نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، دولت ترامپ طی هفتههای اخیر بهتدریج هدف خود از مذاکرات با ایران را محدودتر کرده است. در ابتدای درگیری، تاکید اصلی واشنگتن بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بود و کاخ سفید تلاش داشت موضوع هستهای را در چارچوب یک توافق گستردهتر با تهران حل کند. اما دشواری مذاکرات هستهای باعث شد بازگشایی تنگه هرمز به اولویت اصلی تبدیل شود. ترامپ حتی در گفتوگوهای خصوصی با مقامهای ارشد دولت اعلام کرده حاضر است بدون دستیابی به یک توافق هستهای جامع از جنگ خارج شود، مشروط بر آنکه تردد در هرمز از سر گرفته شود و برنامه هستهای ایران نیز در سطح قابلکنترلی باقی بماند.
توان ایران برای مختل کردن تنگه با حملات محدود موشکی و پهپادی، به یکی از مهمترین اهرمهای تهران تبدیل شده است. این حملات برای متوقف کردن بخش بزرگی از کشتیرانی تجاری و ایجاد نوسان در بازار جهانی نفت کافی بودهاند. ترامپ در هفتههای گذشته چند بار اعلام کرده بود هرمز عملاً باز شده است، اما هر بار تحولات میدانی نشان داد این ارزیابی زودهنگام بوده است.
شرایط مذاکرات در پایان هفته بار دیگر دشوار شد. ایران مجموعهای از شروط را برای بازگشایی کامل آبراه مطرح کرد که بسیار فراتر از موضوع کشتیرانی است. محمدباقر ذوالقدر، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی ایران، اعلام کرد آمریکا باید جنگ را بهطور دائمی پایان دهد، محاصره دریایی بنادر ایران را لغو کند، نیروهای خود را از منطقه خارج سازد، همه تحریمها را بردارد، داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند، غرامت جنگ بپردازد، تهدیدها و توهینها را متوقف کند و عملیات نظامی علیه متحدان منطقهای ایران را پایان دهد. تهران همچنین اصرار دارد کشتیهای جنگی آمریکا اجازه عبور از هرمز را نداشته باشند و از کشتیهای تجاری نیز درآمد دریافت کند. واشنگتن هر دو خواسته را رد کرده است.
این شروط نشان میدهد ایران بر این تصور است که ترامپ بیش از تهران به پایان جنگ نیاز دارد و به همین دلیل در مذاکرات موضع سختتری اتخاذ کرده است.
فشار سیاسی داخلی نیز بر محاسبات کاخ سفید اثر گذاشته است. کمتر از سه ماه تا انتخابات میاندورهای باقی مانده و قیمت بنزین همچنان بسیار بالاتر از سطح پیش از آغاز جنگ قرار دارد. میانگین قیمت بنزین در آمریکا به ۴.۰۲ دلار در هر گالن رسیده است؛ در حالی که یک سال قبل ۳.۱۶ دلار بود. هرچند قیمت نسبت به هفته قبل اندکی کاهش یافته، همچنان هزینه انرژی به یکی از پیامدهای قابل مشاهده جنگ برای شهروندان آمریکایی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، ترامپ به دنبال روایتی است که بتواند از طریق آن به افکار عمومی اعلام کند جنگ به اهداف خود رسیده است. او طی روزهای اخیر از یک سو تهدید کرده بود بزرگترین حمله نظامی از زمان جنگ جهانی دوم را علیه ایران انجام خواهد داد و از سوی دیگر اعلام کرد توافقی نزدیک است. سپس در شبکههای اجتماعی مطلبی را بازنشر کرد که در آن ادعا شده بود آمریکا جنگ ایران را پیروز شده است.
این تضادها نشان میدهد کاخ سفید همزمان دو مسیر را باز نگه داشته است: تهدید به تشدید جنگ و آمادهسازی زمینه سیاسی برای پایان دادن به آن.
یکی از مهمترین تغییرات در موضع ترامپ به پرونده هستهای مربوط میشود. به گفته مقامهای آمریکایی، ترامپ در جلسات خصوصی استدلال کرده که پس از حملات آمریکا به سه مرکز اصلی هستهای ایران در سال گذشته، تهران احتمالاً طی دوره ریاستجمهوری او قادر به احیای کامل برنامه هستهای خود نخواهد بود. او همچنین معتقد است دستگاههای اطلاعاتی آمریکا میتوانند تلاش ایران برای بازسازی تأسیسات یا حرکت مخفیانه به سمت ساخت سلاح را شناسایی کنند و تهدید حملات مجدد نیز میتواند نقش بازدارنده داشته باشد.
بر همین اساس، اگر جریان کشتیرانی از هرمز دوباره برقرار شود و برنامه هستهای ایران تحت کنترل باقی بماند، ترامپ ممکن است آتشبس موجود را برای مدت نامحدودی تمدید کند. آمریکا نیز در مقابل بازگشایی کامل تنگه آماده است محاصره نظامی بنادر ایران را لغو کند.
مساله مالی از مهمترین موانع باقیمانده است. ایران علاوه بر آزادسازی داراییهای مسدودشده خود در کشورهای مختلف، میلیاردها دلار غرامت جنگی مطالبه کرده است. ترامپ اعلام کرده هیچ پولی از منابع مالیاتدهندگان آمریکایی به ایران پرداخت نخواهد شد. با این حال، دستیابی به توافق بدون آزادسازی دستکم بخشی از داراییهای ایران دشوار به نظر میرسد.
اختلاف دیگری نیز درباره صادرات نفت ایران وجود دارد. آمریکا در چارچوب توافق موقت صلح در ژوئن مجوزهایی برای فروش نفت ایران صادر کرده بود، اما پس از حملات ایران به کشتیها در هرمز و فروپاشی آن آتشبس، تحریمهای نفتی دوباره برقرار شد. از این رو، بازگرداندن معافیتهای نفتی میتواند یکی دیگر از اجزای معامله احتمالی باشد.
رفتار ایران نشان میدهد تهران تمایلی به پذیرش یک توافق سریع با حداقل امتیاز ندارد. سختتر شدن شروط بازگشایی هرمز و حمله اخیر به یک کشتی اماراتی، این پیام را منتقل کرده که ایران آمادگی دارد جنگ را طولانی کند. این وضعیت محاسبات ترامپ را پیچیده کرده است. هرچه کاخ سفید بیشتر نشان دهد که خواهان پایان درگیری و بازگشایی هرمز است، ایران میتواند تصور کند قدرت چانهزنی بیشتری دارد.
در مقابل، آمریکا همچنان گزینه نظامی را روی میز نگه داشته و اعلام کرده در صورت ادامه حملات ایران علیه کشتیرانی ممکن است دوباره از نیروی نظامی استفاده کند.
بنابراین هرمز به نقطه اصلی تقابل تبدیل شده است؛ جایی که تهران با استفاده از توان اخلال در تجارت جهانی میخواهد امتیازات سیاسی، نظامی و اقتصادی بگیرد و واشنگتن تلاش میکند بدون پذیرش کنترل ایران بر آبراه، راهی برای پایان دادن به جنگ پیدا کند.
دولت ترامپ در ابتدا به دنبال توافقی بود که برنامه هستهای ایران را مهار کند، اما اکنون حتی بازگشایی تنگه هرمز نیز به مجموعهای گسترده از مطالبات گره خورده است. ایران از کنترل عملی بر هرمز بهعنوان اهرمی برای پیگیری اهدافی فراتر از کشتیرانی استفاده میکند؛ از رفع تحریم و آزادسازی داراییها گرفته تا خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و دریافت غرامت.
ترامپ نیز نشانههایی از تمایل به خروج از جنگ بدون توافق جامع هستهای بروز داده است. همین تصور، تهران را به این نتیجه رسانده که میتواند برای بازگشایی هرمز قیمت بالاتری مطالبه کند. در نتیجه، مسیری که کاخ سفید تصور میکرد میتواند به یک پایان نسبتاً سریع برای جنگ تبدیل شود، اکنون خود به یکی از پیچیدهترین بخشهای مذاکرات تبدیل شده است.
با عرضه اولیه 4 درصد سهام احیا استیل فولاد بافت، در روز جاری از دهمین عرضه اولیه امسال رونمایی میشود.
قیمت نفت برنت به واسطه نااطمینانی سرمایهگذاران از حصول توافق ایران و آمریکا با افزایش 1 درصدی به 84 دلاررسید.
در این گزارش جدیدترین قیمت انواع طلا، سکه و حباب سکه در بازار امروز دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ را بخوانید.
شرکتی که هر روز میلیاردها تومان ثروت از دل بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان استخراج میکند، امروز خود با بحران بدهی روبهرو شده است. شرکتی که توسعه میدانهای مشترک نفت و گاز را بر عهده داشته، اکنون با بدهی چند ده میلیارد دلاری، هزینههای مالی سنگین و حتی مسدود شدن حسابهای بانکی مواجه است. این وضعیت، تنها نتیجه فشار تحریمها یا کمبود منابع نیست؛ ریشه آن را باید در تغییر رابطه مالی دولت و شرکت ملی نفت جستوجو کرد؛ تغییری که از دولت محمود احمدینژاد آغاز شد و با وجود هشدارهای مکرر نهادهای کارشناسی و نظارتی، در دولتهای بعد نیز بدون اصلاح اساسی ادامه یافت. نتیجه این سیاست آن شد که شرکتی که مأمور اجرای پرهزینهترین پروژههای ملی بود، به تدریج به یکی از بزرگترین بدهکاران اقتصاد ایران تبدیل شد.