شوک به بازار فناوری؛ هوش مصنوعی بزرگ‌تر از آن می‌شود که شکست بخورد؟

رشد شتابان صنعت هوش مصنوعی در سال‌های اخیر، پرسش تازه‌ای را در اقتصاد آمریکا مطرح کرده است مبنی بر اینکه آیا این صنعت به مرحله‌ای رسیده که دولت دیگر اجازه شکست آن را نخواهد داد؟ برخی تحلیلگران با مقایسه وضعیت کنونی هوش مصنوعی با بحران مالی ۲۰۰۸، هشدار می‌دهند که ترکیب سرمایه‌گذاری عظیم، رقابت ژئوپلیتیک با چین و نگرانی‌های امنیتی ممکن است شرایطی ایجاد کند که این فناوری نه‌تنها بزرگ‌تر از آن باشد که شکست بخورد، بلکه بزرگ‌تر از آن شود که بتوان متوقفش کرد.

به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، صنعت هوش مصنوعی در حال ورود به مرحله‌ای است که ابعاد اقتصادی، مالی و ژئوپلیتیک آن پرسش‌های جدی درباره نقش دولت در آینده این فناوری ایجاد کرده است. تحلیلگران با طرح این پرسش که «آیا صنعت هوش مصنوعی بیش از حد بزرگ شده است که شکست بخورد؟» به بررسی شباهت‌های میان رونق کنونی هوش مصنوعی و شرایطی می‌پردازند که پیش از بحران مالی ۲۰۰۸ در نظام بانکی آمریکا شکل گرفته بود.

حدود یک سال پیش، مدیر مالی شرکت OpenAI، اعلام کرده بود یکی از راه‌های حفظ وضعیت مالی پرریسک این شرکت می‌تواند ایجاد یک پشتوانه یا تضمین باشد؛ تضمینی که امکان تأمین مالی پروژه‌ها را فراهم کند. تقریباً هم‌زمان، سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، با اشاره به بزرگی اثر اقتصادی مورد انتظار هوش مصنوعی، گفته بود دولت باید نقش بیمه‌گر نهایی را ایفا کند.

اگرچه این اظهارنظرها با محدودیت‌هایی مطرح شدند، اما پیام اصلی آن‌ها این بود که صنعت هوش مصنوعی به اندازه‌ای برای اقتصاد آمریکا اهمیت دارد که در صورت نیاز به منابع مالی بیشتر، دولت باید در تأمین آن نقش داشته باشد. به بیان دیگر، این دیدگاه هوش مصنوعی را مشابه بانک‌های بزرگ در بحران مالی ۲۰۰۸ می‌بیند؛ نهادی که شکست آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک شرکت یا صنعت خاص داشته باشد.

تناقض میان اهمیت اقتصادی و خطرات هوش مصنوعی

این نگاه با پیام دیگری که هم‌زمان از سوی برخی شرکت‌های پیشرو هوش مصنوعی مطرح می‌شود، در تضاد قرار دارد. بسیاری از فعالان این حوزه هشدار داده‌اند که هوش مصنوعی می‌تواند در صورت توسعه بدون کنترل، خطرات جدی برای بشریت ایجاد کند. این تناقض در قلب بحث کنونی درباره هوش مصنوعی قرار دارد. از یک سو، این فناوری آن‌قدر مهم معرفی می‌شود که نباید اجازه شکست آن داده شود؛ از سوی دیگر، آن‌قدر پرریسک توصیف می‌شود که نیازمند محدودیت و کنترل است.

این وضعیت زمانی پیچیده‌تر می‌شود که رقابت آمریکا و چین نیز به معادله اضافه شود. دونالد ترامپ درباره رقابت هوش مصنوعی میان دو کشور گفته بود که هرکس در هوش مصنوعی پیروز شود، پیروز خواهد شد. این نگاه باعث تقویت یک چرخه می‌شود؛ هرچه رقابت برای تسلط بر هوش مصنوعی حیاتی‌تر تلقی شود، سرمایه‌گذاری بیشتری به این حوزه اختصاص می‌یابد؛ هرچه سرمایه‌گذاری افزایش پیدا کند، اهمیت اقتصادی و ژئوپلیتیک این صنعت بیشتر می‌شود و همین اهمیت، فشار برای ادامه مسیر بدون توجه کافی به نگرانی‌های ایمنی را افزایش می‌دهد.

این چرخه یک پرسش نگران‌کننده ایجاد می‌کند. شاید مسئله فقط این نباشد که هوش مصنوعی بزرگ‌تر از آن است که شکست بخورد، بلکه ممکن است به مرحله‌ای برسد که بزرگ‌تر از آن باشد که بتوان متوقفش کرد.

شباهت‌های هوش مصنوعی و بحران مالی ۲۰۰۸

ایده اینکه یک کسب‌وکار می‌تواند آن‌قدر مهم باشد که دولت مجبور به حفظ آن شود، سابقه‌ای طولانی دارد. این مفهوم دست‌کم به سال ۱۷۹۷ بازمی‌گردد؛ زمانی که یک سرمایه‌گذار انگلیسی پیشنهاد کرده بود بانک انگلستان در شرایطی که منابع خصوصی تمام شده‌اند، از شرکت‌های در معرض بحران حمایت کند.

اما اصطلاح «بزرگ‌تر از آنکه شکست بخورد» در سال ۱۹۸۴ و پس از بحران بانکی در آمریکا شناخته شد. بانک به دلیل پذیرش حجم زیادی از وام‌های نامناسب حوزه انرژی در آستانه فروپاشی قرار گرفت و در آن زمان یکی از نمایندگان کنگره آمریکا این اصطلاح را برای توصیف بانک‌هایی به کار برد که شکست آن‌ها می‌توانست کل اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد. این مفهوم در بحران مالی ۲۰۰۸ به اوج رسید؛ زمانی که دولت آمریکا برای جلوگیری از سقوط گسترده نظام مالی، بانک‌های بزرگ را با استفاده از منابع عمومی نجات داد. استدلال سیاستگذاران این بود که ورشکستگی این بانک‌ها می‌تواند کل اقتصاد را وارد بحران کند.

برخی تحلیلگران شباهت میان شرایط کنونی هوش مصنوعی و دوره پیش از بحران مالی را در منطق رشد سریع و فشار رقابتی می‌بینند. پیش از بحران ۲۰۰۸ نیز نگرانی‌هایی وجود داشت که اگر بانک‌های آمریکایی به اندازه کافی بزرگ نشوند، توان رقابت با مؤسسات مالی اروپا و آسیا را از دست خواهند داد. امروز نیز استدلال مشابهی درباره رقابت آمریکا با چین در حوزه هوش مصنوعی مطرح می‌شود.

در آستانه بحران مالی، مدیران بانک‌ها با وجود نشانه‌های افزایش ریسک، مسیر خود را تغییر ندادند. تحلیلگران این رفتار را بی‌احتیاطی منطقی توصیف می‌کند؛ وضعیتی که در آن ادامه مسیر، از ترس از دست دادن فرصت رقابت، منطقی به نظر می‌رسد. شرکت‌های فعال در حوزه زیرساخت‌های هوش مصنوعی مانند آمازون، آلفابت و اوراکل و همچنین شرکت‌های توسعه‌دهنده مدل‌های هوش مصنوعی مانند OpenAI و Anthropic نیز اکنون در شرایط مشابهی قرار دارند، زیرا توقف سرمایه‌گذاری می‌تواند به معنای از دست دادن صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری انجام‌شده باشد.

حجم سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی و ریسک شکل‌گیری حباب

رونق هوش مصنوعی از نظر اندازه حتی از رونق وام‌های مسکن پرریسک پیش از بحران ۲۰۰۸ بزرگ‌تر است. برخی برآوردها نشان می‌دهد هزینه‌های مرتبط با هوش مصنوعی حدود نیمی از رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا را تشکیل داده است. همچنین بخش عمده‌ای از افزایش ۳۳ تریلیون دلاری ارزش بازار شاخص S&P 500 از اواخر سال ۲۰۲۲، به سرمایه‌گذاری‌ها و رشد شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی مرتبط بوده است.

با این حال، میان این دو دوره تفاوت مهمی وجود دارد. بحران وام‌های مسکن نه صرفاً به دلیل اندازه آن، بلکه به دلیل نفوذ گسترده این بدهی‌ها در سازوکار تأمین مالی بانک‌ها خطرناک شد؛ به‌گونه‌ای که ارتباطات مالی پنهان، میزان آسیب‌پذیری نظام مالی را افزایش داده بود. در مقابل، سرمایه‌گذاری‌های هوش مصنوعی، اگرچه از نظر حجم بزرگ‌تر هستند، هنوز به همان شکل در نظام بانکی ادغام نشده‌اند.

خطرات مالی در کنار نگرانی‌های ایمنی

یکی از تناقض‌های مهم صنعت هوش مصنوعی این است که هرچه شرکت‌ها درباره خطرات این فناوری هشدار بیشتری می‌دهند، سرعت توسعه آن‌ها نیز بیشتر می‌شود. داریو آمودی، مدیرعامل Anthropic، بارها درباره خطرات هوش مصنوعی برای بشریت هشدار داده است، اما هم‌زمان این شرکت برنامه‌های توسعه خود را پیش از عرضه اولیه سهام دنبال می‌کند.

همچنین رابرت روبین و هنری پالسن، وزیران پیشین خزانه‌داری آمریکا، هشدار داده‌اند که انگیزه‌های مالی موجود ممکن است مقابله با خطرات هوش مصنوعی را دشوار کند. از دید آن‌ها، حجم سرمایه‌ای که به این حوزه وارد شده، بی‌سابقه است و منافع اقتصادی توسعه‌دهندگان، بازارهای سرمایه و اقتصاد عمومی می‌تواند باعث شود ریسک‌های این فناوری کمتر مورد توجه قرار گیرد.

نیاز به برنامه پیش از وقوع بحران

با وجود رشد سریع صنعت هوش مصنوعی، مک‌لین آینده این روند قطعی نیست. تحلیلگران به نگرش عمومی مردم آمریکا نسبت به شرکت‌های هوش مصنوعی اشاره می‌کنند که نگرانی‌های ایمنی، وقوع یک حادثه بزرگ یا سخت‌گیری‌های نظارتی می‌تواند در مقطعی جریان سرمایه‌گذاری فعلی را متوقف کند.تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ یک درس مهم دارد. داشتن برنامه بهتر از نداشتن برنامه است و برنامه‌ای که پیش از بحران تدوین شود، تقریباً همیشه بهتر از تصمیم‌هایی است که در شرایط بحرانی گرفته می‌شوند. ئبرای مقابله با خطرات هوش مصنوعی باید راهکارهایی طراحی شود، اما این راهکارها نباید به تقویت انحصار بزرگ‌ترین شرکت‌های این صنعت منجر شود. همچنین در صورت ترکیدن احتمالی حباب هوش مصنوعی، نخستین پرسش باید این باشد که چه چیزی باید حفظ شود.