بورس زیر فشار فروش سنگین؛ خروج ۷ هزار میلیارد تومان پول حقیقی

بورس تهران در معاملات روز یکشنبه یکی از سنگین‌ترین روزهای اصلاحی خود در هفته‌های اخیر را پشت سر گذاشت. تشدید ریسک‌های ژئوپلیتیکی، شایعات مربوط به افزایش نرخ سود بانکی و گمانه‌زنی‌ها درباره تعطیلی احتمالی بازار در روزهای آینده، موج گسترده‌ای از عرضه و خروج سرمایه‌های حقیقی را رقم زد. افت هم‌زمان شاخص کل و شاخص هم‌وزن، خروج بیش از ۷ هزار میلیارد تومان پول حقیقی و کاهش قیمت در سه‌چهارم نمادهای بازار، نشان می‌دهد فشار فروش تنها به چند سهم بزرگ محدود نبوده و کل بازار را درگیر کرده است.

به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، بازار سهام تهران معاملات دومین روز هفته را در فضایی کاملاً منفی و هیجانی به پایان رساند. اگرچه مجموعه‌ای از عوامل سیاسی و اقتصادی طی روزهای اخیر بر انتظارات سرمایه‌گذاران اثر گذاشته بود، اما تشدید نگرانی‌ها درباره تنش در تنگه هرمز و هم‌زمان انتشار شایعاتی درباره احتمال تعطیلی بازار در ابتدای هفته آینده، فضای معاملات را به سمت افزایش عرضه سوق داد.

نتیجه این شرایط، غلبه کامل فروشندگان بر معاملات بود؛ به‌گونه‌ای که ۷۴ درصد نمادهای بورسی در محدوده منفی بسته شدند. این آمار نشان می‌دهد فشار فروش محدود به چند صنعت یا چند نماد خاص نبوده، بلکه بخش عمده بازار را تحت تأثیر قرار داده است.

ریزش هم‌زمان شاخص کل و هم‌وزن

شاخص کل بورس با افت ۱۰۰ هزار و ۷۸۳ واحدی، معادل ۱.۹۵ درصد کاهش یافت و در سطح ۵ میلیون و ۷۵ هزار و ۵۷۵ واحد متوقف شد. این افت یکی از سنگین‌ترین کاهش‌های اخیر بازار محسوب می‌شود و از فشار قابل توجه عرضه در نمادهای بزرگ و شاخص‌ساز حکایت دارد.

در همین حال، شاخص هم‌وزن نیز شرایط مشابهی را تجربه کرد و با کاهش ۲۰ هزار و ۳۰۳ واحدی، معادل ۱.۵۲ درصد، به سطح یک میلیون و ۳۱۷ هزار و ۲۳۱ واحد رسید. افت هم‌زمان این دو شاخص نشان می‌دهد موج فروش تنها محدود به شرکت‌های بزرگ نبوده و بخش گسترده‌ای از سهام کوچک و متوسط نیز با کاهش قیمت مواجه شده‌اند.

چنین الگویی معمولاً زمانی مشاهده می‌شود که نگرانی‌های حاکم بر بازار ماهیتی فراگیر پیدا کرده و معامله‌گران بدون توجه به ویژگی‌های بنیادی شرکت‌ها، درصدد کاهش ریسک کل پرتفوی خود برمی‌آیند.

ارزش معاملات بالا، اما در خدمت خروج سرمایه

با وجود فضای منفی بازار، حجم و ارزش معاملات در سطح بالایی باقی ماند. ارزش معاملات خرد سهام، حق‌تقدم و صندوق‌های سهامی به ۳۲ هزار و ۵۶۲ میلیارد تومان رسید و حجم معاملات نیز حدود ۶۴.۸ میلیارد برگه سهم ثبت شد.

اگرچه این ارقام از حضور فعال معامله‌گران در بازار حکایت دارد، اما جهت جریان نقدینگی کاملاً متفاوت بود. بخش عمده معاملات در سمت عرضه شکل گرفت و خروج ۷ هزار و ۸۷ میلیارد تومان سرمایه حقیقی، مهم‌ترین سیگنال منفی روز را رقم زد.

این میزان خروج پول نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران خرد در شرایط فعلی ترجیح داده‌اند ریسک بازار سهام را کاهش داده و نقدینگی خود را از بورس خارج کنند؛ رفتاری که معمولاً در دوره‌های افزایش نااطمینانی سیاسی و اقتصادی مشاهده می‌شود.

ریسک‌های سیاسی و شایعه افزایش نرخ سود، دو عامل اصلی فشار فروش

بررسی رفتار بازار نشان می‌دهد دو عامل بیش از سایر متغیرها بر تصمیم معامله‌گران اثر گذاشته است.

نخست، افزایش نگرانی‌ها درباره تحولات سیاسی و امنیتی در تنگه هرمز بود. بازار سرمایه ایران همواره نسبت به اخبار سیاسی حساسیت بالایی داشته و هرگونه افزایش نااطمینانی در این حوزه، معمولاً به کاهش ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران و افزایش عرضه سهام منجر می‌شود.

عامل دوم، شایعات مربوط به احتمال افزایش نرخ سود بانکی بود. حتی بدون اعلام رسمی، شکل‌گیری چنین انتظاری برای تغییر رفتار بخشی از سرمایه‌گذاران کافی بود. افزایش نرخ سود، جذابیت دارایی‌های بدون ریسک را بیشتر می‌کند و هزینه فرصت سرمایه‌گذاری در سهام را افزایش می‌دهد. خروج گسترده سرمایه‌های حقیقی در معاملات اخیر نیز تا حد زیادی همین تغییر ترجیحات را منعکس می‌کند.

بازار بیش از هر چیز با بحران اعتماد روبه‌روست

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های معاملات روز یکشنبه، فراگیر بودن موج فروش بود. افت هم‌زمان شاخص کل و شاخص هم‌وزن نشان می‌دهد نگرانی‌ها به سطحی رسیده که بسیاری از معامله‌گران بدون توجه به ارزندگی یا وضعیت بنیادی شرکت‌ها، کاهش ریسک را بر هر تصمیم دیگری ترجیح داده‌اند.

از سوی دیگر، ترکیب ارزش بالای معاملات با کاهش گسترده قیمت‌ها، بیشتر به خروج نقدینگی و توزیع سهام شباهت دارد تا ورود سرمایه‌های جدید. چنین الگویی معمولاً در مراحل اصلاحی بازار یا در ابتدای روندهای نزولی عمیق‌تر مشاهده می‌شود و تا زمانی که عامل قدرتمندی برای بازگشت اعتماد شکل نگیرد، می‌تواند ادامه پیدا کند.

در شرایط کنونی، بازار سهام بیش از آنکه با بحران ارزش‌گذاری مواجه باشد، با بحران اعتماد روبه‌رو است. ترکیب نااطمینانی‌های سیاسی، ابهام درباره سیاست‌های پولی و شایعات مربوط به تعطیلی احتمالی بازار، فضای تصمیم‌گیری را برای سرمایه‌گذاران دشوار کرده است.

تا زمانی که در حوزه سیاست‌گذاری شفافیت بیشتری ایجاد نشود و ریسک‌های بیرونی کاهش نیابد، انتظار بازگشت پایدار تقاضا و تغییر معنادار روند معاملات چندان واقع‌بینانه نخواهد بود. در چنین فضایی، رفتار هیجانی بازار می‌تواند همچنان بر تحلیل‌های بنیادی غلبه داشته باشد و تصمیم سرمایه‌گذاران را بیش از عوامل اقتصادی، تحت تأثیر سطح نااطمینانی قرار دهد.