نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، مرحله تازه راهبرد آمریکا علیه ایران قرار است روز دوشنبه روشنتر شود؛ زمانی که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، جزئیات برنامهای را اعلام خواهد کرد که هدف آن انتقال مرکز ثقل جنگ از حملات متقابل در خاورمیانه به سمت انزوای گسترده اقتصادی ایران است.
دامنه این سیاست بالقوه بسیار فراتر از ایران خواهد رفت. کشورهایی مانند چین، هند، ترکیه و امارات متحده عربی میتوانند تحت تأثیر تلاش واشنگتن برای محدود کردن شرکای تجاری و مالی تهران قرار گیرند.
منطق دولت آمریکا این است که فشار اقتصادی بتواند کاری را انجام دهد که عملیات نظامی تاکنون موفق به انجام آن نشده است. آمریکا و اسرائیل سال گذشته حملات خود به ایران را آغاز کردند و از آن زمان هزاران هدف مورد حمله قرار گرفتهاند. در کنار این حملات، تحریمهای چندلایه و محاصره دریایی آمریکا نیز فشار بر ایران را افزایش دادهاند.
با وجود این، تهران همچنان توانایی پاسخ نظامی خود را حفظ کرده است. ایران از پهپادهای تهاجمی شاهد و موشکهای بالستیک برای هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا و همچنین اهداف غیرنظامی در کشورهای خلیج فارس، از جمله زیرساختهای آب و برق، استفاده کرده است.
همزمان، تنگه هرمز همچنان تا حد زیادی بسته باقی مانده است. این وضعیت قیمت جهانی انرژی را افزایش داده و کشورهای ثروتمند خلیج فارس را واداشته است برای یافتن یک مسیر دیپلماتیک خروج از جنگ به آمریکا فشار بیاورند.
کنترل ایران بر تنگه هرمز در عین حال یکی از مهمترین اهرمهای تهران در هرگونه مذاکره احتمالی با آمریکا محسوب میشود. به همین دلیل، حتی در شرایط تشدید فشار اقتصادی، ایران همچنان ابزارهایی برای تحمیل هزینه متقابل در اختیار دارد.
بسنت این هفته گفته است انتقال تمرکز آمریکا به یک کارزار اقتصادی احتمالاً به این معناست که جنگ گسترده نظامی از سر گرفته نخواهد شد. اما مسئله این است که توقف عملیات گسترده از سوی آمریکا الزاماً به معنای خودداری ایران از تشدید نظامی نیست.
نیت سوانسون، پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک که تا سال گذشته روی پرونده ایران در وزارت خارجه و شورای امنیت ملی کاخ سفید کار میکرد، معتقد است اگر فشار اقتصادی آمریکا واقعاً مؤثر واقع شود، ایران در مقطعی بار دیگر واکنش نشان خواهد داد؛ زیرا گزینههای دیگری برای آن باقی نخواهد ماند. از نگاه او، ترامپ ممکن است سیاست تازه را مرحلهای متفاوت از جنگ تلقی کند، اما ایران الزاماً چنین تفکیکی میان جنگ اقتصادی و نظامی قائل نیست.
کریس کندی، مسئول حوزه سیاستگذاری اقتصادی در بلومبرگ اکونومیکس، نیز معتقد است اگر کارزار جدید فشار اقتصادی موفق شود که خود محل تردید است، واکنش اولیه ایران احتمالاً اقدام نظامی خواهد بود، نه تسلیم در برابر خواستههای آمریکا.
در نتیجه، مهمترین ریسک راهبرد تازه واشنگتن در خود موفقیت احتمالی آن نهفته است. هرچه فشار اقتصادی بیشتر منابع مالی و ظرفیت اقتصادی ایران را محدود کند، انگیزه تهران برای استفاده از ابزارهایی که مستقیماً هزینه جنگ را برای آمریکا و متحدانش افزایش میدهد، میتواند بیشتر شود.
یکی از مهمترین گزینهها، حمله به زیرساختهای انرژی در منطقه خلیج فارس است. چنین حملاتی میتواند عرضه انرژی را مختل کند، قیمت نفت را افزایش دهد و هزینه اقتصادی سیاست آمریکا علیه ایران را بالا ببرد. در این سناریو، تهران میتواند تلاش کند از بازار جهانی انرژی برای انتقال بخشی از هزینه فشار اقتصادی خود به آمریکا و شرکای منطقهای واشنگتن استفاده کند.
ابهام بزرگ دیگر این است که واشنگتن دقیقاً چگونه میتواند فشار اقتصادی بر ایران را به شکل معناداری افزایش دهد. ایران پیش از این نیز تحت مجموعه گستردهای از تحریمها قرار داشته و مهمترین گزینه باقیمانده برای تشدید فشار، هدف گرفتن چین است.
چین خریدار اصلی نفت ایران است. بنابراین هر سیاستی که بخواهد درآمد نفتی تهران را به شکل اساسی کاهش دهد، ناگزیر باید روابط نفتی ایران و چین را هدف قرار دهد. این اقدام اما برای واشنگتن بدون هزینه نخواهد بود و میتواند پیامدهای متقابل اقتصادی به همراه داشته باشد.
هدف قرار دادن شرکتها و نهادهای کوچکتر در کشورهایی مانند عراق، ترکیه یا امارات میتواند شبکه اقتصادی ایران را محدودتر کند، اما بعید است بهتنهایی اراده تهران برای ادامه جنگ را در هم بشکند.
به همین دلیل، ظرفیت واقعی برنامه تازه بسنت تا حد زیادی به میزان آمادگی آمریکا برای اعمال فشار بر شرکای اصلی ایران، بهویژه چین، بستگی خواهد داشت. بدون ورود جدی به این حوزه، فضای باقیمانده برای افزایش چشمگیر فشار اقتصادی محدود است.
با وجود محدودیتهای این راهبرد، فشار اقتصادی کنونی آمریکا بر ایران بیاثر نبوده است. این فشار اکنون خطر شکلگیری یکی از شدیدترین بحرانهای اقتصادی تاریخ ایران را افزایش داده است؛ آن هم در کشوری که پیش از جنگ نیز سالها تحت انزوای گسترده اقتصادی قرار داشت.
نشانه مهمتر به درآمدهای نفتی مربوط میشود. رئیس کل بانک مرکزی ایران این هفته اعلام کرد صادرات نفت کشور در نتیجه محاصره آمریکا عملاً متوقف شده است. در صورت تداوم این وضعیت، دولت ایران با از دست دادن اصلیترین منبع درآمد خود مواجه خواهد بود. صندوق بینالمللی پول نیز پیشبینی کرده بود اقتصاد ایران در سال جاری ۶.۱ درصد کوچک شود که شدیدترین انقباض اقتصادی کشور در چند دهه اخیر محسوب می شود.
بنابراین، کارزار آمریکا از نظر ایجاد فشار اقتصادی در حال نزدیک شدن به نقطهای است که میتواند محدودیتهای مالی بسیار شدیدتری برای تهران ایجاد کند. پرسش اصلی اما این است که آیا این فشار به تغییر رفتار ایران منجر خواهد شد یا به تشدید واکنش نظامی.
مواضع مقامهای ایرانی نیز نشاندهنده تفاوت دیدگاه درباره ادامه جنگ است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، روز جمعه خواستار پایان جنگ با آمریکا شد. با این حال، حوزه مسئولیت او عمدتاً به سیاستهای اقتصادی داخلی محدود است و تصمیمگیری درباره مسیر جنگ در اختیار مجموعه گستردهتری از ساختار قدرت قرار دارد. در مقابل، برخی چهرههای سیاسی ایران معتقدند تهران در حال پیروزی است و باید جنگ را ادامه دهد.
این تفاوت برای محاسبات واشنگتن اهمیت دارد. حتی اگر فشار اقتصادی نارضایتی داخلی را افزایش دهد و بخشهایی از دولت را به سمت پایان جنگ سوق دهد، تضمینی وجود ندارد که این فشار مستقیماً به تغییر تصمیم نظامی ایران منجر شود.
در واقع، یکی از مشکلات اصلی راهبرد فشار اقتصادی آن است که هزینههای اقتصادی عمدتاً بر جامعه و اقتصاد ایران وارد میشود، در حالی که ساختار نظامی تصمیمگیر ممکن است توان تحمل فشار بیشتری داشته باشد.
دیوید شنکر، دیپلمات آمریکایی در امور خاورمیانه در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، احتمال میدهد اقدامات جدیدی که بسنت روز دوشنبه اعلام خواهد کرد، همراه با ادامه محاصره دریایی، در نهایت ایران را به بازگشت به توافق موقت دیپلماتیکی که در ماه ژوئن با آمریکا حاصل شده بود، سوق دهد. اما حتی در این سناریو نیز نتیجه سریع نخواهد بود. به گفته شنکر، ممکن است حدود شش ماه طول بکشد تا اقدامات اقتصادی تازه اثر معناداری ایجاد کنند.
این فاصله زمانی خود یک محدودیت مهم برای راهبرد آمریکا ایجاد میکند؛ زیرا صبر دولت ترامپ را آزمایش خواهد کرد. ایران نیز پیش از این نشان داده است که قادر است فشارهای شدید اقتصادی را برای دورههای طولانی تحمل کند. به همین دلیل، کارزار اقتصادی جدید لزوماً مسیر کوتاهی برای پایان جنگ ایجاد نمیکند. فشار ممکن است برای ماهها ادامه پیدا کند، در حالی که ایران همچنان خود را برخوردار از اهرمهای مهم و در موقعیت قابلقبولی برای ادامه تقابل بداند.
، مرحله تازه جنگ ایران و آمریکا بیش از آنکه رقابتی بر سر میزان تحریم باشد، به نبردی بر سر توان تحمل هزینه تبدیل شده است. واشنگتن میخواهد با محدود کردن صادرات نفت، دسترسی مالی و روابط تجاری ایران، هزینه ادامه جنگ را برای تهران به سطحی برساند که پذیرش توافق اجتنابناپذیر شود.
ایران در مقابل ابزارهایی در اختیار دارد که میتواند بخشی از همین هزینه را به آمریکا و متحدانش منتقل کند. حفظ فشار بر تنگه هرمز، حمله به زیرساختهای انرژی و افزایش ناامنی در خلیج فارس میتواند قیمت نفت را بالا نگه دارد و هزینه اقتصادی و سیاسی ادامه جنگ را برای دولت ترامپ افزایش دهد.
از این منظر، فشار اقتصادی آمریکا و پاسخ نظامی ایران دو میدان جداگانه نیستند، بلکه اجزای یک منازعه واحد بر سر افزایش هزینه طرف مقابل محسوب میشوند.
همین مسئله ریسک راهبرد تازه ترامپ را افزایش میدهد. اگر فشار اقتصادی ضعیف باشد، ممکن است نتواند تهران را به توافق وادار کند؛ و اگر بیش از حد مؤثر باشد، ممکن است پیش از ایجاد زمینه برای مصالحه، ایران را به تشدید حملات در سراسر خلیج فارس سوق دهد.
به این ترتیب، پرسش تعیینکننده مرحله جدید جنگ این نیست که آیا آمریکا قادر است فشار بیشتری بر اقتصاد ایران وارد کند؛ شواهد نشان میدهد این فشار از هماکنون بسیار شدید است. مسئله اصلی این است که تهران در نقطهای که هزینه اقتصادی جنگ به سطح بحرانی برسد، کدام گزینه را انتخاب خواهد کرد. بازگشت به مذاکره یا استفاده گستردهتر از ظرفیت نظامی برای بالا بردن هزینه جنگ برای طرف مقابل.
مهلت ثبتنام آزمون دکتری تخصصی و پژوهشی سال ۱۴۰۵ در رشتههای علوم پایه، بهداشت، دندانپزشکی و داروسازی امروز پایان می یابد.
قیمت دلار، یورو و سایر ارزها اعلام شد.
قیمت نفت برنت با کاهش 1 دلاری به 93 دلار و 16 سنت رسید.
در این گزارش جدیدترین قیمت انواع طلا، سکه و حباب سکه در بازار امروز دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ را بخوانید.