روز موعود اقتصاد ایران؛ تهدید ترامپ می‌تواند نتیجه معکوس دهد؟

تهدید دونالد ترامپ به آغاز یک روز موعود اقتصادی علیه ایران، در ظاهر از تشدید بی‌سابقه فشار بر تهران حکایت دارد، اما در پس این لحن تهاجمی پیام دیگری نیز نهفته است. رئیس‌جمهوری آمریکا فعلاً تمایلی به بازگشت به جنگ گسترده ندارد. همین تناقض، راهبرد واشنگتن را با یک آسیب‌پذیری مهم روبه‌رو کرده است. ایران در حالی تحت فشار شدید اقتصادی، محاصره دریایی و پیامدهای بمباران‌های ماه‌های گذشته قرار دارد که ممکن است اجتناب آمریکا از تشدید نظامی را نشانه‌ای از محدودیت اراده واشنگتن تلقی کند. در چنین شرایطی، فشار اقتصادی می‌تواند نه‌تنها تهران را وادار به عقب‌نشینی نکند، بلکه انگیزه آن را برای افزایش فشار نظامی بر آمریکا و متحدانش بیشتر کند.

به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، روز پنجشنبه هفته گذشته تلاش کرد نگرانی سرمایه‌گذاران درباره تشدید تقابل با ایران را کاهش دهد. او اعلام کرد بازگشت به جنگ گسترده در آینده نزدیک بعید است و تأکید کرد که انتخاب سیاست فشار حداکثری اقتصادی عملاً نشان می‌دهد واشنگتن در شرایط فعلی به دنبال ازسرگیری بمباران‌های وسیع نیست. همین پیام اما فقط به بازارهای مالی نرسید؛ تهران نیز آن را شنید.

ترامپ یک روز پیش از آن وعده داده بود یک روز موعود اقتصادی علیه ایران رقم بزند؛ عملیاتی که به گفته او قرار است ایران را فلج کند. فشار کنونی آمریکا ترکیبی از خسارت‌های ناشی از جنگ، محاصره دریایی و تحریم‌هایی است که اقتصاد ایران را در معرض یکی از شدیدترین فشارهای چند دهه اخیر قرار داده است.

با وجود این، معنای ضمنی راهبرد تازه آن است که واشنگتن ترجیح می‌دهد به جای بازگشت فوری به عملیات نظامی، از ابزارهای اقتصادی برای وادار کردن ایران به تغییر رفتار استفاده کند. این در حالی است که آمریکا پیش‌تر چند هفته ایران را بمباران کرده و ترامپ نیز پس از آن بارها ایران را به ازسرگیری حملات تهدید کرده، اما از عملی کردن این تهدیدها عقب‌نشینی کرده است.

به اعتقاد برخی کارشناسان، همین سابقه اکنون به بخشی از مشکل آمریکا تبدیل شده است. ایران ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که ترامپ تمایل محدودی به تشدید دوباره جنگ دارد و همین برداشت می‌تواند انگیزه تهران برای افزایش فشار نظامی را بیشتر کند.

دنیس راس، مذاکره‌کننده پیشین آمریکا در امور خاورمیانه، معتقد است ایران اکنون ترامپ را فردی می‌بینند که نمی‌خواهد درگیری نظامی را تشدید کند. به گفته او، چنین برداشتی می‌تواند تهران را به این نتیجه برساند که نمایش آمادگی برای تشدید نظامی، ابزار مؤثری برای فشار بر واشنگتن است.

محدودیت‌های ترامپ پس از شش ماه جنگ

مشکل دیگر کاخ سفید آن است که جنگی که ترامپ زمانی آن را یک عملیات کوتاه و چند هفته‌ای توصیف می‌کرد، اکنون به مرز شش ماهگی نزدیک شده است. همزمان، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند جنگ با ایران در آمریکا محبوبیت زیادی ندارد و حتی مخالفت با آن در میان جمهوری‌خواهان نیز افزایش یافته است.

ترامپ پیش‌تر در ماه ژوئن درباره خطر تبدیل‌شدن جنگ به یک درگیری طولانی هشدار داده و گفته بود چنین وضعی می‌تواند اقتصاد آمریکا را حتی به سمت رکود عمیق سوق دهد.

این نگرانی‌های سیاسی و اقتصادی اکنون با نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند. قیمت بنزین در آمریکا همچنان بیش از یک دلار در هر گالن بالاتر از سطح پیش از آغاز جنگ است و همین موضوع فشار مستقیم و ملموسی بر رأی‌دهندگان وارد می‌کند.

در عین حال، ایران نشان داده است که می‌تواند هم خسارت‌های سنگین ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل را تحمل کند و هم هزینه‌هایی به واشنگتن تحمیل کند. حمله به نفتکش‌ها در تنگه هرمز یکی از ابزارهای تهران برای افزایش هزینه جنگ بوده است.

جنگ همچنین برای آمریکا هزینه‌های نظامی مستقیمی داشته است. پایگاه‌های نظامی این کشور در خلیج فارس آسیب شدید دیده‌اند، ۱۸ نیروی آمریکایی کشته شده‌اند و ذخایر برخی مهمات کاهش یافته است.

با وجود همه این هزینه‌ها، توافقی برای پایان‌دادن به جنگ حاصل نشده و حتی بازگشایی کامل تنگه هرمز نیز همچنان محقق نشده است. ترکیب مقاومت ایران و توان تهران برای تحمیل هزینه متقابل، به نظر می‌رسد ترامپ را بیش از گذشته به استفاده از فشار اقتصادی سوق داده باشد.

فشار اقتصادی تا کجا می‌تواند افزایش یابد؟

دولت آمریکا پیش از این نیز فشار بسیار سنگینی بر اقتصاد ایران وارد کرده است. محاصره دریایی ترامپ به خسارت‌های ناشی از بمباران‌های بهار افزوده و اکنون واشنگتن می‌کوشد حلقه فشار را از طریق شرکای تجاری و مالی ایران تنگ‌تر کند.

یکی از مهم‌ترین تحولات، تصمیم امارات متحده عربی در روز چهارشنبه بود. امارات که از شرکای مهم اقتصادی ایران در سوی دیگر خلیج فارس محسوب می‌شود، اعلام کرد تمام تجارت و تراکنش‌های مالی خود با ایران را متوقف خواهد کرد. ترامپ نیز هشدار داده است هر کشوری که هر نوع راه نجاتی برای ایران فراهم کند، خود با پیامدهای اقتصادی عظیم روبه‌رو خواهد شد.

با این حال، دشوارترین بخش این سیاست به چین مربوط می‌شود. چین مهم‌ترین شریان مالی ایران است و بخش عمده نفت ایران را خریداری می‌کند. میاد مالکی، پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها و از کارکنان پیشین وزارت خزانه‌داری آمریکا، چین را جزء اجتناب‌ناپذیر هر راهبرد فشار اقتصادی علیه ایران توصیف می‌کند. به گفته او، هیچ کشور دیگری توان جذب نفت خام ایران در مقیاسی مشابه چین را ندارد. بنابراین اگر واشنگتن نتواند روابط نفتی تهران و پکن را هدف قرار دهد، ظرفیت افزایش بیشتر فشار اقتصادی محدود خواهد بود.

مانع چین در برابر فشار حداکثری

مشکل ترامپ این است که همزمان در تلاش است روابط خود با شی جین‌پینگ، رهبر چین، را بهبود دهد. قرار است شی در ۲۴ سپتامبر با ترامپ در واشنگتن دیدار کند و همین اجلاس پیش‌رو می‌تواند آزادی عمل دولت آمریکا برای اعمال فشار سنگین بر چین را محدود کند. تحلیلگران انتظار دارند کاخ سفید در برخورد با چین احتیاط کند؛ زیرا تشدید تحریم‌ها علیه شرکت‌ها و نهادهای چینی می‌تواند روابط دو کشور را در آستانه نشست رهبران آمریکا و چین وارد مرحله تازه‌ای از تنش کند. بسنت نیز درباره گفت‌وگوهای دولت آمریکا با چین بر سر ایران جزئیاتی ارائه نکرده و گفته است این مذاکرات خصوصی باقی خواهد ماند.

ادوارد فیشمن، مدیر مرکز ژئواکونومیک شورای روابط خارجی، معتقد است ایران سال‌هاست تحت تحریم‌های جامع قرار دارد و اکنون تقریباً تنها ابزار عمده باقی‌مانده برای تشدید فشار، هدف گرفتن شرکای تجاری ایران و در رأس آنها چین است. اما او نسبت به آمادگی ترامپ برای پذیرفتن هزینه چنین اقدامی تردید دارد. به اعتقاد فیشمن، بعید است رئیس‌جمهوری آمریکا در شرایط فعلی بخواهد برای فشار بیشتر بر ایران، خطر آغاز یک جنگ اقتصادی تازه با چین را بپذیرد.

همین محدودیت پرسش اصلی درباره وعده روز موعود اقتصادی ترامپ را شکل می‌دهد. اگر ایران همین حالا تحت تحریم‌های گسترده قرار دارد و چین نیز اصلی‌ترین مسیر باقی‌مانده برای تشدید فشار است، واشنگتن تا چه اندازه می‌تواند بدون رویارویی مستقیم اقتصادی با پکن، فشار را افزایش دهد؟

 خطر برداشت ایران از ضعف آمریکا

چالش دیگر فقط میزان اثرگذاری تحریم‌ها نیست، بلکه نحوه واکنش ایران به فشار اقتصادی شدید است. اگر تهران به این نتیجه رسیده باشد که ترامپ نمی‌خواهد دوباره وارد یک جنگ گسترده شود، ممکن است افزایش فشار مالی را با افزایش فشار نظامی پاسخ دهد.

دنیس راس انتظار دارد ایران برای تحمیل فشار تازه بر آمریکا یا متحدان واشنگتن در خلیج فارس به دنبال گزینه‌های نظامی باشد. این احتمال در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که ترامپ همزمان با قیمت بالای سوخت، کاهش ذخایر مهمات و نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای روبه‌رو است.

در واقع، راهبرد اقتصادی آمریکا نوعی تناقض درونی دارد. واشنگتن می‌خواهد با نمایش آمادگی برای اعمال فشار شدید، ایران را به عقب‌نشینی وادار کند، اما همزمان علناً به بازارها اطمینان می‌دهد که قصد بازگشت فوری به جنگ گسترده را ندارد. همین اطمینان‌بخشی می‌تواند بخشی از قدرت بازدارندگی تهدیدهای آمریکا را تضعیف کند.

ترامپ پیش‌تر بارها ایران را به ویرانی گسترده تهدید کرده و سپس از اجرای تهدید عقب‌نشینی کرده است. استمرار این الگو می‌تواند تهران را به این جمع‌بندی برساند که هزینه تشدید محدود نظامی از سوی ایران، الزاماً بازگشت آمریکا به یک جنگ تمام‌عیار نخواهد بود. در چنین شرایطی، هرچه آمریکا فشار اقتصادی را بیشتر کند، امکان تلاش ایران برای تغییر معادله از مسیر نظامی نیز افزایش می‌یابد.

فشار حداکثری بدون راهبرد بلندمدت؟

مسئله بنیادی‌تر به راهبرد بلندمدت دولت ترامپ بازمی‌گردد. فشار اقتصادی ممکن است هزینه‌های ایران را بالا ببرد، اما روشن نیست این سیاست چگونه قرار است به پایان جنگ یا توافق سیاسی منجر شود.

دولت آمریکا همزمان با چند محدودیت روبه‌روست: بازگشت به جنگ گسترده از نظر سیاسی و اقتصادی پرهزینه است، فشار اقتصادی بدون همراهی چین سقف مشخصی دارد و تشدید تحریم‌ها نیز ممکن است ایران را به پاسخ نظامی بیشتر سوق دهد.

این در حالی است که اهداف اولیه جنگ نیز هنوز به‌طور کامل محقق نشده‌اند. تنگه هرمز به‌طور کامل بازگشایی نشده و توافقی برای پایان‌دادن به جنگ حاصل نشده است.

به اعتقاد راس، مشکل اصلی رویکرد دولت ترامپ آن است که واشنگتن بیش از آنکه چند مرحله جلوتر را ببیند، بر اقدام بعدی متمرکز است. او این وضعیت را با تفاوت میان بازی شطرنج و چکرز توضیح می‌دهد: دولت آمریکا در حال واکنش به حرکت بعدی است، نه طراحی یک زنجیره بلندمدت از اقدامات و پیامدها.

در نتیجه، جنگ اقتصادی تازه ترامپ ممکن است در کوتاه‌مدت فشار بیشتری بر ایران وارد کند، اما همزمان محدودیت‌های راهبردی آمریکا را نیز آشکارتر می‌کند. هرچه روشن‌تر شود واشنگتن تمایل محدودی به بازگشت به جنگ گسترده دارد، تهران ممکن است انگیزه بیشتری برای آزمودن مرزهای تحمل آمریکا پیدا کند.

به این ترتیب، پیام اصلی تهدیدهای اقتصادی ترامپ دوگانه است. از یک سو آمریکا می‌خواهد نشان دهد هنوز ابزارهای قدرتمندی برای تحت فشار قرار دادن ایران در اختیار دارد؛ از سوی دیگر، انتخاب همین ابزار اقتصادی به جای ازسرگیری جنگ می‌تواند این پیام را منتقل کند که واشنگتن نیز برای ادامه تقابل نظامی با محدودیت‌های جدی روبه‌روست. همین دوگانگی است که مرحله تازه جنگ ایران و آمریکا را به دوره‌ای پرریسک و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل می‌کند.