نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، در میان چهرههای اثرگذار صنعت هوش مصنوعی، کمتر کسی به اندازه ایلان ماسک درباره آینده این فناوری هشدار داده است. با این حال، همین فرد یکی از مهمترین بازیگران توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی نیز به شمار میرود. همین مسئله، تناقضی را شکل میدهد که بررسی آن، تصویری روشنتر از چالشهای پیش روی جهان ارائه میکند.
ماسک معتقد است توان پردازشی هوش مصنوعی طی حدود پنج سال آینده از توان فکری انسان فراتر خواهد رفت و در افقی حدود دهساله فاصله آن با تواناییهای انسانی بسیار بیشتر خواهد شد. از نگاه او، همانگونه که هوش مصنوعی بر فضای دیجیتال مسلط خواهد شد، ارتش بزرگی از رباتهای مجهز به این فناوری نیز بر دنیای فیزیکی غلبه خواهند کرد. در چنین شرایطی، انسان دیگر توان رقابت با این سامانهها را نخواهد داشت و حتی ممکن است دیگر تعیینکننده رفتار آنها نباشد.
نکته قابل توجه آن است که این ارزیابی از سوی فردی مطرح میشود که خود یکی از بازیگران اصلی توسعه همین فناوری است. به همین دلیل، دیدگاههای او صرفاً یک هشدار بیرونی نیست، بلکه بازتابی از بحثهایی است که در میان پیشگامان صنعت هوش مصنوعی جریان دارد.
هرچند مواضع سیاسی ایلان ماسک همواره محل اختلاف بوده و بسیاری از دیدگاههای او با انتقادهای گسترده روبهرو شده است، اما جایگاه او در حوزه فناوری باعث شده اظهاراتش درباره آینده هوش مصنوعی اهمیت ویژهای پیدا کند. سابقه موفقیت او در حوزههایی مانند خودروهای برقی، فناوری فضایی و ارتباطات ماهوارهای سبب شده پیشبینیهایش درباره فناوری را نتوان به سادگی نادیده گرفت.
از این منظر، دغدغه اصلی نه شخصیت سیاسی ماسک، بلکه جایگاهی است که او و تعداد محدودی از شرکتها در مسیر توسعه هوش مصنوعی به دست آوردهاند. تمرکز چنین فناوری تعیینکنندهای در اختیار تعداد اندکی از بازیگران، به خودی خود پرسشهای مهمی درباره آینده حکمرانی این فناوری ایجاد میکند.
ماسک برای کاهش خطرات هوش مصنوعی نیز راهکاری ارائه میکند. از نگاه او، شرکتهای پیشرو آمریکا و چین باید مدلهای یکدیگر را ارزیابی کنند تا از ایمن بودن آنها اطمینان حاصل شود و دولتها نیز در صورتی مداخله کنند که یکی از این بازیگران از توافقهای مشترک تخطی کند.
این پیشنهاد اگرچه بر ضرورت اقدام سریع تأکید دارد، اما با پرسشهای جدی روبهرو است. در عمل، چنین سازوکاری آینده یکی از مهمترین فناوریهای تاریخ را به تصمیمها و ارزشهای تعداد محدودی از افراد واگذار میکند؛ افرادی که هر یک برداشت متفاوتی از منافع عمومی و آینده بشر دارند.
به همین دلیل، این رویکرد بیش از آنکه یک چارچوب جامع برای حکمرانی هوش مصنوعی باشد، به سازوکاری محدود و متکی بر خود فعالان این صنعت شباهت دارد.
در عین حال، بخشی از ارزیابی ماسک درباره سرعت پیشرفت هوش مصنوعی مورد توجه قرار گرفته است. حتی اگر زمانبندی او درباره برخی حوزهها، بهویژه رباتیک، خوشبینانه باشد، روند رشد نمایی توانایی مدلهای هوش مصنوعی نشان میدهد قابلیتهای این فناوری با سرعتی افزایش مییابد که میتواند به طور مداوم جامعه را غافلگیر کند.
نمونههایی از رفتارهای غیرمنتظره مدلهای هوش مصنوعی نیز این نگرانی را تقویت کرده است. همین تحولات نشان میدهد فاصله میان پیشرفت فناوری و آمادگی نهادهای اجتماعی، سیاسی و حقوقی برای مواجهه با آن در حال افزایش است.
با وجود هشدارهای فراوان، نگاه ماسک به آینده هوش مصنوعی نوعی سرنوشتباوری را نیز در خود دارد. او که پیشتر درباره تبدیل شدن انسان به موجودی وابسته به هوش مصنوعی هشدار میداد، اکنون از نوسان دائمی میان هیجان و ترس سخن میگوید و خوشبینی خود را نه بر پایه شواهد جدید، بلکه بر مبنای یک انتخاب فلسفی توصیف میکند.
مشکل این نگاه آن است که اگر پیشرفت هوش مصنوعی اجتنابناپذیر و غیرقابل کنترل فرض شود، انگیزه برای طراحی سازوکارهای مؤثر نظارتی نیز تضعیف خواهد شد. چنین برداشتی میتواند این تصور را ایجاد کند که تلاش برای مدیریت این فناوری اساساً بیفایده است.
دومین پارادوکس در دیدگاه ماسک به آینده اقتصاد مربوط میشود. او معتقد است گسترش هوش مصنوعی میتواند جهان را به مرحلهای از وفور نامحدود کالاها و خدمات برساند؛ وضعیتی که در آن پول کارکرد خود را از دست خواهد داد، زیرا همه چیز به اندازه کافی در دسترس خواهد بود.
از نظر نظری، اگر عرضه همه کالاها و خدمات بینهایت باشد، قیمتها نیز معنای خود را از دست خواهند داد. اما تحقق چنین شرایطی با موانع جدی روبهرو است. بسیاری از داراییهای ارزشمند، منابع طبیعی، انرژی و کالاهای کمیاب ذاتاً محدود هستند و نمیتوان برای آنها عرضه نامحدود تصور کرد.
از سوی دیگر، مسیر رسیدن به چنین آیندهای نیز مبهم باقی میماند. اگر پول و پسانداز اهمیت خود را از دست بدهند، سرمایه عظیم مورد نیاز برای توسعه هوش مصنوعی و رباتها چگونه تأمین خواهد شد؟ همچنین جامعه چگونه از دورهای که احتمالاً با آشفتگیهای گسترده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی همراه خواهد بود عبور خواهد کرد؟
چالش دیگر، پیامدهای اجتماعی این تحول است. حتی اگر فناوری بتواند بسیاری از فعالیتهای اقتصادی را بر عهده بگیرد، این پرسش باقی میماند که انسان چگونه با زندگی در شرایطی که بخش بزرگی از تلاش اقتصادی و شغلی او بیمعنا شده است کنار خواهد آمد. این پرسش تنها به اشتغال محدود نمیشود، بلکه به مفهوم معنا، انگیزه و نقش انسان در جامعه مربوط است؛ موضوعی که پاسخ سادهای برای آن وجود ندارد.
در همین حال، ماسک همچنان بخش قابل توجهی از انرژی خود را صرف موضوعاتی مانند کاهش بوروکراسی یا مسائل سیاسی روز میکند؛ موضوعاتی که اگر آیندهای مبتنی بر وفور نامحدود تحقق یابد، اهمیت اقتصادی بسیار کمتری خواهند داشت. این دوگانگی نشان میدهد حتی خود او نیز در عمل بر اساس همان آیندهای رفتار نمیکند که از آن سخن میگوید.
با این حال، این تناقضها نباید باعث کماهمیت تلقی کردن هشدارهای او شود. ممکن است یک فرد همزمان دیدگاههای متناقضی داشته باشد، اما همچنان در تشخیص روندهای فناوری درست عمل کند. از همین رو، تمرکز بر تناقضهای شخصی ماسک نباید توجه را از مسئله اصلی منحرف کند.
آنچه از مجموع این بحثها برمیآید، بیش از هر چیز نشاندهنده شکاف میان سرعت توسعه هوش مصنوعی و سرعت آماده شدن جوامع برای مواجهه با پیامدهای آن است. رقابت برای ساخت قدرتمندترین سامانههای هوش مصنوعی با سرعت ادامه دارد، اما همزمان بحث درباره قواعد، نهادها و سازوکارهای لازم برای مدیریت این تحول بسیار عقبتر حرکت میکند.
خطر اصلی نیز همین جاست. اگر این تصور فراگیر شود که مسیر پیشرفت هوش مصنوعی از هماکنون تعیین شده و امکان اثرگذاری بر آن وجود ندارد، نظارت عمومی و سیاستگذاری نیز تضعیف خواهد شد. در نتیجه، توسعه یکی از اثرگذارترین فناوریهای تاریخ ممکن است با نظارتی کمتر از آنچه ضرورت دارد ادامه پیدا کند؛ وضعیتی که بیش از خود فناوری، میتواند به مهمترین نگرانی آینده تبدیل شود.
بهای نفت خام برنت پس از جهش شدید در روزهای گذشته، با اصلاح قیمت همراه شد و در محدوده ۹۶.۷ تا ۹۸.۷ دلار به ازای هر بشکه معامله میشود.
به نظر می رسد که یکی از برنامههای مهم دولت، اصلاح دوباره حاملهای انرژی و به طور مشخص افزایش قیمت بنزین باشد. سیاستی که در صورت اجرا طیف گستردهای از آثار را بر اقنصاد خواهد داشت و موج آن میتواند تا بازار مسکن نیز پیش برود. به بیان دیگر، با مطرح شدن دوباره ادامه اصلاح قیمت حاملهای انرژی، این پرسش اهمیت یافته است که گرانتر شدن بنزین به جهش قیمت خانه منجر میشود یا بازار را به رکود میکشاند. پاسخ برخلاف تصور عمومی یکخطی نیست.
شاخص کل بورس تهران در معاملات سوم مرداد ۱۴۰۵ با رشد بیش از ۵ هزار واحدی به آستانه ورود به کانال ۴.۹ میلیون واحد رسید.
یک مسئول سازمان هواشناسی گفت: از سهشنبه (۶ مرداد) از شدت گرمای تهران کاسته میشود و همزمان در ۴ استان کشور بهویژه در ساعات بعدازظهر، رگبار، رعدوبرق، وزش باد شدید و گردوخاک مورد انتظار است.