نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
در حالی که اقتصاد جهانی طی چند دهه توانسته بیش از یک میلیارد نفر را از فقر شدید خارج کند، تازهترین برآوردهای بانک جهانی از حرکت معکوس ایران حکایت دارد. بر اساس گزارش پژوهشکده امور اقتصادی، نرخ فقر در ایران که در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۳.۲ درصد برآورد شده، ممکن است در سال ۲۰۲۶ به ۳۸.۸ درصد برسد؛ به این معنا که نزدیک به چهار نفر از هر ۱۰ ایرانی زیر خط فقر مورد استفاده بانک جهانی قرار خواهند گرفت. این نهاد پیشبینی کرده است تنها طی سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ حدود ۵.۵ میلیون نفر دیگر به جمعیت فقیر کشور اضافه شوند. مسئله فقط افزایش تعداد فقرا نیست؛ ترکیب تورم، رکود اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری و پیامدهای جنگ، خطر شکلگیری چرخهای را افزایش داده که در آن فقر به عامل تضعیف رشد اقتصادی و بازتولید فقر در سالهای آینده تبدیل میشود.
اقتصاد آمریکا در سهماهه چهارم سال 2025 با رشد سالانه 1.4 درصدی مواجه شد؛ رقمی که نهتنها نسبت به رشد 4.4 درصدی فصل قبل کاهش چشمگیر دارد، بلکه پایینتر از برآوردهای بازار نیز قرار گرفت. کاهش مخارج دولت در پی تعطیلی فدرال و افت شتاب مصرف خانوار، موتور رشد را تضعیف کرد؛ هرچند افزایش نسبی سرمایهگذاری بنگاهها بخشی از این افت را جبران کرد. همزمان، تورم ترجیحی فدرال رزرو به 2.9 درصد رسید که سیاستگذاری پولی در سال پیشرو را پیچیدهتر میکند.
رشد اقتصاد ایران در ششماهه نخست ۱۴۰۴ منفی شد و بخشهای کشاورزی و صنایع بیشترین فشار را تجربه کردند. کارشناسان معتقدند ترکیب تحریمها و ساختار ناکارآمد داخلی، مسیر رشد اقتصادی را در کوتاهمدت مسدود کرده است.
تاره ترین آمارهای بانک مرکزی نشان میدهد، رشد تولید ناخالص داخلی کشور در ششماهه نخست سال جاری بار دیگر وارد محدوده منفی شده است؛ بهطوری که رشد اقتصادی با نفت منفی 0.6 درصد و بدون نفت منفی 0.8 درصد ثبت شده است.
براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس رشد اقتصادی در تابستان امسال منفی ۱.۳ درصد بوده است با این حال در شهریور با رشد ۰.۸ درصد همراه شد.
نوبل اقتصاد ۲۰۲۵ به سه اقتصاددان تعلق گرفت که توضیح دادند چرا پیشرفت فناوری و نوآوری موتور اصلی رشد اقتصادی است. اما اهمیت کار آنها فراتر از معادلات فنی اقتصاد است؛ زیرا نشان میدهد که رشد نه فقط از دل علم و تکنولوژی، بلکه از بطن فرهنگ و تصور جمعی نسبت به آینده زاده میشود.
«هوش مصنوعیِ عادی»؛ مقالهای از آرویند نارایانَن و سایش کاپور (پرینستون) استدلال میکند که اگر به هوش مصنوعی مانند یک «فناوری عادی» بنگریم—نه بهعنوان ابرهوشی با عاملیت مستقل—پذیرش و اثرات اقتصادی آن تدریجی خواهد بود. ریسکها بیشتر در کاربردهای دنیای واقعی رخ میدهند و سیاستگذاری باید بر تابآوری و تنظیمگری عملگرایانه متمرکز شود.
بازوی پژوهشی مجلس در غیاب مراکز آماری، رشد اقتصادی با نفت و بدون نفت در بهار سال ۱۴۰۴ را به ترتیب ۱.۴ و ۱.۲ درصد برآورد کرد.
بانک جهانی هشدار داد که رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۵ به پایینترین سطح از دهه ۱۹۶۰ خواهد رسید.