نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، بازار نقره در سال گذشته یکی از پرنوسانترین و در عین حال چشمگیرترین دورههای خود را تجربه کرده است. قیمت این فلز گرانبها بیش از ۱۴۰ درصد افزایش یافت؛ رشدی که در حافظه تاریخی بازار، تنها با جهشهای اواخر دهه ۱۹۷۰ قابل مقایسه است. همین شتاب کمسابقه باعث شده نقره از یک دارایی نسبتاً کمتحرک، به یکی از کانونهای توجه سرمایهگذاران تبدیل شود. در معاملات اخیر نیز قیمتها در سطوح بسیار بالا تثبیت شدهاند و حتی به ثبت رکوردهایی بالاتر از ۷۷ دلار در هر اونس رسیدهاند. این وضعیت، پرسشهای جدی درباره پایداری روند صعودی و احتمال شکلگیری حباب قیمتی مطرح کرده است.
درک چرایی این جهش قیمتی بدون توجه به محیط کلان اقتصادی ممکن نیست. یکی از محرکهای اصلی رشد قیمت نقره، تغییر جهت سیاستهای پولی و ورود به دوره کاهش نرخهای بهره بوده است. با کاهش بازدهی اوراق بدهی، داراییهایی که سود دورهای پرداخت نمیکنند اما نقش پناهگاه امن دارند، جذابتر شدهاند. نقره، همانند طلا، از این تغییر فضا سود برده و بخشی از سرمایههایی را جذب کرده که پیشتر در بازار اوراق قرار داشتند. کاهش نرخ بهره، بهطور مستقیم هزینه فرصت نگهداری فلزات گرانبها را پایین آورده و زمینهساز افزایش تقاضای سرمایهگذاری شده است.
در کنار این عامل مالی، تقاضای صنعتی نیز نقش مهمی در تقویت قیمت نقره ایفا کرده است. نقره یکی از بهترین رساناهای الکتریسیته در طبیعت بهشمار میرود و همین ویژگی، آن را به یک ماده اولیه کلیدی در صنایع نوین تبدیل کرده است. استفاده گسترده از نقره در پنلهای خورشیدی، باعث شده همزمان با رشد صنایع مرتبط با انرژیهای نو، تقاضای واقعی برای این فلز افزایش یابد. این تقاضا نه صرفاً ماهیتی سفتهبازانه بلکه ریشه در نیازهای صنعتی دارد و به روایت طرفداران روند صعودی، پایهای محکم برای تداوم رشد قیمت محسوب میشود.
از سوی دیگر، سمت عرضه نیز رفتاری متفاوت با افزایش قیمتها نشان داده است. برخلاف طلا که معمولاً بهطور مستقیم استخراج میشود، بخش عمده نقره بهعنوان محصول جانبی استخراج فلزاتی مانند سرب، روی و مس بهدست میآید. همین ویژگی باعث میشود که افزایش قیمت نقره لزوماً انگیزه فوری برای افزایش تولید ایجاد نکند. در سالهای اخیر، عرضه نقره نسبتاً ثابت مانده و نتوانسته همپای رشد تقاضا افزایش یابد. این عدم انعطافپذیری عرضه، یکی دیگر از عواملی است که به صعود شدید قیمتها دامن زده است.
با این حال، ترکیب یک روایت قوی عرضه و تقاضا لزوماً به معنای مصون بودن بازار از اصلاح نیست. دادههای تاریخی و شاخصهای تحلیلی نشان میدهند که سرعت و شدت رشد اخیر، خود به یک عامل خطر تبدیل شده است. از منظر برخی شاخصهای عینی، نقره در وضعیت «بیشخرید» قرار دارد؛ وضعیتی که در گذشته معمولاً پیشدرآمد دورههای اصلاح قیمت بوده است. رشد شدید در مدت زمانی کوتاه، اغلب باعث میشود قیمتها از روندهای بلندمدت خود فاصله بگیرند و نیاز به بازگشت یا تعدیل پیدا کنند.
یکی از مهمترین نشانههای هشداردهنده، فاصله گرفتن قیمت نقره از میانگینهای متحرک بلندمدت است. بررسی نسبت قیمت به میانگینهای ۵۰ روزه و ۲۰۰ روزه نشان میدهد که قیمتها به سطوحی رسیدهاند که بهندرت در تاریخ بازار مشاهده شده است. چنین فاصلهای معمولاً بیانگر آن است که شتاب حرکت قیمت از توان بنیادین بازار فراتر رفته و احتمال اصلاح افزایش یافته است. مقایسه این وضعیت با رفتار طلا و حتی سبدی از کالاهای اساسی نیز نشان میدهد که نقره در این دوره عملکردی بهمراتب فراتر از همتایان خود داشته است.
این برتری نسبی، اگرچه در نگاه نخست نشانه قدرت بازار بهنظر میرسد، اما در دادههای تاریخی اغلب با پیامدهای منفی در کوتاهمدت همراه بوده است. در موارد محدودی که نقره در چند دهه گذشته چنین عملکرد برتری نسبت به طلا داشته، معمولاً در ماههای بعدی از بازار عقب مانده است. به بیان دیگر، جهشهای شدید نسبی، اغلب خود را با یک دوره وقفه یا اصلاح قیمت تصحیح کردهاند.
عامل هشداردهنده دیگر، فر سودگی روند صعودی فعلی است. قیمت نقره برای ۸۳۳ روز متوالی بدون تجربه یک اصلاح ۲۰ درصدی به حرکت خود ادامه داده است. این عدد، بازار را به آستانه طولانیترین دوره صعود بدون اصلاح در تاریخ این فلز رسانده است؛ رکوردی که بیش از چهار دهه پیش و در ابتدای سال ۱۹۸۰ به پایان رسید. از منظر رفتار بازار، هرچه یک روند صعودی طولانیتر شود، احتمال اصلاح آن نیز افزایش مییابد، زیرا بخشی از نیروهای محرک اولیه خود را از دست میدهد و بازار وارد فاز اشباع میشود.
در کنار این عوامل، رفتار سرمایهگذاران نیز نشانههایی از افزایش ریسک را آشکار میکند. جریان ورود سرمایه به ابزارهای مالی مرتبط با نقره، بهویژه صندوقهایی که با اهرم عمل میکنند، بهطور محسوسی افزایش یافته است. ورود سنگین سرمایه به چنین ابزارهایی، معمولاً نشانهای از اوجگیری هیجان بازار و افزایش فعالیت سفتهبازان است. هرچند حجم این ورودها هنوز به سطوح ثبتشده در اوجهای تاریخی پیشین نرسیده، اما شباهتهای رفتاری آنها، زنگ هشدار را برای تحلیلگران به صدا درآورده است.
جمعبندی این نشانهها، تصویری از بازاری ترسیم میکند که در آن عوامل بنیادی و هیجان سرمایهگذاری بهطور همزمان فعالاند. از یک سو، کاهش نرخ بهره، تقاضای صنعتی قوی و عرضه نسبتاً محدود، همچنان از نقره حمایت میکنند. از سوی دیگر، سرعت رشد، فاصله شدید از روندهای بلندمدت و ورود سرمایههای پرریسک، احتمال اصلاح را افزایش دادهاند. این دوگانگی، بازار را وارد مرحلهای شکننده کرده است که در آن هر تغییر کوچک در انتظارات میتواند به نوسانات شدید منجر شود.
نکته مهم آن است که هشدار درباره احتمال اصلاح، بهمعنای انکار کامل عوامل حمایتی نیست. اصلاح قیمت، لزوماً نشانه پایان روند صعودی بلندمدت محسوب نمیشود، بلکه میتواند بخشی از فرآیند طبیعی بازار برای بازگشت به تعادل باشد. با این حال، برای سرمایهگذارانی که در سطوح قیمتی بسیار بالا وارد بازار شدهاند، حتی اصلاحهای کوتاهمدت نیز میتواند زیانبار باشد.
تجربههای تاریخی نشان میدهد که بازارهایی با چنین مشخصاتی، معمولاً وارد فاز نوسان بالا میشوند؛ فازی که در آن سود و زیان بهسرعت جابهجا میشود و تصمیمگیری هیجانی میتواند هزینهبر باشد. در این شرایط، توجه به دادههای تاریخی و نشانههای رفتاری بازار، اهمیت دوچندان پیدا میکند. نقره اکنون نهتنها تحت تأثیر عوامل اقتصادی، بلکه اسیر انتظارات و رفتار جمعی سرمایهگذاران است.
آنچه از دادهها برمیآید این است که بازار نقره پس از جهشی تاریخی، به نقطهای رسیده که ادامه مسیر بدون وقفه یا اصلاح، دشوار بهنظر میرسد. نشانههای بیشخرید، رکورد طولانیمدت بدون اصلاح و افزایش فعالیت سفتهبازانه، همگی از احتمال یک عقبنشینی کوتاهمدت حکایت دارند. برای سرمایهگذاران، این وضعیت بهمعنای پایان جذابیت نقره نیست، اما هشداری جدی است که نباید از آن غفلت کرد.
یک مقام مسئول هواشناسی گفت: فعالیت سامانههای بارشی فعلا پایان یافته و تا روز چهارشنبه (۱۷ دی) افزایش غلظت آلایندهها در ۶ استان تهران، کرج، اراک، ارومیه، تبریز و اصفهان مورد انتظار است.
در شرایط تورم مزمن، کاهش مستمر قدرت خرید و فرسایش رفاه خانوارها به یکی از پایدارترین ویژگیهای اقتصاد ایران تبدیل شده، سیاستهای حمایتی دولت بار دیگر به کانون توجه بازگشتهاند. دو ابزار اصلی این سیاستها، یعنی یارانه نقدی و کالابرگ الکترونیک، هر یک مدافعان و منتقدان خود را دارند. در مختصات اقتصاد ایران، کدامیک از این دو ابزار میتواند کارآمدتر، عادلانهتر و کمهزینهتر باشد.
وقتی در سال ۲۰۰۹ بیتکوین متولد شد، جهان با مفهوم «پول بدون مرز» آشنا شد. اما چند سال بعد، جوانی با نگاهی بلند پروازانه متوجه شد که بلاکچین میتواند چیزی بسیار بزرگتر از یک دفتر کل برای ثبت تراکنشهای مالی باشد.
بررسی عملکرد واقعی ابزارهای AI، مزایا، محدودیتها و نقش آنها در معاملات هوشمند با ورود AI به بازارهای مالی، معاملات بهصورت هوشمند و خودکار و در هر ساعت از شبانهروز انجام میشوند.