نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
هوش مصنوعی هنوز شواهد قطعی از ایجاد بیکاری گسترده نشان نداده، اما میتواند بازار کار را بهگونهای دوپاره کند که بخشی از نیروی کار از رشد بهرهوری و افزایش دستمزد بهرهمند شود و بخشی دیگر با کاهش ارزش مهارت، افت دستمزد و دشوارتر شدن تحرک اجتماعی روبهرو شود. نگرانی اصلی این نیست که همه مشاغل از بین بروند، بلکه آن است که منافع هوش مصنوعی عمدتاً به صاحبان سرمایه و کارکنان متخصص برسد و در مقابل، کارگران کممهارت در چرخهای از درآمد پایین، سرمایهگذاری کمتر در آموزش و فرصتهای محدودتر گرفتار شوند.
افزایش بازده اوراق بلندمدت در آمریکا، فرانسه، ژاپن و بریتانیا نشان میدهد دوران نرخهای بهره بسیار پایین دهه ۲۰۱۰ فعلاً به پایان رسیده است. دولتهای بدهکار امیدوارند رشد اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی بخشی از فشار مالی آنها را جبران کند، اما این امید با چند تناقض جدی روبهرو است. سرمایهگذاری عظیم در زیرساختهای هوش مصنوعی خود میتواند نرخهای بهره را بالاتر ببرد، افزایش بهرهوری هنوز بهطور محسوسی ظاهر نشده و حتی در صورت تحقق، پیامدهایی مانند بیکاری، افزایش هزینههای حمایتی و دفاعی و فشار بر نظام بازنشستگی میتواند بخشی از منافع مالی آن را خنثی کند.
برخلاف نگرانیهای رایج درباره حذف گسترده مشاغل، ارزیابی بانک جهانی نشان میدهد اقتصادهای در حال توسعه بیش از آنکه از هوش مصنوعی آسیب ببینند، میتوانند از آن برای افزایش بهرهوری و جبران کمبود نیروی متخصص استفاده کنند. با این حال، این فرصت با یک چالش مهم همراه است؛ وابستگی فزاینده به فناوریهایی که عمدتاً در اختیار آمریکا و چین قرار دارند. از این رو، بهرهگیری از هوش مصنوعی برای کشورهای در حال توسعه نهتنها به توسعه زیرساختها، بلکه به مدیریت این وابستگی نیز نیاز دارد.
جهان در حال ورود به دورهای است که مزیتهای اقتصادی بیش از گذشته به ابزار اعمال قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند. اگر در گذشته تنگههای راهبردی مهمترین گلوگاههای اقتصاد جهانی بودند، امروز نظام مالی مبتنی بر دلار، زنجیره تأمین نیمههادیها، عناصر نادر خاکی، خدمات ابری و حتی مسیرهای تجاری، به اهرمهایی برای فشار سیاسی و اقتصادی تبدیل شدهاند. نتیجه این تحول، تغییر تدریجی معماری اقتصاد جهانی، کاهش وابستگی متقابل کشورها، بازآرایی زنجیرههای تأمین و افزایش نقش دولتها و شرکتها در مدیریت ریسکهای ژئواکونومیک است.
اصلاح چندماهه قیمت طلا ممکن است در حال شکل دادن به یک کف مهم باشد؛ آن هم درست زمانی که تردیدها درباره ارزشگذاری سهام مرتبط با هوش مصنوعی افزایش یافته است. برخی تحلیلگران براین باورند که هجوم سرمایه به فناوریهای هوش مصنوعی، طلا را برای مدتی از کانون توجه خارج کرده، اما نشانههای فرسودگی این رونق در حال آشکار شدن است. از نگاه این تحلیلگران، کاهش تب فناوری و چرخش سرمایه از سهام گرانقیمت به داراییهای واقعی میتواند موج صعودی بعدی بازار طلا را آغاز کند.
رقابت جهانی بر سر هوش مصنوعی بهتدریج به یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشورها تبدیل میشود. با این حال، برندگان این رقابت الزاماً کشورهایی نیستند که پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی را توسعه میدهند. بهرهمندی اقتصادی از هوش مصنوعی به مجموعهای از عوامل، از ساختار بازار کار و ظرفیت مالی گرفته تا زیرساخت، سیاستگذاری، زنجیره تأمین و نحوه بهکارگیری این فناوری بستگی دارد؛ عواملی که میتوانند نقشه قدرت اقتصادی جهان را در سالهای آینده دگرگون کنند.
گزارش شاخص اقتصادی هوش مصنوعی که توسط شرکت آنتروپیک منتشر می شود نشان میدهد استفاده از هوش مصنوعی بهتدریج از تعاملات کوتاه و پرسشوپاسخهای ساده فاصله گرفته و به سمت انجام وظایف طولانیتر، تولید خروجیهای مشخص و واگذاری بخشی از فرآیند تصمیمگیری به عاملهای هوشمند حرکت کرده است. بررسی الگوی استفاده کاربران از Claude نشان میدهد هوش مصنوعی بیش از آنکه صرفاً جایگزین نیروی انسانی شود، در بسیاری از فعالیتها نقش تقویتکننده تواناییهای افراد را ایفا میکند.
رقابت شتابان برای توسعه هوش مصنوعی، بحث درباره آینده فناوری را از حوزه مهندسی فراتر برده و آن را به یکی از مهمترین پرسشهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جهان تبدیل کرده است. تازهترین مواضع ایلان ماسک نیز این نگرانی را پررنگتر کرده است. او از یک سو معتقد است هوش مصنوعی طی چند سال آینده از انسان پیشی خواهد گرفت و حتی انسان را از جایگاه تصمیمگیر خارج خواهد کرد و از سوی دیگر همچنان توسعه همین فناوری را با سرعت دنبال میکند. این دوگانگی، پرسش مهمتری را پیش روی جهان قرار میدهد؛ آیا نگرانی اصلی باید خود هوش مصنوعی باشد یا شیوه مدیریت و حکمرانی آن؟
«گوگل» از سه مدل جدید هوش مصنوعی «جمینای» خود رونمایی کرده است، اما خبری از مدل «3.5 Pro» نیست.