نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پیام خلیج فارس، بازار مسکن ایران ماههاست در وضعیتی به ظاهر آرام اما پرتنش به سر میبرد. کارشناسان میگویند شرایط فعلی بیش از آنکه حاصل سیاستهای بخش مسکن باشد، نتیجه فشارهای سیاسی، بینالمللی و انتظارات تورمی سرکوبشدهای است که تاکنون فرصت بروز نیافتهاند؛ وضعیتی شبیه فنری که سالها فشرده شده و دیر یا زود آزاد خواهد شد.
در اقتصاد ایران، مسکن همواره نقش پناهگاه سرمایه را ایفا کرده است. در دورههای تورمی، مردم برای حفظ ارزش دارایی خود به بازار ملک پناه میبردند. اما در دو سال اخیر، رشد قیمت مسکن از طلا و ارز عقب مانده است. مقایسه نرخ رشد قیمت هر مترمربع آپارتمان با شاخص دلار و طلا نشان میدهد که شکافی جدی میان این بازارها ایجاد شده؛ شکافی که کارشناسان از آن بهعنوان «فنر فشرده قیمت مسکن» یاد میکنند.
افزایش شدید هزینههای ساخت، از مصالح و زمین گرفته تا دستمزد نیروی انسانی، در حالی رخ داده که رکود معاملات مانع از انتقال این هزینهها به قیمت نهایی شده است. در نتیجه بسیاری از سازندگان مجبور به فروش واحدها با حداقل سود یا حتی زیان شدهاند. از سوی دیگر، کاهش توان خرید خانوارها موجب شده تا تقاضا بهشدت افت کند. نتیجه، شکلگیری تعادلی ظاهری اما شکننده است؛ بازاری که به ظاهر آرام است اما زیر پوست آن فشاری سنگین جمع شده است.
ابهام در روابط خارجی، نوسانات ارزی و تهدیدهای منطقهای سبب شده تا سرمایهگذاران در وضعیت انتظار قرار گیرند. معاملات ملکی کاهش یافته و تقاضای سرمایهای به پایینترین سطح چند سال اخیر رسیده است. این رکود اما به معنای کاهش خطر تورمی نیست، بلکه نشانهای از انرژی نهفتهای است که در اولین فرصت میتواند به جهش قیمتی تبدیل شود.
بازار فعلی مسکن مصداقی از پدیده «تورم سرکوبشده» است؛ زمانی که هزینه واقعی تولید با قیمت فروش همخوانی ندارد. این اختلاف در واقع همان فشاری است که در یک فنر ذخیره میشود. اگر شرایط سیاسی یا اقتصادی تغییر کند، بهویژه در صورت رشد نرخ ارز یا افزایش تورم عمومی، این فنر آزاد خواهد شد و احتمال جهش شدید قیمتی وجود دارد.
کارشناسان سه متغیر کلیدی را در زمانبندی آزاد شدن فنر مسکن مؤثر میدانند:
اگر این سه عامل در جهت افزایش انتظارات تورمی حرکت کنند، جهش قیمتی در مسکن اجتنابناپذیر خواهد بود.
رهایی فنر قیمتها لزوماً به رونق بازار نمیانجامد. تجربه گذشته نشان داده جهش ناگهانی قیمت معمولاً رکود عمیقتری را در پی دارد، زیرا با افزایش ناگهانی بهای واحدها، توان خرید خانوارها به شدت کاهش مییابد. در چنین شرایطی، مسکن از کالایی مصرفی به دارایی سرمایهای تبدیل میشود و فاصله طبقاتی در دسترسی به مسکن گسترش مییابد.
افزایش بهای مسکن همچنین شاخص اجارهبها را بالا میبرد و فشار هزینه زندگی بر اقشار کمدرآمد را تشدید میکند.
کارشناسان پیشنهاد میکنند دولت برای جلوگیری از جهش ناگهانی، مسیر کنترلشدهای برای تعدیل قیمتها طراحی کند. حمایت از ساختوساز، تسهیل صدور مجوزها و تقویت پروژههای مشارکتی بخش خصوصی از جمله اقداماتی است که میتواند از شدت فشار موجود بکاهد. با این حال، تحقق این هدف بدون ثبات اقتصادی و کاهش ریسکهای سیاسی دشوار به نظر میرسد.
سهراب مشهودی، مسئول شورای گروه شهرسازی جامعه مشاوران، با اشاره به فشردگی بالای فنر مسکن میگوید: «باید چند هفته دیگر صبر کرد تا اثر تحریمها و مکانیسم ماشه مشخص شود. در صورت کاهش ارزش پول ملی، ممکن است قیمتها بهطور ظاهری رشد کنند اما این افزایش واقعی نخواهد بود.»
حسن محتشم، عضو هیاتمدیره انجمن انبوهسازان تهران نیز میگوید: «اقتصاد کشور در بلاتکلیفی به سر میبرد و سرمایهها فقط به بازارهایی میروند که احساس امنیت وجود دارد. مسکن بهدلیل نقدشوندگی پایین و هزینه بالا بیش از دیگر بازارها از این شرایط آسیب دیده است.» او هشدار میدهد که در صورت آزاد شدن فنر مسکن، شکاف میان خانوارهای متقاضی و توان خرید واقعی آنها بهشدت افزایش خواهد یافت.
بازار رمزارزها یکی از پرهزینهترین روزهای تاریخ خود را پشت سر گذاشت. در فاصله چند ساعت، دو حمله سایبری به صرافی بایننس و پلتفرم پیشبینی پولیمارکت، به سرقت مجموعاً حدود ۶.۳ میلیارد دلار و ۲.۶ میلیون دلار دارایی انجامید. حمله به بایننس که احتمالاً به هکرهای کره شمالی نسبت داده میشود، بزرگترین سرقت تاریخ بازار رمزارزها توصیف شده است. اگرچه هر دو شرکت وعده دادند خسارت کاربران را بهطور کامل جبران کنند، اما این اتفاق بار دیگر ضعفهای امنیتی پلتفرمهای مبتنی بر رمزارز و تفاوت اساسی آنها با نظام بانکی سنتی در زمینه حمایت از سپردهگذاران را برجسته کرده است.
چند سال طول میکشد تا یک خانوار ایرانی صاحبخانه شود؟ معاون وزیر راهوشهرسازی میگوید متوسط دوره دسترسی به مسکن در مناطق شهری ۸.۵ سال و دوره انتظار با فرض پسانداز یکسوم درآمد حدود ۲۶ تا ۲۷ سال است. او با این محاسبات، اظهاراتی را که از انتظار بیش از ۱۰۰ ساله برای خانهدار شدن سخن میگویند، فاقد مبنای علمی میداند. اختلاف بر سر این اعداد فقط یک مناقشه آماری نیست و به دو برداشت متفاوت از توان واقعی خانوارها برای خرید مسکن بازمیگردد.
ایران با وجود برخورداری از یک پول ملی و سیاستهای پولی و ارزی مشترک، با چند جغرافیای متفاوت تورم روبهروست. تازهترین آمار مرکز آمار ایران نشان میدهد فاصله تورم سالانه میان ایلام و تهران در مهرماه ۱۴۰۵ به بیش از ۳۲ واحد درصد رسیده است. ایلام با تورم سالانه ۹۶ درصدی گرانترین استان از نظر سرعت افزایش قیمتهاست، درحالیکه تهران با ۶۳.۶ درصد پایینترین نرخ را ثبت کرده است.
بررسی عملکرد بازارهای مالی نشان میدهد که اونس طلا و نقره، دلار و طلای ۱۸ عیار در هفته منتهی به آبانماه روندی نزولی را تجربه کردند.