نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، پس از آنکه قیمت نقره در هفتههای اخیر توانست از سطح حمایتی ۴۸ دلار در هر اونس دفاع کند، بازار بار دیگر شاهد شکلگیری جریانهای خرید بود. تقویت انتظارات تورمی، ورود سرمایهگذاران خرد و صنعتی و انتشار خبر قرار گرفتن نقره در فهرست مواد معدنی حیاتی ایالات متحده، به جهش مجدد قیمتها کمک کرد. در ماه گذشته، قیمت نقره حتی تا رکورد تاریخی بیش از ۵۴ دلار در هر اونس پیش رفت؛ سطحی که یادآور دورههای نوسان شدید دهه ۱۹۸۰ است.
افزایش تقاضای فیزیکی در بازارهای لندن و نیویورک و احتیاط بانکهای فلزات گرانبها در عرضه ذخایر خود، باعث شد بازار با کمبود نسبی روبهرو شود. همین محدودیت عرضه عامل اصلی جهش اخیر بود. با این حال آیا این رشد ادامهدار خواهد بود یا بازار در آستانه اصلاحی تازه قرار دارد؟
نقره برخلاف طلا تنها به عنوان دارایی امن تلقی نمیشود؛ بخش قابلتوجهی از تقاضای آن از مصرف صنعتی میآید. این فلز در تولید پنلهای خورشیدی، تراشههای الکترونیکی، باتریها و تجهیزات مخابراتی نقشی کلیدی دارد. تصمیم دولت آمریکا برای افزودن نقره به فهرست مواد معدنی حیاتی حاکی از این است که نقره دیگر فقط کالایی لوکس یا سرمایهای نیست بلکه در زنجیره ارزش فناوریهای آینده جایگاهی استراتژیک یافته است.
این اقدام میتواند مسیر سرمایهگذاریهای صنعتی را از تشویق اکتشافات معدنی در آمریکای شمالی تا ایجاد محدودیتهای صادراتی در آسیا تغییر دهد. اما همزمان چنین سیاستی ریسکهای تازهای برای تعادل عرضه جهانی ایجاد میکند.
یکی از ویژگیهای اخیر بازار نقره، تناقض میان کمبود ظاهری و مازاد بالقوه است. در ماههای گذشته، کمبود فیزیکی در بازارهای لندن و هنگکنگ قیمتها را به اوج رساند، اما دادههای جدید نشان میدهد که ذخایر نقره در حال بازیابی است. برآوردها حاکی از آن است که حدود ۱۹۸ میلیون اونس نقره در خزانههای لندن نگهداری میشود؛ رقمی که تنها دو هفته پس از بحران کمبود حدود ۱۱۱ میلیون اونس به آن افزوده شده است. این افزایش ناگهانی تا حد زیادی ناشی از ورود مجدد نقره از مسیر بازیافت و ذخایر خصوصی بوده است. بهعبارت دیگر، بخشی از کمبود بازار با عرضه ثانویه جبران شده نه با تولید جدید. این مسئله اگرچه در کوتاهمدت ثبات ایجاد میکند اما در بلندمدت میتواند بازار را در برابر شوکهای جدید آسیبپذیر کند.
در شرایط کنونی، افزایش بازیافت نقره از محصولات الکترونیکی و جواهرات قدیمی، منبعی قابلتوجه برای تأمین بازار شده است. تحلیلگران معتقدند که حدود ۳۰ درصد از افزایش موجودی اخیر در بازار لندن، از محل بازگشت نقره از سیستمهای خصوصی، بازیافت و ذخایر غیررسمی بوده است.
این پدیده، که میتوان آن را سیل نقرهای نامید، پیامدهای دوگانه دارد. از یک سو، موجب آرامش نسبی بازار و کاهش فشار قیمت میشود؛ از سوی دیگر، نشان میدهد که بازار در حال مصرف ذخایر پنهان است؛ امری که در صورت تکرار، میتواند به خالی شدن منابع بازیافتی و تشدید نوسانات منجر شود.
بازار نقره بهطور سنتی از جمله پرنوسانترین بازارهای کالایی جهان است. دلیل این نوسانات شدید، ترکیب خاصی از عرضه محدود معدنی، وابستگی به مصرف صنعتی و رفتار احساسی سرمایهگذاران است. در سالهای اخیر، هربار که موجودیهای فیزیکی کاهش یافتهاند، موجی از خرید ایجاد شده و قیمتها جهش کردهاند. اما بهمحض بازگشت فلز از منابع ثانویه یا انبارها، بازار وارد فاز اصلاح شده است. این چرخه اکنون نیز تکرار میشود: پس از فشار نقرهای اخیر، افزایش عرضه از انبارهای لندن و بازیافت، بار دیگر احتمال اصلاح قیمتها را بالا برده است. کارشناسان هشدار میدهند که اگر ذخایر در نیویورک یا شانگهای کاهش نیابد، زمینه برای رشد مجدد محدود خواهد بود.
نقش سیاست در بازار فلزات حیاتی روزبهروز پررنگتر میشود. طبقهبندی نقره به عنوان مادهای حیاتی در آمریکا، میتواند به اعمال تعرفههای جدید وارداتی و صادراتی منجر شود. در چنین حالتی، جریان آزاد نقره میان بازارها بهویژه بین چین، ایالات متحده و اروپا مختل خواهد شد. اگر چین یا آمریکا تصمیم بگیرند صادرات یا واردات نقره را کنترل کنند، مکانیسمهای توازن جهانی از کار میافتد و بازار جهانی ممکن است با شکاف قیمتی قابلتوجهی روبهرو شود.
در همین حال، رقابت فناوری میان واشنگتن و پکن بر سر تسلط بر زنجیره تأمین فلزات حیاتی، میتواند به ابزاری سیاسی تبدیل شود. نقره، با کاربردهای گستردهاش در انرژی خورشیدی و الکترونیک، در این رقابت جایگاهی کلیدی دارد.
گرچه قیمتهای بالای فعلی نشانهای از تقاضای قدرتمند است، اما از دید برخی تحلیلگران، بازار نقره اکنون در وضعیتی شکننده قرار دارد. افزایش سریع موجودیها در لندن، نشانهای از بازگشت عرضه به بازار است. در چنین شرایطی، هرگونه افت در تقاضای صنعتی مثلاً به دلیل کندی رشد اقتصادی جهانی میتواند آغازگر موج اصلاحی باشد.
به بیان دیگر، نقره در حال حاضر بیش از هر چیز به انتظارات مثبت وابسته است. اگر این انتظارات با واقعیتهای بازار همسو نباشد، سرمایهگذاران ممکن است بهسرعت از بازار خارج شوند و روند صعودی را معکوس کنند.
با وجود هشدارها، بنیادهای بلندمدت بازار نقره همچنان قوی است. حرکت جهانی بهسوی انرژیهای پاک، مصرف نقره را در صنایع خورشیدی و خودروهای برقی بهطور مداوم افزایش میدهد. هر واحد پنل خورشیدی حاوی مقادیر قابلتوجهی نقره است و با رشد سریع تولید جهانی انرژی خورشیدی، انتظار میرود مصرف نقره در این بخش طی سالهای آینده رکورد تازهای ثبت کند.
افزون بر این، کاربردهای نقره در فناوریهای نوین مانند حسگرها، رباتیک و پزشکی مدرن نیز رو به افزایش است. از این منظر، حتی اگر نوسانات کوتاهمدت بازار قیمتها را کاهش دهد، روند بلندمدت همچنان صعودی باقی خواهد ماند.
نقش سرمایهگذاران خرد در تحولات اخیر بازار نقره نیز چشمگیر بوده است. موج «سیلور اسکوئیز» که از شبکههای اجتماعی آغاز شد، سبب شد میلیونها اونس نقره از بازارهای فیزیکی خارج و وارد صندوقهای سرمایهگذاری شود. این پدیده نشان داد که بازار نقره، برخلاف ظاهر کوچک خود، میتواند تحت تأثیر هیجانات جمعی قرار گیرد. هرچند بسیاری از این سرمایهگذاران در اصلاحهای بعدی متضرر شدند، اما حضور آنها باعث شده حساسیت بازار به اخبار و شایعات بیشتر شود.
در افق کوتاهمدت، دو مسیر محتمل برای پیش بینی قیمت نقره را میتوان متصور بود. در سناریوی صعودی اگر موجودیهای نقره در چین و نیویورک کاهش یابد و صادرات از این کشورها با محدودیت مواجه شود، بازار دوباره با کمبود روبهرو خواهد شد. در این حالت، احتمال بازگشت قیمتها به محدوده ۵۳ تا ۵۵ دلار وجود دارد. در
سناریوی اصلاحی اما اگر جریان بازیافت و عرضه ثانویه ادامه یابد و تقاضای صنعتی با افت مواجه شود، بازار ممکن است به زیر ۴۸ دلار بازگردد و در محدوده ۴۵ تا ۴۷ دلار تثبیت شود.
در هر دو حالت، نوسانپذیری بالا باقی میماند و سرمایهگذاران باید بیش از گذشته به عوامل بنیادی توجه کنند.
چند سال طول میکشد تا یک خانوار ایرانی صاحبخانه شود؟ معاون وزیر راهوشهرسازی میگوید متوسط دوره دسترسی به مسکن در مناطق شهری ۸.۵ سال و دوره انتظار با فرض پسانداز یکسوم درآمد حدود ۲۶ تا ۲۷ سال است. او با این محاسبات، اظهاراتی را که از انتظار بیش از ۱۰۰ ساله برای خانهدار شدن سخن میگویند، فاقد مبنای علمی میداند. اختلاف بر سر این اعداد فقط یک مناقشه آماری نیست و به دو برداشت متفاوت از توان واقعی خانوارها برای خرید مسکن بازمیگردد.
ایران با وجود برخورداری از یک پول ملی و سیاستهای پولی و ارزی مشترک، با چند جغرافیای متفاوت تورم روبهروست. تازهترین آمار مرکز آمار ایران نشان میدهد فاصله تورم سالانه میان ایلام و تهران در مهرماه ۱۴۰۵ به بیش از ۳۲ واحد درصد رسیده است. ایلام با تورم سالانه ۹۶ درصدی گرانترین استان از نظر سرعت افزایش قیمتهاست، درحالیکه تهران با ۶۳.۶ درصد پایینترین نرخ را ثبت کرده است.
بررسی عملکرد بازارهای مالی نشان میدهد که اونس طلا و نقره، دلار و طلای ۱۸ عیار در هفته منتهی به آبانماه روندی نزولی را تجربه کردند.
قیمت جهانی طلا در هفته گذشته، برخلاف انتظارات بازار، تحت فشار فروش قرار گرفت و با افتی حدود ۳ درصدی به کمتر از ۳۹۰۰ دلار در هر اونس رسید که پایینترین سطح در بیش از یک سال گذشته محسوب میشود. این کاهش در شرایطی رخ داد که فدرالرزرو نرخ بهره را بدون تغییر حفظ کرد، بازده اوراق قرضه آمریکا بهشدت کاهش یافت و دلار نیز از سقفهای اخیر خود عقب نشست. با این حال، نگرانی از تداوم سیاست پولی انقباضی، رشد اقتصادی آمریکا و فشارهای تورمی ناشی از جنگ ایران، انتظارات سرمایهگذاران درباره مسیر آینده نرخ بهره را تغییر داده و مانع از حمایت عوامل سنتی از قیمت طلا شده است.