جهش قیمت طلا و نقره؛ بازارها بوی بحران بزرگ را حس کردند

جهش کم‌سابقه قیمت طلا و نقره در معاملات اخیر بازارهای جهانی بازتابی از نگرانی عمیق‌تر معامله‌گران نسبت به آینده ژئوپلیتیک جهان است. عملیات غافلگیرکننده آمریکا در ونزوئلا، همراه با اظهارات تهاجمی بعدی درباره نفوذ در نیم‌کره غربی، بار دیگر این پرسش را در کانون توجه بازارهای امن قرار داده که آیا جهان وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی ساختاری شده است یا نه؟

به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس،  در معاملات میانه روز بازار آمریکا، قیمت طلا و نقره با جهشی قابل‌توجه همراه شد؛ جهشی که در نگاه نخست، هم‌زمانی آن با عملیات آمریکا در ونزوئلا را به‌عنوان عامل محرک برجسته می‌کند. افزایش بیش از صد دلاری قیمت طلا در یک روز و رشد چنددلاری نقره، نشان می‌دهد که معامله‌گران این بازار، تحولات سیاسی را به‌مثابه آغاز زنجیره‌ای از پیامدها بالقوه ارزیابی کرده‌اند.

نکته قابل‌توجه آن است که بازارهای سهام جهانی، در همان مقطع، واکنش نسبتا خونسردی نشان دادند و حتی برخی شاخص‌ها به رکوردهای تازه‌ای دست یافتند. این واگرایی رفتاری میان بازار سهام و بازار فلزات گرانبها، به‌خوبی تفاوت افق زمانی و ماهیت ریسک‌پذیری این دو گروه از فعالان بازار را آشکار می‌کند. در حالی که بورس‌ها بیشتر به داده‌های جاری سود شرکت‌ها و نقدینگی توجه دارند، معامله‌گران طلا و نقره به‌طور سنتی نگاهی پیش‌نگرتر به تهدیدهای ژئوپلیتیک دارند و ریسک‌های دورتر اما پرهزینه‌تر را زودتر در قیمت‌ها منعکس می‌کنند.

ونزوئلا؛ رویداد منفرد یا نشانه یک روند؟

عملیات آمریکا در ونزوئلا، از منظر بازار فلزات گرانبها، صرفاً به‌معنای تغییر وضعیت یک کشور یا یک رهبر سیاسی نیست. آنچه معامله‌گران را به بازنگری در موقعیت‌های خود واداشته، پیام ضمنی این اقدام درباره رویکرد آینده آمریکا در سیاست خارجی است. اظهارات بعدی رئیس‌جمهور آمریکا درباره لزوم اعمال نفوذ بیشتر در نیم‌کره غربی و هشدار به سایر کشورهای منطقه درخصوص قاچاق مواد مخدر، این گمانه را تقویت کرده که اقدام اخیر ممکن است مقدمه‌ای بر سیاست تهاجمی‌تر باشد.

در چنین فضایی، بازار طلا و نقره نه به خود ونزوئلا بلکه به احتمال زنجیره‌ای شدن تنش‌ها واکنش نشان می‌دهد. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که هرگاه ریسک ژئوپلیتیک از سطح یک بحران محلی فراتر رفته و نشانه‌هایی از گسترش یا تقلید رفتاری در سایر مناطق بروز کرده، تقاضا برای دارایی‌های امن افزایش یافته است. از این منظر، عملیات اخیر بیش از آنکه یک نقطه پایان تلقی شود، به‌عنوان یک نقطه شروع در ذهن معامله‌گران نقش بسته است.

واکنش قدرت‌ها و اثر دومینویی

انتقاد چین و روسیه از اقدام آمریکا یکی دیگر از عواملی است که به نگرانی بازار دامن زده است. برای معامله‌گران فلزات گرانبها، چنین واکنش‌هایی موضع‌گیری‌های دیپلماتیک نیستند و نشانه‌ای از افزایش اصطکاک میان قدرت‌های بزرگ تلقی می‌شوند. در همین چارچوب، گمانه‌زنی‌ها درباره جسورتر شدن چین در قبال تایوان، به‌عنوان تلاشی برای تثبیت نفوذ در نیم‌کره شرقی، به لایه دیگری از ریسک افزوده است.

بازار طلا به‌طور سنتی نسبت به تغییر موازنه قدرت جهانی حساس است، زیرا چنین تغییراتی اغلب با دوره‌هایی از بی‌ثباتی، افزایش هزینه‌های نظامی و نااطمینانی در تجارت بین‌الملل همراه می‌شود. هم‌زمان، وضعیت روسیه، کشوری که درگیر جنگ و فشار اقتصادی است و همچنان به توان بازدارندگی هسته‌ای خود اتکا دارد، به این تصویر پیچیدگی بیشتری می‌بخشد. مجموعه این عوامل، فضایی را ترسیم می‌کند که در آن، یک شوک سیاسی می‌تواند به سرعت به بحران‌های هم‌زمان در چند جبهه تبدیل شود.

خاورمیانه و سایه بی‌ثباتی

در کنار تحولات آمریکای لاتین و شرق آسیا، وضعیت خاورمیانه نیز در محاسبات معامله‌گران فلزات گرانبها جایگاه ویژه‌ای دارد. پس از حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل در تابستان گذشته، ثبات سیاسی در ایران تضعیف شده است. هرچند بازارهای سهام در کوتاه‌مدت تمایل دارند این‌گونه ریسک‌ها را نادیده بگیرند، اما بازار طلا معمولا به چنین نشانه‌هایی با حساسیت بیشتری واکنش نشان می‌دهد.

خاورمیانه، به‌دلیل نقش محوری در بازار انرژی و پیوند مستقیم آن با تورم جهانی، همواره یکی از نقاط کلیدی در تحلیل ریسک سیستماتیک بوده است. هرگونه تشدید تنش در این منطقه، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، می‌تواند انتظارات تورمی را تحت‌تأثیر قرار دهد و از این مسیر، جذابیت طلا به‌عنوان پوشش ریسک تورم را افزایش دهد. بنابراین، حتی در غیاب یک بحران آشکار، صرف افزایش احتمال بی‌ثباتی، برای تحریک تقاضای امن کافی است.

چرا طلا و نقره زودتر واکنش نشان دادند؟

رفتار متفاوت بازار فلزات گرانبها نسبت به بازارهای مالی دیگر، ریشه در ماهیت این دارایی‌ها دارد. طلا و نقره نه سود تقسیمی دارند و نه مستقیماً به عملکرد یک شرکت یا اقتصاد خاص وابسته‌اند. ارزش آن‌ها بیش از هر چیز به ادراک ریسک و اعتماد به آینده نظام مالی جهانی گره خورده است. به همین دلیل، معامله‌گران این بازار اغلب خود را موظف می‌دانند که به نشانه‌های اولیه تغییر فضا واکنش نشان دهند، حتی اگر این نشانه‌ها هنوز در داده‌های سخت اقتصادی منعکس نشده باشند.

در شرایطی که بازارهای سهام تحت تأثیر نقدینگی و سیاست‌های پولی می‌توانند برای مدتی طولانی از ریسک‌های ژئوپلیتیک فاصله بگیرند، طلا و نقره بیشتر نقش سیستم هشدار زودهنگام را ایفا می‌کنند. جهش اخیر قیمت‌ها را می‌توان در همین چارچوب تفسیر کرد: هشداری نسبت به آینده‌ای که شاید آرام‌تر از امروز نباشد.

نقش بازارهای بیرونی؛ دلار، نفت و بازده اوراق

در کنار ریسک‌های سیاسی، شرایط بازارهای بیرونی نیز به تقویت حرکت فلزات گرانبها کمک کرده است. تضعیف نسبی شاخص دلار آمریکا، به‌طور سنتی به نفع قیمت طلا و نقره عمل می‌کند، زیرا این فلزات برای خریداران غیردلاری ارزان‌تر می‌شوند. هم‌زمان، رشد قیمت نفت خام، سیگنالی از افزایش ریسک ژئوپلیتیک و همچنین احتمال فشارهای تورمی در آینده است.

بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا نیز در سطحی قرار دارد که هنوز نتوانسته جذابیت طلا را به‌طور جدی تضعیف کند. زمانی که بازده واقعی اوراق افزایش چشمگیری پیدا می‌کند، معمولاً فشار نزولی بر طلا وارد می‌شود. اما در وضعیت کنونی، توازن میان بازده اوراق و نگرانی‌های سیاسی، به‌گونه‌ای است که کفه ترازو به نفع دارایی‌های امن سنگینی می‌کند.

داده‌های اقتصادی پیش‌رو؛ عامل تقویت یا تعدیل؟

با وجود تمرکز فعلی بازار بر ریسک‌های ژئوپلیتیک، معامله‌گران به‌خوبی می‌دانند که داده‌های اقتصادی آمریکا در روزهای پیش‌رو می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در تثبیت یا تعدیل این روند ایفا کنند. گزارش اشتغال ماهانه، آمارهای مربوط به جابجایی نیروی کار، شاخص‌های مدیران خرید و نظرسنجی اعتماد مصرف‌کننده، همگی می‌توانند بر انتظارات نسبت به سیاست پولی اثر بگذارند.

در صورتی که داده‌ها نشانه‌ای از ضعف بازار کار یا کاهش شتاب اقتصادی ارائه دهند، احتمال تعدیل سیاست‌های انقباضی افزایش می‌یابد و این امر می‌تواند به تقویت بیشتر قیمت طلا منجر شود. در مقابل، اگر داده‌ها از تاب‌آوری قوی اقتصاد حکایت داشته باشند، ممکن است بخشی از رشد اخیر فلزات گرانبها اصلاح شود. بااین‌حال، حتی در سناریوی دوم، سطح بالای ریسک سیاسی می‌تواند مانع از اصلاح عمیق قیمت‌ها شود.

تصویر تکنیکال؛ بازار چه می‌گوید؟

از منظر تکنیکال، ساختار بازار طلا و نقره همچنان در محدوده‌ای قرار دارد که برتری نسبی خریداران را نشان می‌دهد. نزدیکی قیمت‌ها به سطوح مقاومتی تاریخی، بیانگر آن است که بازار وارد فاز حساسی شده و هر خبر یا داده جدید می‌تواند نقش کاتالیزور را ایفا کند. در چنین شرایطی، شکست مقاومت‌های کلیدی می‌تواند موج جدیدی از ورود سرمایه‌های امن را فعال کند، در حالی که عدم موفقیت در عبور از این سطوح ممکن است به نوسانات کوتاه‌مدت منجر شود.

رفتار اخیر بازار طلا و نقره را می‌توان به‌عنوان پاسخی عقلانی به افقی نامطمئن تفسیر کرد؛ افقی که در آن، تحولات ژئوپلیتیک به‌جای فروکش کردن، نشانه‌هایی از گسترش و پیچیده‌تر شدن بروز می‌دهند. عملیات آمریکا در ونزوئلا، واکنش قدرت‌های بزرگ، تنش‌های بالقوه در شرق آسیا و خاورمیانه، همگی در ذهن معامله‌گران به یک تصویر واحد پیوند خورده‌اند: جهانی که در آن، ثبات دیگر بدیهی نیست.

در چنین فضایی، طلا و نقره بار دیگر نقش کلاسیک خود را به‌عنوان پناهگاه امن ایفا کرده‌اند؛ نقشی که شاید در کوتاه‌مدت با نوساناتی همراه باشد، اما تا زمانی که ابهام‌های ژئوپلیتیک و اقتصادی پابرجاست، از جذابیت آن کاسته نخواهد شد. تفاوت واکنش این بازار با بازار سهام، یادآور آن است که همه فعالان اقتصادی جهان، یک روایت واحد از آینده ندارند؛ و گاه، فلزات خاموش بیش از شاخص‌های پرزرق‌وبرق، از آنچه در پیش است خبر می‌دهند.