هوش مصنوعی ناجی بازار طلا؛ پیش‌بینی از جهش قیمت اونس

اصلاح چندماهه قیمت طلا ممکن است در حال شکل دادن به یک کف مهم باشد؛ آن هم درست زمانی که تردیدها درباره ارزش‌گذاری سهام مرتبط با هوش مصنوعی افزایش یافته است. برخی تحلیلگران براین باورند که هجوم سرمایه به فناوری‌های هوش مصنوعی، طلا را برای مدتی از کانون توجه خارج کرده، اما نشانه‌های فرسودگی این رونق در حال آشکار شدن است. از نگاه این تحلیلگران، کاهش تب فناوری و چرخش سرمایه از سهام گران‌قیمت به دارایی‌های واقعی می‌تواند موج صعودی بعدی بازار طلا را آغاز کند.

به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، بازار طلا پس از صعود تاریخی، چند ماه در مسیر اصلاح قرار گرفت و حتی برای مدتی به زیر چهار هزار دلار در هر اونس سقوط کرد. با این حال، ناکامی مکرر فروشندگان در تثبیت قیمت زیر این سطح، توقف خروج سرمایه از صندوق‌های قابل معامله و کاهش موقعیت‌های سفته‌بازانه در بازار آتی جهانی، این احتمال را تقویت کرده که بخش مهمی از اصلاح قیمت به پایان رسیده باشد. برخی تحلیلگران بازار جهانی طلا معتقد هستند که طلا همچنان در یک بازار صعودی قرار دارد و افت اخیر را نباید پایان روند بلندمدت آن دانست.

از نگاه این تحلیلگران، یکی از مهم‌ترین عوامل عقب‌ماندن طلا در ماه‌های اخیر، تمرکز سنگین سرمایه‌گذاران بر سهام شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی بوده است و وضعیت کنونی بازار سهام آمریکا را بزرگ‌ترین حباب فناوری تاریخ می دانند و معتقدند تقریباً همه شاخص‌های اصلی ارزش‌گذاری از اوج‌های دوران حباب دات‌کام عبور کرده‌اند.

شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی اکنون نزدیک به نیمی از ارزش بازار شاخص اس‌اندپی۵۰۰ را در اختیار دارند، در حالی که سهم آنها از تولید واقعی اقتصاد آمریکا بسیار محدودتر است. این فاصله میان ارزش مالی شرکت‌ها و نقش آنها در اقتصاد واقعی، نشانه‌ای از شکل‌گیری عدم تعادلی خطرناک است.

شرایط کنونی شباهت زیادی به اواخر دهه ۱۹۹۰ دارد؛ زمانی که سرمایه‌گذاران طلا را کنار گذاشتند و به سوی سهام فناوری هجوم بردند. تفاوت مهم این است که طلا در سال ۲۰۰۰ از یک بازار نزولی ۲۰ ساله خارج می‌شد، اما اکنون همچنان در دل یک روند صعودی بلندمدت قرار دارد.

هزینه‌های عظیم بدون بازده روشن

سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی به‌تدریج از واقعیت اقتصادی فاصله گرفته است. شرکت‌های بزرگ فناوری صدها میلیارد دلار برای ساخت مراکز داده، خرید تراشه و توسعه زیرساخت‌های پردازشی هزینه می‌کنند، اما هنوز شواهد روشنی از تحقق بازده مورد انتظار و جهش گسترده بهره‌وری دیده نمی‌شود.

بخشی از رشد سودآوری شرکت‌های این حوزه نیز از عوامل موقتی یا غیرعملیاتی ناشی شده است؛ از جمله سودهای حسابداری، به تعویق انداختن ثبت هزینه‌های زیرساختی و تأمین مالی چرخشی میان تولیدکنندگان تراشه و شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات ابری. در این سازوکار، رشد درآمد الزاماً از تقاضای نهایی پایدار مصرف‌کنندگان ناشی نمی‌شود.

هم‌زمان، گسترش مدل‌های ارزان‌قیمت و متن‌باز چینی، فشار بر قیمت‌گذاری خدمات هوش مصنوعی مولد را افزایش داده است. این تحول می‌تواند توان شرکت‌های بزرگ برای توجیه هزینه‌های سنگین و حفظ انتظارات بالای درآمدی را کاهش دهد.

نشانه‌های کاهش اشتیاق سرمایه‌گذاران نیز در بازار مشاهده می‌شود. ضعف عملکرد سهام شرکت‌های بزرگ فناوری موسوم به «هفت شگفت‌انگیز»، افزایش انتشار بدهی از سوی غول‌های فناوری، کاهش شتاب سهام نیمه‌هادی‌ها و دشوارتر شدن تأمین مالی زیرساخت‌های هوش مصنوعی، همگی از فرسوده شدن تدریجی این رونق حکایت دارند.

طلا در جست‌وجوی کف قیمتی

در نقطه مقابل، بازار طلا پس از سقوط از محدوده پنج هزار و ۶۰۰ دلار، بخش قابل توجهی از هیجان سفته‌بازانه خود را تخلیه کرده است. تلاش‌های مکرر برای پایین بردن قیمت به زیر چهار هزار دلار با شکست مواجه شده که هیکی آن را نتیجه بازگشت تقاضای فیزیکی در آسیا، به‌ویژه چین، می‌داند.

خروج سرمایه از صندوق‌های قابل معامله نیز پس از فروش‌های سنگین بهاری تا حد زیادی متوقف شده و موقعیت‌های بازار آتی به پایین‌ترین سطوح چندسال اخیر رسیده است. این وضعیت نشان می‌دهد بخش بزرگی از موقعیت‌های کوتاه‌مدت و پرریسک از بازار خارج شده‌اند.

گروهی از تحلیلگران معتقد هستند که بازار می‌تواند همچنان مدتی در وضعیت تثبیت باقی بماند، اما افزایش قیمت امسال نشانه‌های معمول یک سقف بزرگ را نداشت. سرمایه‌گذاران خرد به‌طور گسترده وارد بازار طلا نشدند، سهام شرکت‌های معدنی کوچک با موج خرید هیجانی روبه‌رو نشد و ورود سرمایه به صندوق‌های طلا نیز در بیشتر دوره صعود محدود باقی ماند.

تقاضای بانک‌های مرکزی همچنان پابرجاست

محرک اصلی بازار صعودی طلا نه سرمایه‌گذاران خرد، بلکه خرید بانک‌های مرکزی بوده است. خرید سالانه بیش از هزار تن طلا از سوی بخش رسمی و روند جهانی کاهش وابستگی به دلار، همچنان از عوامل ساختاری حمایت‌کننده بازار محسوب می‌شوند. نگرانی درباره کسری بودجه آمریکا، رشد بدهی دولت، تنش‌های ژئوپلیتیکی و کاهش اعتماد به دلار نیز از بین نرفته است. همین عوامل مانع سقوط پایدار طلا به زیر چهار هزار دلار شدند و در آینده نیز می‌توانند زمینه صعود دوباره قیمت را فراهم کنند.

برخلاف سقف‌های کلاسیک بازارهای صعودی، بازار طلا هنوز وارد مرحله‌ای نشده که عموم سرمایه‌گذاران با شور و هیجان به آن هجوم ببرند. از همین رو، اصلاح اخیر بیشتر به تخلیه موقعیت‌های سفته‌بازانه شباهت دارد تا پایان یک روند بزرگ.

چرخش سرمایه از فناوری به دارایی‌های واقعی

این گروه از تحلیلگران انتظار دارند موج اصلی بعدی صعود طلا با کاهش تب هوش مصنوعی هم‌زمان شود. در صورت افت شدید سهام فناوری، سرمایه‌گذارانی که متحمل زیان شده‌اند، به دنبال دارایی‌هایی با ارزش‌گذاری پایین‌تر و پشتوانه واقعی خواهند رفت.

این سناریو یادآور دوره پس از ترکیدن حباب دات‌کام است؛ زمانی که سرمایه به‌تدریج از سهام فناوری خارج و به سوی طلا و سایر دارایی‌های واقعی حرکت کرد. سهام شرکت‌های استخراج طلا در شرایط کنونی به‌رغم حاشیه سودهای بی‌سابقه، همچنان از نظر تاریخی ارزان هستند و می‌توانند از اصلی‌ترین دریافت‌کنندگان این جریان سرمایه باشند.

اصلاح طلا ممکن است به مراحل پایانی خود نزدیک شده باشد، در حالی که حباب سهام هوش مصنوعی نشانه‌هایی از فرسودگی نشان می‌دهد. اگر انتظارات بالای بازدهی در فناوری محقق نشود و سرمایه‌گذاران نسبت به ارزش‌گذاری‌ها بدبین‌تر شوند، چرخش سرمایه به سوی طلا و سهام معدنی می‌تواند مرحله تازه‌ای از بازار صعودی فلز زرد را رقم بزند.