نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
شرکت هومص در نشست خبری امروز از «عیار»، دستیار هوشمند ارزیابی استارتاپها، رونمایی کرد؛ سامانهای که قرار است با استفاده از ترکیب چند مدل هوش مصنوعی، وضعیت کسبوکارهای فناور را ارزیابی و آنها را برای جذب سرمایه و همکاری با صنایع آماده کند.
علم اقتصاد که زمانی به دلیل نگاه بدبینانه به محدودیتهای رشد و رفاه، «علم ملالآور» نامیده میشد، طی دو دهه گذشته دستخوش تحول عمیقی شده است. اقتصاد مدرن امروز با گسترش روشهای تجربی، همکاریهای میانرشتهای، ورود حوزههایی مانند توسعه، جنسیت و رفتار انسانی و همچنین استفاده گسترده از هوش مصنوعی، به علمی پویا و دادهمحور تبدیل شده است. با این حال، این تحول چالشهایی مانند کاهش قابلیت بازتولید برخی پژوهشها و افزایش فشارهای انتشار علمی را نیز به همراه داشته است.
چین در حال شکلدهی به موج جدیدی از نفوذ جهانی خود از مسیر هوش مصنوعی کمهزینه و باز است. برخلاف شوکهای پیشین چین که عمدتاً از مسیر صادرات کالاهای صنعتی، فناوریهای سبز و محصولات دیجیتال رخ دادند، «شوک چین ۴.۰» بر صادرات فناوری همراه با الگوی خاص چین در نوآوری، استانداردگذاری و حکمرانی فناوری استوار خواهد بود. محدودیتهای صادراتی آمریکا که با هدف مهار پیشرفت چین اعمال شدند، ناخواسته به تقویت اکوسیستم داخلی هوش مصنوعی چین و توسعه مدلهای بازوزن کمک کردهاند. این روند میتواند در سالهای آینده بر استانداردهای فنی، قواعد حکمرانی داده و روابط ژئوپلیتیک اثر بگذارد.
امارات متحده عربی طی دو دهه گذشته یکی از موفقترین نمونههای بازسازی تصویر و نفوذ سیاسی در واشنگتن بوده است. کشوری که در سال ۲۰۰۶ به دلیل تلاش برای خرید شش بندر مهم آمریکا با موجی از مخالفتهای امنیتی روبهرو شد، امروز به یکی از نزدیکترین شرکای نظامی، فناوری و سرمایهای ایالات متحده تبدیل شده است. این تحول با لابیگری گسترده، صدها میلیون دلار هزینه در واشنگتن، سرمایهگذاری در شرکتهای فناوری آمریکا، نزدیکی به اسرائیل و روابط شخصی با چهرههای سیاسی آمریکا شکل گرفته است. با این حال، منتقدان میگویند این نفوذ باعث شده واشنگتن نسبت به برخی رفتارهای ابوظبی، از روابط با چین و نقش آن در سودان گرفته تا ارتباطات مالی با ایران، اغماض بیشتری نشان دهد.
هوش مصنوعی هنوز شواهد قطعی از ایجاد بیکاری گسترده نشان نداده، اما میتواند بازار کار را بهگونهای دوپاره کند که بخشی از نیروی کار از رشد بهرهوری و افزایش دستمزد بهرهمند شود و بخشی دیگر با کاهش ارزش مهارت، افت دستمزد و دشوارتر شدن تحرک اجتماعی روبهرو شود. نگرانی اصلی این نیست که همه مشاغل از بین بروند، بلکه آن است که منافع هوش مصنوعی عمدتاً به صاحبان سرمایه و کارکنان متخصص برسد و در مقابل، کارگران کممهارت در چرخهای از درآمد پایین، سرمایهگذاری کمتر در آموزش و فرصتهای محدودتر گرفتار شوند.
افزایش بازده اوراق بلندمدت در آمریکا، فرانسه، ژاپن و بریتانیا نشان میدهد دوران نرخهای بهره بسیار پایین دهه ۲۰۱۰ فعلاً به پایان رسیده است. دولتهای بدهکار امیدوارند رشد اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی بخشی از فشار مالی آنها را جبران کند، اما این امید با چند تناقض جدی روبهرو است. سرمایهگذاری عظیم در زیرساختهای هوش مصنوعی خود میتواند نرخهای بهره را بالاتر ببرد، افزایش بهرهوری هنوز بهطور محسوسی ظاهر نشده و حتی در صورت تحقق، پیامدهایی مانند بیکاری، افزایش هزینههای حمایتی و دفاعی و فشار بر نظام بازنشستگی میتواند بخشی از منافع مالی آن را خنثی کند.
برخلاف نگرانیهای رایج درباره حذف گسترده مشاغل، ارزیابی بانک جهانی نشان میدهد اقتصادهای در حال توسعه بیش از آنکه از هوش مصنوعی آسیب ببینند، میتوانند از آن برای افزایش بهرهوری و جبران کمبود نیروی متخصص استفاده کنند. با این حال، این فرصت با یک چالش مهم همراه است؛ وابستگی فزاینده به فناوریهایی که عمدتاً در اختیار آمریکا و چین قرار دارند. از این رو، بهرهگیری از هوش مصنوعی برای کشورهای در حال توسعه نهتنها به توسعه زیرساختها، بلکه به مدیریت این وابستگی نیز نیاز دارد.
جهان در حال ورود به دورهای است که مزیتهای اقتصادی بیش از گذشته به ابزار اعمال قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند. اگر در گذشته تنگههای راهبردی مهمترین گلوگاههای اقتصاد جهانی بودند، امروز نظام مالی مبتنی بر دلار، زنجیره تأمین نیمههادیها، عناصر نادر خاکی، خدمات ابری و حتی مسیرهای تجاری، به اهرمهایی برای فشار سیاسی و اقتصادی تبدیل شدهاند. نتیجه این تحول، تغییر تدریجی معماری اقتصاد جهانی، کاهش وابستگی متقابل کشورها، بازآرایی زنجیرههای تأمین و افزایش نقش دولتها و شرکتها در مدیریت ریسکهای ژئواکونومیک است.
اصلاح چندماهه قیمت طلا ممکن است در حال شکل دادن به یک کف مهم باشد؛ آن هم درست زمانی که تردیدها درباره ارزشگذاری سهام مرتبط با هوش مصنوعی افزایش یافته است. برخی تحلیلگران براین باورند که هجوم سرمایه به فناوریهای هوش مصنوعی، طلا را برای مدتی از کانون توجه خارج کرده، اما نشانههای فرسودگی این رونق در حال آشکار شدن است. از نگاه این تحلیلگران، کاهش تب فناوری و چرخش سرمایه از سهام گرانقیمت به داراییهای واقعی میتواند موج صعودی بعدی بازار طلا را آغاز کند.