نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، بازارهای جهانی طی یک سال گذشته بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر یک روایت واحد قرار گرفتهاند؛ هوش مصنوعی. موج سرمایهگذاری در این حوزه اکنون آنقدر گسترده شده که تقریباً سایر عوامل اثرگذار بر بازدهی بازارها را تحتالشعاع قرار داده و به تدریج نوعی نظم اقتصادی جدید بر پایه هوش مصنوعی ایجاد کرده است.
عملکرد بورسهای بزرگ جهان نیز این موضوع را تأیید میکند. تفاوت بازدهی بازارهای سهام کشورها بیش از هر چیز به میزان حضور آنها در زنجیره توسعه هوش مصنوعی وابسته شده است. کشورهایی که در توسعه مدلهای هوش مصنوعی، تولید تراشه، تجهیزات پردازشی و زیرساختهای مرتبط نقش کلیدی دارند، عملکردی بسیار بهتر از سایر اقتصادها داشتهاند.
در رأس این گروه، آمریکا و چین قرار دارند که توسعه مدلهای پایه هوش مصنوعی مهمترین مزیت آنها محسوب میشود. تایوان و کرهجنوبی نیز به دلیل جایگاه قدرتمند خود در صنعت نیمههادیها، از برندگان اصلی این تحول هستند. ژاپن و اسرائیل نیز به واسطه توانمندیهای فناورانه خود در جمع کشورهای پیشرو قرار گرفتهاند.
در کنار برندگان اصلی، گروهی از کشورها نیز به صورت غیرمستقیم از رونق هوش مصنوعی بهرهمند شدهاند. کشورهایی مانند مکزیک، تایلند و ویتنام به دلیل صادرات تجهیزات الکترونیکی، مدارها و سرورها در زنجیره تأمین این صنعت قرار گرفتهاند. مالزی و سنگاپور نیز علاوه بر صادرات تجهیزات، به مراکز مهم استقرار مراکز داده تبدیل شدهاند و از این محل منتفع شدهاند.
در مقابل، بخش بزرگی از اروپا در میان بازندگان این روند قرار گرفته است. تنها استثنای مهم، هلند است که به واسطه حضور یکی از بزرگترین تولیدکنندگان تجهیزات پیشرفته نیمههادی، همچنان جایگاه قابل توجهی در زنجیره هوش مصنوعی دارد.
بدترین وضعیت متعلق به کشورهایی است که نه سهم مهمی در اقتصاد هوش مصنوعی دارند و نه از صنایع منتفع از این تحول برخوردارند، بلکه بخش بزرگی از اقتصاد آنها بر فعالیتهایی استوار است که بیشترین آسیبپذیری را در برابر هوش مصنوعی دارند؛ از جمله خدمات فناوری اطلاعات.
در آمریکا، شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی اکنون بیش از ۴۰ درصد ارزش کل بازار سهام را تشکیل میدهند و بیش از ۸۰ درصد بازدهی بورس این کشور در سال جاری را ایجاد کردهاند.
الگوی مشابهی در ژاپن نیز مشاهده میشود و در کرهجنوبی و تایوان حتی تمرکز بازار بر شرکتهای هوش مصنوعی شدیدتر است.
در چین نیز اگرچه بخشهای سنتی اقتصاد با مشکلاتی روبهرو هستند، اما رشد بازار تقریباً به طور کامل در شرکتهای جدید فناوری متمرکز شده است. در مقابل، کشورهایی مانند هند و فیلیپین که از نگاه سرمایهگذاران در معرض بیشترین آسیب ناشی از گسترش هوش مصنوعی قرار دارند، عملکرد ضعیفتری در بازار سهام ثبت کردهاند.
حتی در مقایسه با حباب اینترنت در اواخر دهه ۱۹۹۰ نیز تمرکز سرمایهگذاران بر یک بخش خاص تا این اندازه شدید نبوده است. در اوج رونق داتکام، سه زیرگروه اصلی فناوری حدود ۶۰ درصد رشد بازارهای جهانی را توضیح میدادند، اما اکنون سه حوزه نیمههادیها، سختافزار و تجهیزات الکترونیکی بیش از ۷۰ درصد بازدهی بازارهای جهانی را به خود اختصاص دادهاند.
یکی از تفاوتهای مهم موج فعلی با رونق اینترنت، نحوه توزیع سرمایه است. در آن دوره، رشد فناوری به تدریج به سایر صنایع نیز سرایت میکرد، اما اکنون سرمایه از صنایع و کشورهایی که سهمی در اقتصاد هوش مصنوعی ندارند خارج شده و به سمت کشورهای پیشرو حرکت میکند.
حتی در آمریکا نیز سرمایهگذاری واقعی خارج از بخش فناوری در حال کاهش است. همزمان سرمایهگذاران خارجی منابع مالی خود را از کشورهایی که در حاشیه اقتصاد هوش مصنوعی قرار دارند، از جمله بریتانیا و اندونزی، خارج کردهاند.
با این حال، انتخاب سرمایهگذاران تصادفی نیست. کشورهای پیشرو سالهاست سهم بالایی از تولید ناخالص داخلی خود را صرف تحقیق و توسعه میکنند. به طور متوسط، هزینه تحقیق و توسعه در این کشورها بیش از سه درصد تولید ناخالص داخلی است؛ رقمی که بیش از سه برابر کشورهای عقبمانده محسوب میشود.
همچنین سهم هزینههای فناوری در اقتصاد کشورهای پیشرو به طور متوسط ۳.۷ درصد تولید ناخالص داخلی است، در حالی که این نسبت برای کشورهای با عملکرد متوسط ۲.۷ درصد و برای کشورهای عقبمانده تنها ۱.۶ درصد است.
با وجود برتری فعلی کشورهای پیشرو، هیچ موقعیتی دائمی نیست. در آمریکا عملکرد هفت غول بزرگ فناوری به تدریج از یکدیگر فاصله گرفته و همگی با رقابت خارجی، به ویژه از سوی شرکتهای چینی، روبهرو هستند.
در چین نیز شرکتهای بزرگی مانند علیبابا و تنسنت هنوز در حال یافتن مدل درآمدی مناسب برای هوش مصنوعی هستند و ارزش سهام آنها کاهش یافته است. در مقابل، شرکتهای فناوری جدید که عمدتاً در بازار ChiNext حضور دارند، رشد قابل توجهی را تجربه کردهاند.
در ژاپن نیز رهبری بازار طی یک سال گذشته به سرعت به سمت شرکتهای فناوری تغییر کرده است. ارزش سهام شرکتهای فعال در حوزه نیمههادی حدود ۲۰۰ درصد افزایش یافته و شرکت Kioxia با رشد ۳۵ برابری به بزرگترین شرکت بورسی این کشور تبدیل شده است.
رونق هوش مصنوعی تنها بازارهای مالی را متحول نکرده، بلکه بر چشمانداز رشد اقتصادی کشورها نیز اثر گذاشته است. از ابتدای سال، پیشبینی رشد اقتصادی کشورهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی نزدیک به یک واحد درصد افزایش یافته، در حالی که این برآورد برای کشورهای عقبمانده کاهش پیدا کرده است.
در کشورهایی مانند آمریکا، تایوان و کرهجنوبی، رشد تولید پیشرفته، افزایش سود شرکتها و رشد ارزش بازار سهام، به تقویت رشد اقتصادی کمک کرده است. در کشورهایی مانند چین، تایلند و مکزیک نیز افزایش صادرات محصولات فناوری توانسته بخشی از ضعف سایر بخشهای اقتصاد، از جمله تقاضای داخلی، را جبران کند.
در مجموع، اقتصاد جهانی اکنون وارد دورهای شده که هوش مصنوعی مهمترین معیار ارزیابی کشورها از سوی سرمایهگذاران است. البته این تمرکز شدید همیشگی نخواهد بود. همانگونه که پس از رونق راهآهن در قرن نوزدهم و تب اینترنت در ابتدای قرن بیستویکم، بازارها به تدریج متعادل شدند، انتظار میرود هیجان سرمایهگذاری در هوش مصنوعی نیز در آینده فروکش کند، هرچند خود انقلاب فناوری همچنان ادامه خواهد یافت.
تا زمانی که سرمایهگذاران هوش مصنوعی را مهمترین پایه نظم اقتصادی آینده بدانند، جایگاه کشورها نیز بیش از هر چیز بر اساس توان فناورانه آنها تعیین خواهد شد.
برد گارلینگهاوس، مدیرعامل ریپل، در اظهارات جدید خود از رویکرد خرید تهاجمی بیتکوین توسط مایکل سیلور و شرکت استراتژی (Strategy) انتقاد کرد و آن را یکی از عوامل تشدید رکود اخیر بازار کریپتو دانست.
تام لی، رئیس هیئتمدیره شرکت بیتماین، ریزش اخیر اتریوم را به پدیده «ویترینسازی پایان فصل» نسبت داد؛ رفتاری که در آن برخی صندوقها پیش از گزارشهای فصلی، داراییهای زیانده را از پرتفوی خود حذف میکنند.
با آغاز سهماهه سوم سال ۲۰۲۶، بازار رمزارزها زیر سایه سنگین فشارهای کلان اقتصادی و ضعفهای بنیادین قرار گرفته است.
پیامرسان واتساپ با فعالسازی قابلیت نام کاربری، امکان اتصال کاربران را بدون نیاز به تبادل شماره تلفن فراهم کرده است.