فدرال‌رزرو نرخ بهره را بالا برد؛ چرا قیمت طلا سقوط نکرد؟

افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره فدرال‌رزرو و تأکید رئیس این نهاد بر ادامه مقابله با تورم، برخلاف الگوی سنتی، نتوانست فشار شدیدی بر بازار طلا وارد کند. طلا ضمن پایان‌دادن به سه هفته کاهش متوالی، حمایت مهم ۴۳۰۰ دلار را حفظ کرده است. کیتکو دلیل این مقاومت را تغییر نگرانی سرمایه‌گذاران از سیاست پولی کوتاه‌مدت به مشکلات ساختاری مالی آمریکا می‌داند؛ جایی که بدهی دولت از ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته و هزینه سالانه بهره آن بیش از یک تریلیون دلار است. در چنین شرایطی، نرخ بهره بالاتر اگرچه می‌تواند تورم را مهار کند، هم‌زمان هزینه تأمین مالی دولت را نیز افزایش می‌دهد.

به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، بازار طلا در هفته گذشته با یکی از مهم‌ترین آزمون‌های خود روبه‌رو شد. فدرال‌رزرو روز چهارشنبه نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و کوین وارش، رئیس این نهاد، نیز به‌صراحت اعلام کرد سیاست‌گذاران همچنان برای بازگرداندن تورم به سطح مورد نظر مصمم هستند. با وجود این موضع انقباضی، طلا برخلاف آنچه براساس رابطه سنتی میان نرخ بهره و فلز زرد انتظار می‌رود، با ریزش شدیدی مواجه نشد.

قیمت طلا حمایت مهم خود در محدوده بالاتر از ۴۳۰۰ دلار در هر اونس را حفظ کرد و هم‌زمان به سه هفته کاهش متوالی پایان داد. از نگاه کیتکو، اهمیت این مقاومت در آن است که سرمایه‌گذاران به‌تدریج میان توانایی فدرال‌رزرو برای افزایش نرخ بهره و توانایی آن برای حل مشکلات مالی دولت آمریکا تمایز قائل می‌شوند.

فدرال‌رزرو می‌تواند برای مقابله با تورم سیاست پولی را انقباضی‌تر کند، اما این ابزار قادر به حل مشکلات مالی دولت نیست. حتی افزایش نرخ بهره از برخی جهات می‌تواند فشارهای مالی موجود را تشدید کند.

روی دیگر افزایش نرخ بهره برای آمریکا

نرخ‌های بهره بالاتر ممکن است به کاهش فشارهای تورمی کمک کنند، اما در سوی دیگر، هزینه تأمین مالی بدهی بیش از ۴۰ تریلیون دلاری دولت آمریکا را افزایش می‌دهند. دولت در حال حاضر سالانه بیش از یک تریلیون دلار فقط بابت بهره بدهی‌های خود پرداخت می‌کند و هرچه نرخ‌های بهره برای مدت طولانی‌تری در سطوح بالا باقی بمانند، هزینه این حجم از بدهی سنگین‌تر خواهد شد.

از همین منظر، کیتکو استدلال می‌کند که رابطه سنتی میان نرخ بهره و طلا دیگر برای توضیح کامل رفتار این بازار کافی نیست. در الگوی متعارف، افزایش نرخ بهره عاملی منفی برای طلا تلقی می‌شود؛ اما تقاضای کنونی برای این فلز تنها بر انتظار سرمایه‌گذاران برای کاهش نرخ بهره یا سیاست پولی انبساطی استوار نیست.

بخشی از سرمایه‌گذاران طلا را به‌عنوان پوششی در برابر وخامت وضعیت مالی دولت‌ها، تداوم تورم، نااطمینانی درباره ارزها و بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیکی خریداری می‌کنند. بنابراین، حتی اگر سیاست پولی برای مدتی انقباضی باقی بماند، سایر عواملی که تقاضا برای طلا را تقویت می‌کنند از بین نمی‌روند.

رفتار بانک‌های مرکزی نیز در همین چارچوب تفسیر می‌شود. ادامه تقاضای آنها برای طلا، بازتاب حرکت نظام پولی جهانی به سمت ساختاری پراکنده‌تر است. طلا در مقایسه با اوراق دولتی و ارزها ویژگی متفاوتی دارد؛ دارایی ذخیره‌ای است که ریسک طرف مقابل یا ریسک اعتباری دولت منتشرکننده را به همراه ندارد.

همین تقاضای ساختاری یکی از عواملی است که توضیح می‌دهد چرا بازار طلا توانسته در برابر شرایطی مقاومت کند که در دوره‌های گذشته می‌توانست فشار فروش بسیار شدیدتری ایجاد کند.

سه فشار هم‌زمان و مقاومت طلا

طلا طی این دوره به‌طور هم‌زمان با سه عامل منفی روبه‌رو بوده که شامل افزایش نرخ بهره فدرال‌رزرو، موضع انقباضی وارش و بازده اوراق خزانه‌داری ۱۰ ساله آمریکا در محدوده ۵ درصد است. با وجود این مجموعه فشارها، بازار سقوط نکرد و در محدوده حمایتی خود با تقاضای جدید مواجه شد.

این وضعیت به معنای پایان نوسانات طلا نیست. کیتکو تأکید می‌کند که افزایش دوباره بازده اوراق قرضه یا جهش قیمت نفت می‌تواند بر بازار طلا فشار وارد کند؛ به‌ویژه اگر فعالان بازار به این نتیجه برسند که فدرال‌رزرو ناچار خواهد شد چرخه انقباضی شدیدتری را دنبال کند.

با این حال، این عوامل متغیرهایی کوتاه‌مدت در دل روندی بزرگ‌تر تلقی می‌شوند. مسئله اصلی دیگر صرفاً این نیست که فدرال‌رزرو در نشست بعدی نرخ بهره را افزایش می‌دهد یا کاهش بلکه مجموعه‌ای از تحولات ساختاری هم‌زمان در حال اثرگذاری بر تقاضای طلا هستند.

فدرال‌رزرو با تورم مبارزه می‌کند، بازار اوراق قرضه با مسئله بدهی دولت درگیر است، هزینه‌های دولت ادامه دارد، بانک‌های مرکزی در حال متنوع‌کردن ذخایر خود هستند و نااطمینانی‌های ژئوپلیتیکی نیز از بین نرفته‌اند. به همین دلیل، از نگاه کیتکو، مقاومت طلا در برابر افزایش نرخ بهره نباید اتفاقی غیرمنتظره تلقی شود.

بنابراین می توان گفت چارچوب تحلیل بازار طلا در حال تغییر است. افزایش نرخ بهره همچنان می‌تواند در کوتاه‌مدت برای طلا فشار ایجاد کند، اما دیگر نمی‌توان تنها از این متغیر برای توضیح جهت بازار استفاده کرد. افزایش هزینه بدهی دولت آمریکا، نگرانی درباره وضعیت مالی دولت‌ها، تورم، نااطمینانی ارزی، خرید بانک‌های مرکزی و ریسک‌های ژئوپلیتیکی مجموعه عواملی هستند که در سوی دیگر معادله قرار گرفته‌اند.

از این منظر، حفظ محدوده ۴۳۰۰ دلار پس از افزایش نرخ بهره فدرال‌رزرو نشانه‌ای از وزن همین عوامل ساختاری در بازار است. سیاست پولی آمریکا می‌تواند نرخ بهره را افزایش دهد و تقاضا را برای مهار تورم تحت فشار قرار دهد، اما قادر نیست مسئله بدهی دولت را حل کند؛ به‌ویژه آنکه نرخ‌های بهره بالاتر خود به افزایش هزینه نگهداری بدهی منجر می‌شوند. همین تناقض است که در تحلیل کیتکو به یکی از پایه‌های مقاومت طلا تبدیل شده است.