الگوی استفاده اقتصادی از هوش مصنوعی تغییر کرد

گزارش شاخص اقتصادی هوش مصنوعی که توسط شرکت آنتروپیک منتشر می شود نشان می‌دهد استفاده از هوش مصنوعی به‌تدریج از تعاملات کوتاه و پرسش‌وپاسخ‌های ساده فاصله گرفته و به سمت انجام وظایف طولانی‌تر، تولید خروجی‌های مشخص و واگذاری بخشی از فرآیند تصمیم‌گیری به عامل‌های هوشمند حرکت کرده است. بررسی الگوی استفاده کاربران از Claude نشان می‌دهد هوش مصنوعی بیش از آنکه صرفاً جایگزین نیروی انسانی شود، در بسیاری از فعالیت‌ها نقش تقویت‌کننده توانایی‌های افراد را ایفا می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، گسترش سریع ابزارهای هوش مصنوعی مولد باعث شده است الگوی استفاده از این فناوری در مدت کوتاهی تغییر کند. در گذشته بخش عمده تعامل کاربران با مدل‌های هوش مصنوعی در قالب گفت‌وگوهای کوتاه میان کاربر و دستیار انجام می‌شد، اما افزایش استفاده از ابزارها نشان می‌دهد کاربران به سمت استفاده از هوش مصنوعی برای انجام وظایف طولانی‌تر و پیچیده‌تر حرکت کرده‌اند. به همین دلیل، بررسی اثرات اقتصادی هوش مصنوعی دیگر تنها با تحلیل متن گفت‌وگوها امکان‌پذیر نیست و باید خروجی‌ها، میزان خودکارسازی و نحوه استفاده کاربران نیز بررسی شود.

بر اساس گزارش شاخص اقتصادی هوش مصنوعی ( شاخصی که اثر اقتصادی استفاده از هوش مصنوعی را اندازه گیری می کند)، تغییر روش استفاده از هوش مصنوعی باعث شده است روش‌های اندازه‌گیری اثرات اقتصادی این فناوری نیز تغییر کند. داده‌ها با تناوب بالاتر بررسی شده‌اند تا الگوهای استفاده در سطح روزانه و ساعتی مشخص شود. همچنین خروجی‌های تولیدشده در گفت‌وگوهای مختلف طبقه‌بندی شده‌اند تا مشخص شود کاربران از هوش مصنوعی برای چه نوع فعالیت‌هایی استفاده می‌کنند.

هوش مصنوعی تابع ریتم زندگی و بازار کار

یکی از یافته‌های مهم گزارش این است که استفاده از هوش مصنوعی با الگوهای زمانی زندگی و کار کاربران هماهنگ است. در روزهای کاری، سهم استفاده‌های شخصی کاهش پیدا می‌کند، اما در آخر هفته‌ها این سهم افزایش می‌یابد. در نمونه بررسی‌شده، سهم گفت‌وگوهای شخصی از حدود ۳۵ درصد در روزهای کاری به نزدیک ۵۰ درصد در آخر هفته‌ها افزایش یافته است. در این دوره، کاربران کمتر برای فعالیت‌هایی مانند مکاتبات کاری، تولید محتوای بازاریابی یا آماده‌سازی ارائه‌ها از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند و بیشتر به سمت موضوعاتی مانند حمایت عاطفی، پرسش‌های پزشکی و توصیه‌های سرمایه‌گذاری می‌روند.

این الگو در استفاده‌های تخصصی‌تر مانند رابط برنامه‌نویسی نیز مشاهده می‌شود، اگرچه سطح استفاده شخصی در این بخش‌ها پایین‌تر است. بررسی جزئی‌تر فعالیت‌های برنامه‌نویسی نشان می‌دهد در آخر هفته‌ها برخی فعالیت‌ها مانند طراحی عامل‌های هوش مصنوعی، معاملات کمی و بازی‌سازی افزایش می‌یابد، در حالی که فعالیت‌هایی مانند معماری پایگاه داده و رفع خطاهای فنی کاهش پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، استفاده از هوش مصنوعی در خارج از ساعات معمول کاری بیشتر به سمت مشاغل با درآمد بالاتر متمایل است. گزارش نشان می‌دهد در شب‌ها و آخر هفته‌ها، سهم فعالیت‌های مرتبط با مشاغل پردرآمدتر افزایش پیدا می‌کند؛ در حالی که فعالیت‌های مرتبط با مشاغل با دستمزد پایین‌تر مانند برخی فعالیت‌های دفتری یا بازاریابی تلفنی کاهش می‌یابد. البته گزارش تأکید می‌کند که این موضوع به معنای شناسایی قطعی شغل کاربران نیست، بلکه بر اساس نوع وظایفی است که در گفت‌وگوها مشاهده شده است.

از پرسش و پاسخ تا تولید محصول

یکی از مهم‌ترین تغییرات در استفاده از هوش مصنوعی، تبدیل آن از یک ابزار پاسخ‌گو به ابزاری برای تولید خروجی‌های مشخص است. گزارش نشان می‌دهد ۹۳ درصد از گفت‌وگوهای بررسی‌شده به تولید یک خروجی مشخص منجر شده‌اند. رایج‌ترین خروجی‌ها شامل توضیح و پاسخ، اسناد و گزارش‌ها و راهنمایی بوده‌اند. همچنین خروجی‌های نوشتاری مانند اسناد، گزارش‌ها و ارائه‌ها حدود یک‌سوم تعاملات را تشکیل می‌دهند و فعالیت‌های فنی مانند تولید کد و برنامه نیز سهم قابل توجهی دارند.

با این حال، نوع خروجی به تنهایی نشان نمی‌دهد که استفاده از هوش مصنوعی برای چه هدفی انجام شده است. یک خروجی مشابه می‌تواند هم برای کار و هم برای استفاده شخصی مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، تولید محتوای بازاریابی، مقاله یا پرس‌وجوهای پایگاه داده عمدتاً کاربرد کاری دارند، در حالی که نوشتن خلاقانه، تهیه دستور غذا یا دریافت راهنمایی بیشتر در حوزه شخصی قرار می‌گیرد. برخی فعالیت‌ها مانند برنامه‌ریزی، ترجمه و طراحی راهبرد نیز میان استفاده شخصی و کاری تقسیم شده‌اند.

فعالیت‌های با ارزش اقتصادی بالاتر، مصرف محاسباتی بیشتری دارند

یکی از یافته‌های اقتصادی مهم گزارش، ارتباط میان پیچیدگی فعالیت و میزان منابع محاسباتی مصرف‌شده است. بررسی تعداد توکن‌های مصرفی در گفت‌وگوهای کاری نشان می‌دهد فعالیت‌های مرتبط با مشاغل پردرآمدتر معمولاً به پردازش بیشتری نیاز دارند. برای نمونه، فعالیت‌هایی که به مدیران بازاریابی مرتبط شده‌اند، نسبت به فعالیت‌های نویسندگان به طور متوسط منابع بیشتری مصرف کرده‌اند.

همچنین نوع خروجی تولیدشده نیز بر میزان استفاده از منابع تأثیر دارد. فعالیت‌هایی مانند ساخت برنامه یا وب‌سایت به منابع بیشتری نیاز دارند، در حالی که پاسخ‌های توضیحی ساده‌تر مصرف محاسباتی کمتری دارند. گزارش نشان می‌دهد بخشی از رابطه میان درآمد شغلی و مصرف منابع محاسباتی ناشی از این است که مشاغل پردرآمدتر بیشتر با خروجی‌های پیچیده و نیازمند پردازش بالا مرتبط هستند.

این موضوع از منظر اقتصادی اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد هوش مصنوعی در بسیاری از فعالیت‌های ارزشمند الزاماً جایگزین نیروی انسانی نشده، بلکه به عنوان ابزاری برای افزایش توان تولیدی افراد مورد استفاده قرار گرفته است. در فعالیت‌های مرتبط با مشاغل پردرآمدتر، افزایش تولید هوش مصنوعی هم‌زمان با افزایش مشارکت کاربر اتفاق افتاده است؛ یعنی تولید بیشتر توسط هوش مصنوعی به معنای حذف نقش انسان نبوده است.

افزایش استقلال هوش مصنوعی در انجام وظایف

گزارش همچنین به موضوع میزان استقلال هوش مصنوعی در انجام فعالیت‌ها پرداخته است. بر اساس این بررسی، برخی وظایف مانند محاسبات ریاضی، ترجمه و پاسخ به پرسش‌های مشخص نیازمند تصمیم‌گیری مستقل کمتری از سوی هوش مصنوعی هستند، در حالی که فعالیت‌هایی مانند طراحی برنامه، ساخت وب‌سایت یا تولید بازی نیازمند انتخاب میان گزینه‌های متعدد و سطح بالاتری از تصمیم‌گیری هستند.

مقایسه میان Claude Code و گفت‌وگوهای معمولی نشان می‌دهد سطح استقلال هوش مصنوعی در بسیاری از خروجی‌ها در محیط Claude Code بالاتر است. در ۲۶ مورد از ۳۱ نوع خروجی بررسی‌شده، سطح استقلال هوش مصنوعی در Claude Code بیشتر بوده است. گزارش نشان می‌دهد این تفاوت تنها به مدل مورد استفاده مربوط نیست و حتی زمانی که مدل یکسان باشد، محیط استفاده و نوع محصول نقش مهمی در میزان واگذاری تصمیم‌ها به هوش مصنوعی دارد.

 نگرش کاربران؛ نگرانی و امید هم‌زمان

بخش دیگری از گزارش به نگرش کاربران نسبت به آینده هوش مصنوعی اختصاص دارد. نتایج یک پیمایش میان کاربران Claude نشان می‌دهد بیشتر افراد انتظار دارند قابلیت‌های هوش مصنوعی در سال آینده به شکل قابل توجهی افزایش یابد. با این حال، دیدگاه افراد درباره اثر این تغییرات بر شغل خود متفاوت است.

کارکنان در ابتدای مسیر شغلی بیشترین نگرانی را درباره از دست دادن شغل دارند، زیرا احساس می‌کنند سهم بیشتری از فعالیت‌های آنها می‌تواند توسط هوش مصنوعی انجام شود. با این حال، نکته قابل توجه این است که افرادی که بیشترین میزان واگذاری کار به هوش مصنوعی را دارند، الزاماً بدبین‌ترین گروه نیستند؛ بلکه در بسیاری موارد نسبت به آینده شغلی خود خوش‌بین‌تر هستند و انتظار دارند ارزش مهارت‌هایشان افزایش یابد.

در نهایت، تصویر کلی ارائه‌شده در گزارش این است که کاربران بیش از آنکه انتظار جایگزینی کامل انسان با هوش مصنوعی را داشته باشند، خواهان همکاری میان انسان و ماشین هستند؛ همکاری‌ای که بتواند فعالیت‌های تکراری را کاهش دهد و زمان بیشتری برای انجام کارهای معنادار فراهم کند.