نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، نرخ ارز همواره یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد ایران بوده و تغییرات آن تنها به بازار ارز محدود نمیشود. نوسانات قیمت دلار بر انتظارات تورمی، تصمیمهای سرمایهگذاری، سیاستهای تجاری و حتی رفتار مصرفی خانوارها اثر میگذارد. به همین دلیل، این پرسش که چه عاملی مسیر نرخ ارز را تعیین میکند، به یکی از موضوعات مهم سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده است.
در نگاه رایج، بانک مرکزی به دلیل در اختیار داشتن ذخایر ارزی، ابزارهای نظارتی و امکان مداخله مستقیم در بازار، مهمترین بازیگر تعیینکننده نرخ ارز محسوب میشود. با این حال، تجربه رفتار بازار ارز نشان میدهد این تصویر چندان ساده نیست. اگرچه سیاستگذار میتواند روند بازار را تحت تأثیر قرار دهد، اما خود نیز ناچار است به پیامهایی که از سوی بازار دریافت میکند، واکنش نشان دهد.
بازار ارز صرفاً محل خرید و فروش اسکناس نیست، بلکه مجموعهای از اطلاعات، انتظارات و ارزیابی فعالان اقتصادی از آینده را در خود منعکس میکند. تغییر در چشمانداز درآمدهای ارزی، تحولات سیاسی، روابط خارجی، تورم، نقدینگی یا افزایش و کاهش ریسکهای اقتصادی، به سرعت در قیمت ارز منعکس میشود. از این رو، نرخ ارز در بازار آزاد را میتوان دماسنجی برای سنجش انتظارات اقتصادی دانست؛ دماسنجی که معمولاً پیش از انتشار بسیاری از شاخصهای رسمی، تغییر جهت اقتصاد را نشان میدهد.
بانک مرکزی ابزارهای مختلفی برای مدیریت بازار ارز در اختیار دارد. عرضه ارز، مدیریت تقاضا، اعمال محدودیتهای معاملاتی، کنترل فعالیتهای سفتهبازانه، سیاستهای نظارتی و اطلاعرسانی، همگی از جمله ابزارهایی هستند که میتوانند در کوتاهمدت بر قیمت ارز اثر بگذارند. تجربه نیز نشان داده است که در بسیاری از دورهها، این مداخلات توانسته از شدت نوسانات بکاهد یا سرعت افزایش قیمتها را کاهش دهد.
اما مسئله اصلی، میزان پایداری این اثر است. اگر عوامل بنیادی اقتصاد تغییری نکرده باشند، کاهش نرخ ارز معمولاً دوام چندانی نخواهد داشت. دلیل این موضوع آن است که بازار تنها شرایط امروز را ارزیابی نمیکند، بلکه آینده را نیز در قیمتها لحاظ میکند. اگر فعالان اقتصادی انتظار کاهش درآمدهای ارزی، افزایش تورم یا تشدید ریسکهای سیاسی را داشته باشند، این انتظارات حتی در شرایطی که قیمت با مداخله مستقیم پایین نگه داشته شود، در نهایت خود را در بازار نشان خواهد داد.
به همین دلیل، هرچند بانک مرکزی میتواند بر قیمت امروز اثر بگذارد، اما مسیر قیمت در آینده بیش از هر چیز به انتظارات بازار وابسته خواهد بود.
یکی از مهمترین ویژگیهای بازار ارز آن است که رابطه میان سیاستگذار و بازار، یک رابطه یکطرفه نیست. همانگونه که تصمیمهای بانک مرکزی بر بازار اثر میگذارد، رفتار بازار نیز به یکی از عوامل مؤثر در تصمیمگیری سیاستگذار تبدیل میشود.
اگر نرخهای رسمی برای مدت طولانی فاصله زیادی با نرخهای بازار پیدا کنند، پیامدهایی مانند ایجاد رانت، شکلگیری فرصتهای آربیتراژی، اختلال در تخصیص منابع، افزایش انگیزههای سفتهبازی و کاهش کارایی سیاستهای ارزی به وجود میآید. به همین دلیل، سیاستگذار معمولاً ناچار است تغییرات بازار را در تصمیمهای خود لحاظ کند تا فاصله میان نرخهای رسمی و بازار از کنترل خارج نشود.
این موضوع نشان میدهد تصور رایجی که بانک مرکزی را تعیینکننده مطلق نرخ ارز میداند، همیشه با واقعیت منطبق نیست. در بسیاری از مقاطع، ابتدا تغییرات در بازار آزاد شکل میگیرد و سپس سیاستگذار برای جلوگیری از گسترش شکاف میان نرخهای مختلف، سیاستهای خود را با شرایط جدید هماهنگ میکند.
از این منظر، بازار آزاد نقش مهمی در فرآیند کشف قیمت دارد. نرخهایی که در این بازار شکل میگیرد، حاصل برآورد مستمر فعالان اقتصادی از آینده اقتصاد است؛ برآوردی که با انتشار اخبار جدید و تغییر شرایط اقتصادی و سیاسی دائماً اصلاح میشود. هرچه فاصله میان نرخ رسمی و قیمتی که بازار بر اساس این انتظارات تعیین کرده بیشتر شود، هزینه حفظ آن نیز افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، کاهش دستوری قیمت دلار با یک محدودیت اساسی روبهرو میشود. اگر کاهش قیمت با بهبود واقعی شرایط اقتصادی همراه نباشد، فعالان اقتصادی آن را پایدار ارزیابی نمیکنند و همچنان تصمیمهای خود را بر اساس انتظارات قبلی اتخاذ خواهند کرد. در نتیجه، تقاضا برای ارز دوباره افزایش یافته و قیمت به سطحی بازمیگردد که بازار آن را با واقعیتهای اقتصادی سازگارتر میداند.
به همین دلیل، مداخلات ارزی زمانی بیشترین اثربخشی را دارند که همزمان با تغییر در متغیرهای بنیادی اقتصاد باشند. بهبود درآمدهای ارزی، کاهش نااطمینانی، بهبود روابط خارجی، کنترل رشد نقدینگی و کاهش تورم، از جمله عواملی هستند که میتوانند انتظارات بازار را تغییر دهند. در این شرایط، مداخله بانک مرکزی نیز اثرگذاری بیشتری خواهد داشت، زیرا برخلاف جهت حرکت بازار عمل نمیکند، بلکه آن را تقویت میکند.
در مقابل، اگر انتظارات همچنان صعودی باقی بماند، مداخله ارزی بیشتر نقش خرید زمان را ایفا میکند. چنین مداخلاتی ممکن است نوسانات را کاهش دهد یا افزایش قیمت را برای مدتی متوقف کند، اما تا زمانی که انتظارات بازار اصلاح نشده باشد، احتمال بازگشت فشارهای ارزی همچنان وجود خواهد داشت.
از این رو، قدرت واقعی بانک مرکزی را نمیتوان صرفاً با میزان توانایی آن در تزریق ارز سنجید. توان اصلی سیاستگذار در تغییر انتظارات بازار نهفته است. هرگاه فعالان اقتصادی به این نتیجه برسند که شرایط بنیادی اقتصاد در مسیر بهبود قرار گرفته، فشار بر بازار ارز حتی بدون مداخلات گسترده نیز کاهش خواهد یافت. اما اگر چنین باوری شکل نگیرد، حتی تزریق قابل توجه ارز نیز ممکن است تنها اثری موقتی بر بازار داشته باشد.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا بانک مرکزی میتواند قیمت دلار را کاهش دهد یا خیر، بلکه باید دید آیا شرایط اقتصادی به گونهای تغییر کرده که بازار نیز کاهش قیمت دلار را باور کند یا نه. پاسخ به این پرسش، مرز میان کاهش موقت و کاهش پایدار نرخ ارز را مشخص میکند.
در مجموع، بازار و بانک مرکزی در برابر یکدیگر قرار ندارند، بلکه به طور همزمان بر یکدیگر اثر میگذارند. بازار انتظارات را منعکس میکند و بانک مرکزی تلاش میکند این انتظارات را مدیریت کند. با این حال، هرچه فاصله میان سیاستهای ارزی و واقعیتهای اقتصادی بیشتر شود، نقش بازار در تعیین جهت حرکت نرخ ارز پررنگتر خواهد شد. بنابراین، ثبات پایدار در بازار ارز بیش از آنکه حاصل یک دستور یا مداخله مقطعی باشد، به تغییر عواملی وابسته است که فعالان اقتصادی بر اساس آنها آینده اقتصاد را ارزیابی میکنند.
یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس از بررسی پیشنهاد حذف سه دهک بالای درآمدی از افزایش اعتبار کالابرگ خبر داد و گفت احتمال دارد بهجای افزایش ۲۰ درصدی برای همه، رقم بیشتری به هفت دهک پایینتر اختصاص یابد.
جدیدترین قیمت طلا و سکه امروز دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ اعلام شد.
قیمت هر بشکه نفت برنت دریای شمال امروز با 49 سنت معادل 0.68 درصد افزایش به 72 دلار و 48 سنت رسید
بیتکوین در نیمه نخست ۲۰۲۶ یکی از بدترین عملکردهای خود در سالهای اخیر را ثبت کرد و با افت بیش از ۳۰ درصدی قیمت، بیش از دو تریلیون دلار از ارزش بازار خود را از دست داد.