نیست. برای شناسایی عوامل موثر باید اطلاعات دقیق‌تری از قیمت گروه‌های کالایی، ساختار بازارها و تغییر هزینه تولید و توزیع در اختیار داشت.

از سوی دیگر رتبه استان‌ها در تورم ماهانه متفاوت است. آذربایجان شرقی و زنجان هرکدام با نرخ 7/‏‏5درصد بیشترین افزایش قیمت ماهانه را ثبت کردند. فارس، گیلان و همدان با نرخ 6/‏‏5‌درصد در جایگاه بعدی قرار دارند. درمقابل خراسان‌جنوبی و سمنان با تورم ماهانه 4/‏‏2‌درصد پایین‌ترین نرخ را داشتند.

به این ترتیب فاصله بیشترین و کمترین تورم ماهانه استان‌ها 3/‏‏3واحد‌درصد بوده است. این اختلاف در مقایسه با شکاف‌های نقطه‌ای و سالانه کوچک‌تر به نظر می‌رسد اما همچنان از تفاوت قابل‌توجه سرعت افزایش قیمت‌ها در یک ماه حکایت دارد.

آنچه این رتبه‌بندی‌ها نشان می‌دهند وجود چند مسیر متفاوت افزایش قیمت در اقتصاد است. استانی ممکن است در دوره ۱۲ماهه بالاترین تورم را داشته باشد اما در آخرین ماه با سرعت کمتری گران شده باشد. درمقابل استانی با تورم سالانه پایین‌تر می‌تواند در یک ماه افزایش قیمت شدیدتری را ثبت کند.

گرانی سه‌رقمی خوراکی‌ها در ۳۰استان

در میان تمام شاخص‌های تورم استانی شاید هیچ آماری به‌اندازه فراگیری تورم سه‌رقمی خوراکی‌ها گویای شدت افزایش قیمت مواد غذایی نباشد. گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد در مهرماه، تورم نقطه‌به‌نقطه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات در ۳۰استان کشور بیشتر از ۱۰۰‌درصد بوده است. تنها خراسان‌جنوبی با نرخ 9/‏‏96‌درصد پایین‌تر از این مرز قرار گرفته یعنی نرخی که خود از افزایش نزدیک به دوبرابری شاخص قیمت این گروه نسبت به مهر سال گذشته حکایت دارد.

هرمزگان با تورم نقطه‌ای 4/‏‏141‌درصدی خوراکی‌ها در صدر قرار گرفته است. پس از آن ایلام با نرخ 4/‏‏132درصد، آذربایجان غربی با 9/‏‏128درصد، کرمان با 8/‏‏127‌درصد و لرستان با 4/‏‏126‌درصد قرار دارند. فاصله هرمزگان و خراسان‌جنوبی در این شاخص به 5/‏‏44واحد‌درصد می‌رسد که بیانگر تفاوت قابل‌توجه آهنگ افزایش قیمت مواد غذایی در استان‌هاست.

در سطح ملی نیز تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها و دخانیات به 4/‏‏113‌درصد رسیده بنابراین قیمت سبد این گروه در مقایسه با مهر سال گذشته بیش از دوبرابر شده اما در برخی استان‌ها مانند هرمزگان، ایلام و آذربایجان غربی، افزایش قیمت از این میانگین نیز فراتر رفته است.

با تغییر معیار از تورم نقطه‌ای به تورم سالانه، رتبه‌بندی استان‌ها دگرگون می‌شود. لرستان با نرخ 7/‏‏125‌درصد بالاترین تورم سالانه خوراکی‌ها را داشته است. هرمزگان با 9/‏‏123درصد، آذربایجان غربی با 6/‏‏123درصد، ایلام با 2/‏‏123درصد، کردستان با 4/‏‏122‌درصد و خراسان‌شمالی با 3/‏‏122‌درصد در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند.

درمجموع تورم سالانه خوراکی‌ها و دخانیات در ۲۹استان از ۱۰۰‌درصد بیشتر بوده است. تنها سیستان‌وبلوچستان با نرخ 8/‏‏97‌درصد و قم با نرخ 3/‏‏99‌درصد زیر این آستانه قرار داشتند. به این ترتیب افزایش سنگین قیمت مواد غذایی پدیده‌ای محدود به چند استان خاص نبوده و تقریبا سراسر کشور را دربرگرفته است.

بااین‌حال نرخ تورم خوراکی‌ها در همه استان‌ها یکسان نیست. در استان‌هایی مانند لرستان و ایلام، هم تورم سالانه مواد غذایی در سطوح بسیار بالا قرار دارد و هم وزن این گروه در سبد مصرفی خانوارها قابل‌توجه است. این ترکیب می‌تواند به توضیح تورم بالاتر شاخص کل در چنین استان‌هایی کمک کند.

درمقابل تهران با وجود آنکه پایین‌ترین تورم نقطه‌ای و سالانه شاخص کل را دارد از گرانی شدید مواد غذایی مستثنا نبوده است. تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها در تهران به ۱۱۰‌درصد رسیده و تورم سالانه این گروه نیز 8/‏‏108‌درصد بوده بنابراین پایین‌تر بودن تورم عمومی تهران به معنای افزایش محدود قیمت خوراکی‌ها نیست.

نکته دیگری که در تفسیر این آمار اهمیت دارد تفاوت تورم با سطح قیمت است. تورم بالاتر خوراکی‌ها در یک استان الزاما نشان نمی‌دهد که مواد غذایی در آن استان از نظر مبلغ ریالی گران‌تر از استان دیگری فروخته می‌شوند. این شاخص تنها سرعت تغییر قیمت یک سبد را درطول زمان اندازه‌گیری می‌کند؛ موضوعی که درمقایسه وضعیت معیشت مناطق مختلف باید مورد توجه قرار گیرد.

چرخش موج گرانی به سمت غیرخوراکی‌ها

باوجود افزایش بسیار شدید قیمت خوراکی‌ها در مقیاس سالانه، آمار ماهانه مهرماه از تغییر مهمی در ترکیب تورم حکایت دارد. در تمام ۳۱استان کشور نرخ افزایش ماهانه قیمت کالاهای غیرخوراکی و خدمات از نرخ تورم خوراکی‌ها و دخانیات بیشتر بوده است. این وضعیت نشان می‌دهد موج افزایش قیمت در مهرماه با سرعت بیشتری در بخش‌های غیرخوراکی سبد مصرفی جریان داشته است.

در سطح کشور تورم ماهانه خوراکی‌ها و دخانیات 4/‏‏2درصد بوده درحالی‌که کالاهای غیرخوراکی و خدمات افزایش قیمت 8/‏‏5‌درصدی را ثبت کردند. این اختلاف در برخی استان‌ها حتی بیشتر بوده است.

زنجان با تورم ماهانه 2/‏‏8‌درصدی غیرخوراکی‌ها و خدمات بالاترین نرخ را در میان استان‌ها داشته است. در این استان تورم ماهانه خوراکی‌ها تنها دو‌درصد بوده و اختلاف دو گروه به 2/‏‏6واحد‌درصد رسیده است. کهگیلویه‌وبویراحمد نیز با تورم 8/‏‏7‌درصدی غیرخوراکی‌ها دربرابر تورم 8/‏‏1‌درصدی خوراکی‌ها شکاف ۶واحد‌درصدی ثبت کرده است.

همدان با تورم ماهانه 7/‏‏7‌درصدی غیرخوراکی‌ها، آذربایجان شرقی و فارس با نرخ 4/‏‏7درصد، بوشهر با 3/‏‏7‌درصد و خوزستان با 1/‏‏7‌درصد از دیگر استان‌هایی هستند که افزایش قیمت این گروه در آنها چشمگیر بوده است.

در کردستان تورم ماهانه خوراکی‌ها تنها 1/‏‏1‌درصد بوده اما غیرخوراکی‌ها 5/‏‏6‌درصد افزایش قیمت داشتند. گلستان نیز با تورم خوراکی 3/‏‏1‌درصدی و غیرخوراکی 7/‏‏6درصدی، اختلاف 4/‏‏5واحد‌درصدی را ثبت کرده است. این ارقام نشان می‌دهند حتی استان‌هایی که در مقیاس سالانه از تورم سنگین خوراکی‌ها رنج بردند در مهرماه با افزایش سریع‌تر قیمت گروه‌های غیرخوراکی مواجه بودند.

درمقابل هرمزگان با تورم ماهانه 1/‏‏4‌درصدی خوراکی‌ها و 9/‏‏5‌درصدی غیرخوراکی‌ها یکی از کمترین فاصله‌ها میان دو گروه را داشته است. بااین‌حال در همین استان نیز افزایش قیمت غیرخوراکی‌ها سریع‌تر بوده است.

بررسی این تفاوت‌ها از آن جهت اهمیت دارد که گروه کالاهای غیرخوراکی و خدمات بخش بزرگی از سبد مصرفی خانوارها را تشکیل می‌دهد. مسکن، پوشاک، حمل‌ونقل، آموزش، بهداشت و درمان و سایر خدمات در این مجموعه قرار دارند. درنتیجه افزایش سریع‌تر قیمت‌های این گروه می‌تواند اثر مهمی بر تورم ماهانه شاخص کل داشته باشد.

البته بالاتربودن نرخ تورم غیرخوراکی‌ها لزوما به معنای سهم بیشتر آنها از افزایش شاخص کل در همه استان‌ها نیست. برای تعیین سهم دقیق هر گروه، باید ضرایب اهمیت و تغییر شاخص قیمت آن در هر استان نیز محاسبه شود. بااین‌حال داده‌های مهرماه به‌روشنی نشان می‌دهند سرعت افزایش قیمت‌ها در تمام استان‌ها به سمت گروه‌های غیرخوراکی و خدمات متمایل بوده است.

سهم خوراکی‌ها در جغرافیای تورم

یکی از عوامل مرتبط با تفاوت تورم استان‌ها ساختار سبد مصرفی خانوارهای هر منطقه است. داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد وزن خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات در سبد مصرفی استان‌ها یکسان نیست و فاصله قابل‌توجهی میان دو سر این توزیع وجود دارد.

ایلام با ضریب اهمیت 86/‏‏39‌درصدی خوراکی‌ها و دخانیات بالاترین سهم این گروه را در میان استان‌ها دارد. پس از آن چهارمحال‌وبختیاری با 64/‏‏39درصد، خراسان‌شمالی با 39/‏‏39درصد، خراسان‌جنوبی با 19/‏‏39‌درصد و بوشهر با 17/‏‏39‌درصد قرار گرفته‌اند.

درمقابل تهران با سهم 91/‏‏21‌درصدی پایین‌ترین وزن خوراکی‌ها را در سبد مصرفی دارد. البرز با 11/‏‏25درصد، گیلان با 14/‏‏28‌درصد و اصفهان با 43/‏‏28‌درصد نیز از استان‌هایی هستند که سهم این گروه در سبد آنها نسبتا کمتر بوده بنابراین اختلاف وزن خوراکی‌ها در سبد ایلام و تهران به 95/‏‏17واحد‌درصد می‌رسد. این تفاوت به‌ویژه در دوره‌ای که تورم سالانه مواد غذایی در بیشتر استان‌ها از ۱۰۰‌درصد عبور کرده برای توضیح اختلاف نرخ تورم عمومی اهمیت دارد.

بررسی آماری داده‌های ۳۱استان نشان می‌دهد میان وزن خوراکی‌ها در سبد مصرفی و تورم سالانه شاخص کل رابطه مثبت وجود دارد. ضریب همبستگی پیرسون این دومتغیر حدود 60/‏‏0محاسبه می‌شود. به بیان ساده‌تر استان‌هایی که خوراکی‌ها سهم بیشتری از سبد مصرفی آنها را تشکیل می‌دهند عموما تورم سالانه بالاتری نیز ثبت کردند.

بااین‌حال این رابطه به معنای آن نیست که وزن بالاتر خوراکی‌ها به‌تنهایی علت تورم بیشتر استان‌هاست. خراسان‌جنوبی نمونه مهمی از محدودیت چنین تفسیری است. در این استان ضریب اهمیت خوراکی‌ها 19/‏‏39‌درصد بوده اما تورم سالانه کل 6/‏‏77‌درصد ثبت شده یعنی نرخی بسیار پایین‌تر از ایلام که سهم خوراکی تقریبا مشابهی دارد.

این تفاوت نشان می‌دهد علاوه بر وزن کالاها، نرخ افزایش قیمت خود گروه‌های خوراکی و غیرخوراکی نیز نقش مهمی در تعیین تورم هر استان دارد. برای نمونه تورم سالانه خوراکی‌ها در خراسان‌جنوبی ۱۰۳‌درصد و در ایلام 2/‏‏123‌درصد بوده است. تورم سالانه غیرخوراکی‌ها نیز در این دو استان به‌ترتیب ۵۹و7/‏‏74‌درصد ثبت شده بنابراین بخشی از اختلاف تورم استان‌ها به ترکیب سبد مصرفی و بخش دیگری به تفاوت نرخ افزایش قیمت گروه‌های کالایی مربوط می‌شود. داده‌های موجود امکان شناسایی این ارتباط‌ها را فراهم می‌کنند اما برای نتیجه‌گیری درباره علت‌های بنیادی اختلاف تورم، باید عوامل دیگری مانند هزینه توزیع، ساختار بازارها، درآمد خانوارها و شرایط منطقه‌ای نیز بررسی شوند.

تهران در انتهای جدول؛ ایلام درصدر گرانی

مقایسه تهران و ایلام شاید روشن‌ترین نمونه از جغرافیای متفاوت تورم در ایران باشد. تهران پایین‌ترین نرخ تورم سالانه و نقطه‌ای شاخص کل را ثبت کرده در حالی که ایلام در تورم سالانه صدرنشین است و در تورم نقطه‌ای نیز پس از هرمزگان قرار دارد.

در تهران تورم سالانه شاخص کل 6/‏‏63‌درصد و تورم نقطه‌ای 9/‏‏72‌درصد بوده است. این دو نرخ در ایلام به‌ترتیب ۹۶و9/‏‏111‌درصد ثبت شدند بنابراین شکاف تورم دو استان نه‌تنها در میانگین ۱۲‌ماهه بلکه در مقایسه مهر امسال با مهر سال گذشته نیز قابل‌توجه است.

بخش مهمی از این تفاوت را می‌توان در دوعامل مشاهده کرد: وزن متفاوت خوراکی‌ها در سبد مصرفی و اختلاف نرخ افزایش قیمت گروه‌های کالایی. سهم خوراکی‌ها و دخانیات در سبد تهران 91/‏‏21‌درصد است درحالی‌که این نسبت در ایلام به 86/‏‏39درصد می‌رسد.

از سوی دیگر تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها در ایلام 4/‏‏13درصد و در تهران ۱۱۰‌درصد بوده است. تورم نقطه‌ای غیرخوراکی‌ها و خدمات نیز در ایلام به 4/‏‏95درصد رسیده اما در تهران 8/‏‏57‌درصد ثبت شده بنابراین هم ساختار سبد مصرفی و هم نرخ افزایش قیمت گروه‌های اصلی در این دو استان متفاوت بوده است.

با وجود این تهران نیز از گرانی شدید مصون نمانده است. تورم نقطه‌ای ۱۱۰‌درصدی خوراکی‌ها نشان می‌دهد شاخص قیمت مواد غذایی در این استان طی یک‌سال بیش از دوبرابر شده است. پایین‌تربودن تورم عمومی تهران صرفا نشان‌دهنده آهنگ کمتر افزایش قیمت سبد مصرفی این استان در مقایسه با سایر استان‌هاست و درباره سطح مطلق هزینه زندگی یا ارزان‌تر بودن کالاها در تهران حکمی صادر نمی‌کند.

در ایلام نیز با وجود تورم سالانه ۹۶درصدی تورم ماهانه مهر به 9/‏‏3‌درصد رسیده که از میانگین کشور پایین‌تر است. این موضوع نشان می‌دهد استان دارای بالاترین تورم انباشته الزاما در هر ماه بیشترین افزایش قیمت را تجربه نمی‌کند.

درنهایت داده‌های مهرماه تصویری از اقتصادی ارائه می‌کنند که افزایش قیمت‌ها در سراسر آن گسترده شده اما توزیع جغرافیایی این افزایش یکسان نیست. در یک استان تورم سنگین خوراکی‌ها همراه با وزن بالای این گروه در سبد مصرفی برجسته است و در استان دیگر افزایش سریع‌تر قیمت خدمات و کالاهای غیرخوراکی نقش پررنگ‌تری دارد.

واقعیت مهم آن است که تورم عمومی کشور باوجود اهمیتش برای شناخت مسیر کلی قیمت‌ها نمی‌تواند به‌تنهایی بیانگر تجربه افزایش هزینه زندگی در تمام استان‌ها باشد. وقتی فاصله تورم سالانه دو استان به بیش‌از ۳۲واحد‌درصد می‌رسد، تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها در ۳۰استان سه‌رقمی است و موج افزایش قیمت غیرخوراکی‌ها نیز سراسر کشور را دربرگرفته شناخت جغرافیای گرانی به اندازه بررسی نرخ عمومی تورم اهمیت پیدا می‌کند.

اقتصاد ایران با یک شاخص ملی سنجیده می‌شود اما خانوارهای آن افزایش قیمت‌ها را در سبدهای مصرفی و جغرافیاهای متفاوت تجربه می‌کنند.